تبليغاتX
دانشکده فرش هریس
پایگاه اینترنتی دانشکده فرش هریس
دانشکده فرش هریس

درباره


دانشجویان و کاربران عزیز
وبلاگ دانشکده فرش هریس با هدف معرفی این دانشکده و رشته فرش و همچنین پاسخ به نیازهای دانشجویان و شما کاربران گرامی که این وبلاگ را انتخاب کرده اید راه اندازی شده است امیدواریم مفید واقع شود

دوستان

دانشگاه هنر اسلامی تبریز


<-BlogTitlt->

پشتيباني

Temp-Designer.Net .

          فرش دستباف استان اردبيل ، آميزه اي از تار هنر با پود جان           

فرش دستباف به عنوان هنري کاملا ايراني از ديرباز در اين خطه از کشورمان با دست هنرمند پيشينيانمان توليد مي شده و اسناد تاريخي و باستاني از جمله کشف قديمي ترين فرش منقوش جهان با علامت صليب شکسته در شهرستان گرمي گواه محکمي بر جايگاه فرش در استان اردبيل است.

 

متن کامل در ادامه مطلب 

| تاريخ : سه شنبه 1388/01/25 | ساعت : 15:40 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

          نگرشی بر فرش ایرانی           

قسمي از گليم پرزدار منقش گرانبها که خالي نيز گويند. (ناظم الاطباء). مهمترين محصول صنعتي ايران در عصر حاضر قالي و قاليچه دست بافت است . قالي بافي از صنايع بسيار قديم ايران است . ميگويند که اسکندر کبير وقتي براي اولين بار مقبره کوروش بزرگ را بازديد نمود مشاهده کرد که آن با قالي خيلي خوب پوشيده شده و نيز ميگويند که در قصر تيسفون يا طاق کسري در زمان ساسانيان يک قطعه قالي وجود داشته که با جواهر و فلزات قيمتي پوشيده شده بود، ولي شرح اين قالي آنقدر با افسانه آميخته شده که نميتوان آن را کاملاً باور کرد.

متن کامل در ادمه مطلب

منبع: www.kermanfarsh.blogfa.com

نوشته سمیرا محمدی

| تاريخ : پنجشنبه 1387/10/05 | ساعت : 13:44 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

          طبقه بندی فرشها بر اساس اندازه و ابعاد           

طبقه بندی فرشها بر اساس اندازه و ابعاد

 

 

در طی قرون گذشته بویژه با گسترش زندگی شهرنشینی به تدریج الگوهای جدیدی در زندگی شهر نشینان بوجود آمده که بسیاری از پی آمدهای آن در جهات مختلف تأثیرات مستقیمی بر جای گذاشته است. از جمله این تأثیرات می توان به الزاماتی اشاره نمود که معماری جدید در منازل مسکونی بوجود آورده و مفروش نمودن کف اتاقها به ابعاد خاصی محدود شده است» و امروزه قالی های بافته شده، از لحاظ اندازه دارای استاندارد خاصی می باشند، مگر در مواردی خاص که ممکن است برحسب سفارش این ابعاد و اندازه ها تغییر کند. گفتنی است که علاوه بر ابعاد و اندازه قالی ها از لحاظ شکل نیز دارای گوناگونی می باشند.

بطور کلی قالی از نظر شکل به دو دسته تقسیم می شود:

  • فرشهای چهار گوش، شامل مربع و مربع مستطیل که دارای دو بعد طول و عرض هستند.

  • فرشهای گرد شامل دایره ای و بیضی که دارای قطر هستند.

صرف نظر از دسته بندی فوق، قالی هایی با اشکال خاص که عمدتاً این نوع اشکال سفارشی می باشند نیز وجود دارد که از آن میان میتوان به قالیهایی با اشکال هشت ضلعی و ... و نیز قالی های حجمی اشاره کرد.

از طرفی، قالیها براساس اندازه، به عبارتی خاص موسوم شده اند بطوریکه می توان جهت بررسی تنوع ابعاد قالیها از عناوین فوق یاری گرفت. اندازه هایی که امروزه برای بافت قالی مورد استفاده قرار می گیرد به شرح زیر است:

  •  قالی: به فرشهایی گفته می شود که معمولاً در اندازه های 3 2 – 5/3 5/2 - 3 3 - 4 3- 6 4 - 7 5 - 10 6 و اندازه های بزرگتر از آن بافته می شود.

  • قالیچه: به فرشهایی کوچکی اطلاق می شود که مساحت آنها معمولاً کمتر از 6 مترمربع باشد برخی از ابعاد متعارف قالیچه عبارتند از: 1 7/0 - 2 5/1 – 5/1 1 - 2 80/1 – 2/2 4/1 متر و اندازه های بزرگتر.»

  •  کلگی (سر انداز): «کلگی نوعی قالی است با اندازه تقریبی2 1 یا 4 2 و یا 6 3 و حتی بزرگتر که معمولاً طول آن 5/1 الی 2 برابر عرض آن و حتی بیشتر است»  کلگی را کله ای نیز می گویند. «بافت کلگی بیشتر در قدیم مرسوم بوده و جای گستردن آن در گذشته، بالای اتاقها بوده است.»  

  •   پرده ای: نوعی قالیچه ریز باف دیواری است که ابعاد آن معمولاً 8/2 8/1 متر یا 5/1 5/2 یا 3 2 متر است. آقای تورج ژوله در کتاب خود "پژوهشی در فرش ایران" چنین نقل می کند: «پرویز تناولی در این خصوص معتقد است که این اندازه از زمان ورود صنعت چاپ به ایران و متعاقب آن انتقال برخی از آثار ایرانی نظیر پرده های قلمکار در کتابها متداول گردید. زیرا طرحهای پارچه های پره ای قلمکار، بسیار ساده و با توجه به تکنیکهای ابتدایی چاپ در آن زمان به راحتی و با خطوط سیاهرنگ بر روی کاغذ چاپ شدند. متعاقباً تصاویر این پرده های قلمکار که از نظر طرح و اندازه بی شباهت به فرش نبودند، مورد تقلید و کپیه برداری بافندگان قالی قرار گرفت و اندازه و اصطلاح پرده ای در فرش ایران رواج یافت.»

  •  کناره: «فرش بلند و کم عرض به ابعاد تقریبی 75/0 تا 10/1 متر عرض و 5/2 تا6 متر طول» «که در کنار اتاقها برای پرکردن جای خالی یا برای مفروش ساختن راه پله ها و راهروهای کم عرض استفاده می شود» آرمن هانگلدین در کتاب خود، "قالی های ایرانی" در توضیح قرار گرفتن انواع قالی ها کنار هم چنین می آورد: «ابعاد این قالی ها یادآور موقعیت فرشها در اطاق ها و تالارهای ایرانی است. یعنی در وسط تالار قالی بزرگ قرار می گیرد که به آن «میان فرش» می گویند. این قالی از دو طرف توسط دو تخته قالی کناره ای که در دو طرف آن انداخته می شوند و دارای طول برابر هستند، محصور می شود. قالی دیگری که بلند و باریک است و به آن کله ای می گویند در طرف بالای «میان فرش» قرار می گیرد و بر قالی های «کناره ای» و قالی «میان فرش» عمود می شود و این مجموعه را کامل می نماید»

  •  پادری: (تودری) فرشی با ابعاد کوچکتر از قالیچه است که مورد استفاده در پاگرد و درگاه و به اندازه 40 30 و 60 40 سانتی متر بافته می شود.»

  •  پشتی: قالی های کوچکی هستند که همانطور که از نامشان پیداست برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گیرند، «پشتی به صورت کیسه ای آماده می شود (برای دوخت پشت آن معمولاً از جنس گلیم یا پارچه مخمل استفاده می شود).»  پشتی معمولاً در اندازه های 50 80 - 80 130 و 60 90 سانتی متر بافته می شود.

  •  ذرع و نیم: «در گذشته واحد اندازه گیری طول معادل  104 یا 108 سانتی متر بوده است. اندازه های فرشهای ذرع و نیم معمولاً 5/1 05/1 و 60/1 10/1 متر است.»

  •  سجاده ای: این نوع قالی که کاربرد آئینی دارد و به عنوان جانماز از آن استفاده می شود، اغلب دارای طرح محرابی است. «اندازه سجاده ای یا جانمازی تقریباً 10/2 35/1 متر است.

  •  دو ذرع: ابعاد این نوع قالیچه 1/2 35/1 متر می باشد.

  •  ذرع و چارک: (پنج چارک، ذرع و ربع) قالیچه ای با ابعاد 40/1 70/1 متر است.

  •  خرک: قالیچه ای است که طول آن به 100 سانتی متر نیز می رسد ولی ابعاد متعارف آن 90 60 سانتی متر است.

 


 

فهرست منابع و مآخذ:

  • احراری، عبدالله و جلالی، ناهید،" لوازم و بافت فرش (1)"، مؤسسه فرهنگی و هنری شقایق روستا، تهران 1378

  • ژوله، تورج، "پژوهشی در فرش ایران"، انتشارات یساولی، تهران 1381

  • هانگلدین، آرمن، "قالیهای ایرانی"، اصغر کریمی، انتشارات فرهنگسرا (یساولی)، تهران 1375

  • یساولی، جواد، "مقدمه ای بر شناخت قالی ایران"، انتشارات فرهنگسرا (یساولی)، تهران 1375

 

| تاريخ : دوشنبه 1387/09/11 | ساعت : 12:49 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          باغ خزان زده گل های قالی(كندوكاوی درباره صنعت فرش در ایران)           

گزارش:

روزنامه کيهان (www.kayhannews.ir)

منبع: سایت خبری آفتاب/ گالیا توانگر

 

فرش، تابلویی از حرف های مگوی دختران ایل و قالیبافان عاشقی است كه از سر انگشتانشان اصالت هنر ایرانی به گل می نشیند. روح تماشاگر همچون آهوی رمیده در طرح شكارگاه از پیچ و تاب لچك ترنج بالا رفته و به نقطه ای می رسد كه زمینه لاجوردی قالی آرامش بی نهایتی را به چشم و دلش هدیه می دهد. این اعجاز به راستی كه شایسته تحسین و ستایش همیشگی است.

متن کامل در ادامه مطلب

| تاريخ : شنبه 1387/09/09 | ساعت : 18:51 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

          فرش پازيريك به روايت رودنكو            

پرفسور رودنكو فارغ‌التحصيل دانشگاه لنينگراد سابق و عضو علمي ارشد انستيتو باستان‌شناسي آكادمي علوم در روسيه است.
او در سال 1929 سرپرستي هيئت اكتشافي را به عهده گرفت كه در نهايت منجر به كاوش در تپه‌هاي پازيريك شد و برنامه گسترده تحقيق جزئيات و مقايسه مجموعه دست‌ساخته‌هاي ايلي كه حاصل آن در كتابي به نام «گورهاي منجمد سيبري» جمع‌آوري نمود.

 

با پيدا شدن فرش پشمينة پرزدار و سرراست و پرداخت شده در پشته پنجم پازيريك فرصتي فراهم مي‌آيد تا به تاريخ اين گونه بافته‌ها بپردازيم.

| تاريخ : پنجشنبه 1387/08/02 | ساعت : 14:55 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

          فرش ايراني ميراثي در خطر ( شيرين صور اسرافيل )           

در گذشته مساله اي به نام ميراث فرهنگي نه چندان شناخته بود و نه چندان ارزشي داشت ولي امروز همه مي دانند كه اين يادگار ها تا چه حد مي تواند براي يك ملتي آبرو، اعتبار و حتي ارزش اقتصادي به همراه داشته باشد و كساني كه به نحوي به اين آثار آسيب مي رسانند بي ترديد جزو كساني هستند كه به سرنوشت ملتي آسيب مي رسانند و در عين حال پاسخگوي هيچ مقام و دادگاهي نيستند. البته ما وارد مباحث نمي شويم بلكه مستقيم وارد حوزه اي به نام فرش دستباف مي شويم، كه در آنجا شناسنامه و سابقه اي داريم.
به هر حال گاهي انسان فكر مي كند كه اين نوشتن ها و گفتن ها چقدر فايده دارد و بايد زماني بس باشد و تصميم مي گيري كه ديگر بس است. ولي تا وقتي كه مي فهمي و مي بيني، نمي تواني بي اعتنا باشي ولو اينكه يك نفر باشد كه به حرفت گوش دهد. من اطمينان دارم كه همواره گوش ها و دل هايي آماده شنيدن و تفاهم هستند. به هر حال با تاكيد بر آنكه هنوز ارزش هاي اين توليد براي بسياري شناخته نيست و هنوز بسياري آن را شايسته توجه نمي دانند و هنوز اگر نگاهي به سمت آن مي شود براي ارزش هاي مادي و اشتغال و صادرات آن است و برنامه ريزي هايي كه در مورد آن مي شود حتي اگر شكل مفيدي نظير تعاوني هاي توليد باشد، عملاتبديل به ابزاري براي نيات ديگر و يا توليداتي انبوه و بي هدف مي شود. بنابراين نوشتن و گفتن وظيفه است و اميدواريم كه به عنوان كمك پذيرفته مي شود. پيش از آنكه وارد بحث اصلي شويم براي آگاهي به مواردي اشاره مي كنيم تا دانسته شود كه به دليل برنامه ريزي هاي غلط تا چه حد اين سرمايه با ارزش ملي آسيب ديده است. ما خودمان چه به روز فرشي آورديم كه روزگاري خريداران آن را روي چشمان مي گذاشتند و يك تكه كوچك آن را چون ثروتي حفظ مي كردند. ميزان توليد فرش دستباف ايران در شرايط مطلوب و با كيفيت مناسب به رقمي در حدود 6 ميليون متر مربع رسيد، بدون آنكه دغدغه بازار داشته باشد. اما امروز بازار فرش به يك بازار راكد در مرز 2-5/2 متر مربع توليد رسيده است. علي رغم بزرگنمايي كه در مورد فقر قاليبافان مي شود و مسوول آن فقط كساني هستند كه براي پايين نگه داشتن دستمزد به توليد فرش هاي بي كيفيت و ارزان مي پردازند، در گذشته بسياري از بافندگان همواره تعدادي فرش لوله شده در كنارخانه خود داشتند كه آن را در شرايط مناسب عرضه مي كردند. 
تعداد بافندگان شاغل در اين توليد و حرفه هاي وابسته رقمي بين 1- 5/1 ميليون نفر بوده است. يعني بزرگ ترين گروه كاري مولد در كشور كه با 8-10 ميليون افراد خانواده خود در حدود 15درصد جمعيت كشور را پوشش مي داده اند. نيازي به گفتن نيست كه امروز چگونه اين خانواده بزرگ تبديل به لايه هاي منفعل و نااميدي شده اند كه نه تنها قادر به فروش دستبافته هاي خويش نيستند بلكه از بافت فرش به عنوان كاري بيهوده سخن مي گويند. حداقل20 درصد كارگران شاغل در اين رشته كارگران فني و متخصص هستند كه قادر به محاسبه نقشه، چله، نمرات نخ و مقاومت آنها و همچنين مقاومت هاي كششي و تنشي دستگاه هاي بافت و استحصال بهترين رنگ هاي زيبا و باثباتي هستند كه از گياهان ظاهرا بي ارزشي كه از علف ها و ريشه هاي طبيعي گياهان به دست مي آيد. اين سواي طراحان بزرگ و هنرمندي است كه به مدد ذهن، انديشه و دست، نقوشي پيچيده و دقيق رياضي معادل نقشه هاي معماري را خلق مي كنند. برخي از رشته هاي قاليبافي نظير رنگرزي - رفوگري و به ويژه طراحي(كه از رشته هاي بسيار زيباي هنري هم به حساب مي آيد) به لحاظ شرايط و نوع كار جزو مشاغل سخت تلقي مي شوند. متاسفانه سازمان هاي متولي كار و بهداشت از پذيرفتن اين مشاغل در رده مشاغل سخت خودداري كرده و هيچگونه حمايتي از آنها نمي كنند. در حدود 20000 روستا در ايران داراي قاليبافي بوده اند كه حفظ حيات اجتماعي و اقتصادي آنها كلاو يا بخشي، از راه قاليبافي تامين مي شده است. بسياري از اين روستاها در مناطقي قرار داشته اند كه يا فاقد صنايع و توليدات ديگر بوده و يا قابليت صنعتي شدن نداشته اند (مناطق كويري- كوهستان ها- عشاير) كه با اندك توجهي به آمار عمومي كشور مي توان دريافت چه ميزان از اين مناطق با از دست دادن قاليبافي خود متروك شده و يا ساكنان آنها به دليل جايگزين نشدن حرفه ديگري به حاشيه شهر ها رانده شده اند. در اين ميان به آسيب كشاورزي و دامداري وابسته به اين نقاط كه قاليبافي حرفه اي جنبي در كنار آنها بوده و يا اسكان عشاير و اجبار آنها به استفاده از نقوش غيرآشنا و عمدتا چاپي و يكنواخت را كه به نابودي برخي از نقوش بي بديل و زيباي روستايي كمك كرد چندان تاكيد نمي كنيم.
   
   
     - 85درصد بافندگان، زنان هستند كه بافت نقوش را زير سقف خانه و كنار گهواره فرزند و مزرعه همسر با علاقه و حوصله بافته اند. مساله بهره كشي كه ظاهرا پاشنه آشيل اين حرفه تلقي مي شود، لزوما ربطي به توليد فرش كه كاري لذت بخش و آرام است نداشته و در هر حرفه ديگري نيز مي توانسته اتفاق بيفتد و وظيفه دولت ها و سرمايه داران بوده است كه در قبال سودي كه از دسترنج اين طبقه زحمتكش برده اند، امكانات رفاهي و تاميني را براي توليد كنندگان نظير ساير كارگران ديگر در بخش هاي صنعت فراهم نمايند.
   
   
    - فرش دستباف علاوه بر ايجاد اشتغال و درآمد ارزي به عنوان يك كالاي هنري زيبا و سرمايه اي در جهان، دوستداران و تحسين كنندگان فراوان داشته و براي ايرانيان شهرتي به ذوق و نوعي زيباشناسي هوشمندانه و متفكرانه به همراه داشته است. امروز اين فرش جاي خود را به فرش هاي تقليدي و دست چندم كشور هايي سپرده است كه با تقليد از نقوش فرش هاي ايراني نشان داده اند كه بيشتر از ما ارزش آنچه را كه روزگاري به نام فرش ايران شهرت داشته مي دانند.
   
   
    - در نهايت آنكه فرش دستباف ايران به رغم نظر برخي مصلحت انديشان كه فرش ايران و به طريق اولي فرهنگ اين مملكت را نمي شناسد، نه حرف هاي عقب افتاده و نه مانع توسعه و رشد اجتماعي است(فراموش نكنيم كه پايه اقتصاد صنعتي ايران در اوايل قرن حاضر بر دوش فرش ايران گذاشته شد و در ضمن اين حرفه اكنون در چندين دانشگاه كشور جايگاه خاصي يافته است.) چنانچه اين توليد حتي به صورت يك حرفه سنتي (اگرچه بسيار فراتر از يك حرفه دستي و سنتي است) مورد برنامه ريزي جدي قرار گيرد، همچنانكه صنايع و توليدات دستي و بومي در بسياري از كشورهاي امروز كه بازار هاي جهان را تسخير كرده اند نظير چين، هند، ژاپن و حتي كشور هاي اروپايي و آفريقايي به عنوان موضوعي جدي نگريسته مي شود و مي تواند مولد منافع بيشماري از جمله كاهش بيكاري، حفظ ساختار اجتماعي و فرهنگي كشور و افزايش درآمد هاي ملي و اقتصادي شود.
   
   
    به دلايلي كه در اينجا فرصتي براي بحث آن نيست اگرچه در زمان هايي براي حفظ اصالت و حرمت فرش دستباف تلاش هايي شده است ولي در مجموع آنچه ديده مي شود آنكه:
   
   
    - فرش ايران هيچگاه به عنوان يك پديده اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آنچنان كه بايد مورد توجه قرار نگرفته تا دلايل رشد و پيدايش آن با وسعتي كه به لحاظ كمي و كيفي و پيچيدگي هاي قومي و بومي در ايران دارد شناسايي و از راهكار هاي علمي براي حفظ و نگهداري اين هنر استثنايي جمعي استفاده شود. از آنجا كه فرش دستباف فقط به لحاظ تنوع فرهنگي و بهره گيري از ويژگي هاي متنوع بومي و مردمي فقط با زبان و يا شعر (با دامنه و كاركرد مردمي آن) قابل قياس است، اگر فقط اندكي تلاش با استفاده از روش هاي علمي براي شناخت اين هنر اختصاص مي يافت امروز در كنار انبوه فرش هاي زيبا و هنرمندانه اي كه در موزه ها است نه تنها از نام خالقان رنگ ها و نقوش آنها اطلاع داشتيم بلكه كسي از بافتن فرش شرمنده نبود.
   
   
    قاعدتا بايد آشنايي با فرش و مسائل مربوط به آن را اعم از فني، اجتماعي و اقتصادي در يك زماني در آموزش هاي ابتدايي جاي مي داديم وگرنه انبوه نقشه هاي ذيقيمت طراحي (كه با حساب انگشتي ارقام آنها به چندين ده هزار مي رسيد، البته اين سواي نقوش روستايي و بومي و عشايري است كه حد و مرزي براي آنها نمي شد تصور كرد) مانند كاغذ باطله از بين نمي رفت. در نتيجه همانطور كه حافظ و كمال الملك را مي شناسيم بايد عيسي بهادري وارچنگ نيز براي ما شناخته شده باشند.
   
   
    - علي رغم ادعاهاي ادارات كار و بهداشت و غيره هيچگاه حرفه هاي مربوط به فرش (در حدود 32 رشته شغلي) زير پوشش آموزش هاي فني و حرفه اي و درجه بندي مشاغل و مهارت هاي فني ( براي بالابردن ارزش اجتماعي هنرمندان و استادكاران ماهر و برجسته فرش) قرار نگرفته اند. همچنين نظارت هاي فني و ايمني بر مراكز گسترده توليد و رنگرزي و بافت و دادن تسهيلات لازم براي بهبود شرايط كار تحقق يافت. هيچگاه بيمه ها به صورت اصولي و جدي اين صنف زحمتكش و خدمتگزار را مورد توجه قرار نداد. امروز هم كه صحبت از بيمه كارگران قاليباف است كيست كه نداند چگونه توليدكنندگان و بافندگان خرده پاي فرش در فروش فرش هاي خود درمانده اند چه رسد به آنكه حق بيمه كلان سهم خود را نيز بپردازند.
   
   
    - تكثير نقشه هاي فرش به صورت چاپي و استاندارد و ارسال آنها به مناطق مختلف بافت در يك نگاه حداقلي منجربه نابودي طراحي استادشاگردي و از بين رفتن هنرمندان بزرگ طراحي- جابه جايي نقشه ها- انتقال آسان نقشه هاي فرش به كشو ر هاي همسايه و محدود كردن نقشه هاي فرش به تعدادي از نقشه هاي انتخابي و به نوعي استاندارد و به مفهوم يكنواخت كردن فرش هاي بافته شده است.
   
   
    - نگاه صنعتي به فرش دستباف به تكنوكرات ها و اقتصاد دانان جديدالورودي برمي گردد كه در اتاق هاي كار پيشرفته و مدرن خويش و از پشت ميز هاي كامپيوتر و كرسي هاي استادي دانشگاه ها بدون آنكه سعادت آشنا شدن و لمس حتي حاشيه هاي اين هنر گرامي را بيابند، براي سرنوشت آن حكم صادر مي كنند و مي خواهند مسائل فرش ايران را با توجه به تئوري هاي اقتصادي كنز و تجارت الكترونيك حل كرده و براي رفع مسائل توليد از آزمايشگاه هاي فرش ماشيني كمك بگيرند. آنان از درك اين نكته عاجزند كه فرش دستباف يعني فرش دستبافي كه به وسيله انسان و در جايگاهي كه ذهن و انديشه و فرهنگ و خلاقيت او قرار دارد بافته مي شود. هرگونه سوق دادن اين توليد به سوي تكنولوژي و صنعت يك گام نزديك كردن آن به فرش ماشيني است. اينكه كساني اعتقاد دارند امروز دنياي تكنولوژي و علم است بحث ديگري است كه كسي با اين مساله مخالفتي ندارد. اما استفاده از علم لزوما استفاده از تكنولوژي نيست آن هم در هنري كه ريشه چندين هزار ساله در سنت و فرهنگ يك سرزمين دارد و ديگر آنكه، از علم مي توان استفاده كرد ولي چنانكه از علم استفاده مي كنند بايد به مواردي بازگردد كه به بهتر شدن مي انجامد مثلاشهر پمپي را كه 2000 سال پيش زير خاك رفته بيرون كشند و يا تابلوي تخريب شده لئوناردو داوينچي را بر ديوار كليسايي در ميلان تعمير كنند. يا فرش آسيب ديده شيخ صفي را ترميم كنند تا در جايگاه والاي خويش در موزه ويكتوريا آلبرت قرار گيرد.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:25 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          نگاهي به حرفه ناشناخته رفوگري در ايران : بازآفريني زيبايي هنر فرشبافي ( داریوش عباسی )           

فرش، اين هنر اصيل ايراني قدمتي چند هزار ساله دارد.
    هر ايراني احساس تعلق خاصي به فرش دارد. روي آن به دنيا مي آيد، روي آن زندگي مي كند و اساس خانواده خود را بر آن پي مي ريزد و اين چنين است كه فرش چه به شكل كهنه فرشي مندرس و چه به صورت فرشي گرانبها و زربفت در زندگي تمام ايرانيان جايگاهي خاص دارد. در اقتصاد امروز جهان نيز، نه فقط فرش هاي دستباف جديد و گرانبها كه فرش هاي كهنه و فرسوده و تكه قالي هاي پاره پاره نيز، ارزش بالايي را به خود اختصاص مي دهند. اما چگونه يك فرش كهنه و قديمي و پاره پاره در يك حراجي ده ها و صدها هزار دلار خريد و فروش مي شود اين فرش مندرس چه دارد كه آن را بر سر دست مي برند و براي به دست آوردن آن سر و دست مي شكنند !
    پاسخ اين است كه امروزه بسياري از كشورهاي جهان دريافته اند كه فرش ها و قالي هاي قديمي را مي توان با صنعتي به نام «رفوگري» به آنچنان مرحله اي از كيفيت، زيبايي و دوام رساندكه چشم هر بيننده اي را مبهوت و ميليون ها دلار ارز واقعي را به كشورشان سرازير كند. بدين ترتيب اين كهنه فرش هاي مندرس، نه تنها ارزش مادي فراوان كه ارزش معنوي دو صد چندان را براي صاحبانش به ارمغان مي آورد و تجسمي از هويت و بودن آنان را در ادوار مختلف تاريخ بشري به ثبت مي رساند.
    در همين روزگار است كه تكه فرش هاي قديمي و قاليچه هاي پوسيده با كمك دستان تواناي رفوگران، چنان مرمت و بازسازي مي شوند كه با قيمت هاي چندين برابر قيمت اصلي در بازارهاي جهاني و حراج هاي گوناگون به فروش مي رسند. اين رفوگران هستندكه با تلاش بسيار و هنرخاص خود به فرش ارزشي افزوده مي بخشند و جدا از ارزش مادي، ارزش معنوي بسياري براي آنها پديد مي آورند.
    آري، رفوگري امروزه در صنعت فرش جهاني، جايگاه مناسبي يافته و از اهميتي صد چندان برخوردار شده است. اما اين هنر ملي كه ريشه هاي آن به ايران و ايرانيان بازمي گردد و از ابتدا توسط ايرانيان به ثبت رسيده، همچون ساير ميراث فرهنگي ايراني، اين روزها با تهديدهاي عديده اي دست و پنجه نرم مي كند .
    رفوگران نيز احوال مساعدي ندارند و نه تنها از اين بازار پرسود سهمي نمي برند كه تعدادشان هر روز كاهش مي يابد، بي آنكه جانشيني در خور بيابند. در اين گزارش، ضمن آشنايي با صنعت رفوگري، به بيان مسائل و مشكلات گريبانگير اين حرفه تاريخي مي پردازيم.
    * رفوگري در سايه
    رفوگري هنري است كه با تاروپود فرشبافي عجين شده است. در واقع اين هنر اصيل و قديمي ايراني حيات و هويت خود را از صنعت فرشبافي گرفته و اصولاً تا فرشي بافته نشود رفويي انجام نمي شود و رفوگري به وجود نمي آيد. به همين دليل است كه صنعت رفوگري همچون فرشبافي از قدمتي هزاران ساله برخوردار است و به عنوان يكي از قديمي ترين و شناخته شده ترين هنرهاي ايرانيان، تقريباً در ۷۰ نقطه از اين سرزمين گسترش دارد و از يك نقطه به نقطه ديگر داراي مشخصات و ويژگي هاي متفاوت است. زيرا كه هنرمند بافنده و رفوگر بنابر موقعيت جغرافيايي اش، در واقع فرهنگ خود را بر تن فرش، نقش مي زند. به همين دليل همان طور كه فرش دستباف ايران از اصيل ترين كالاهاي ملي و از هنرهاي سنتي وخانوادگي ايران به شمار مي رود و ارزش افزوده اقتصادي بسيار بالايي براي كشورمان دارد، رفوگري نيز به عنوان يك هنر صددرصد ايراني امروزه جايگاه خاصي در جهان پيدا كرده و در برخي موارد، حتي بيش از فرش هاي دستباف ارزش افزوده به دنبال دارد.
    بدين ترتيب، هر جا كه صنعت فرشبافي از رشد و رونق برخوردار مي شود، رفوگري نيز در كنار آن رنگ و رونقي بيش از پيش مي يابد و در كانون توجهات قرار مي گيرد. اما اين فقط يك سوي ماجرا و در واقع روي خوش آن است. در آن سوي ديگر، رفوگري به عنوان يكي از زيربخش هاي صنعت فرشبافي، نه تنها از مشكلات كلي حاكم بر اين صنعت رنج مي برد، كه مسائل و معضلات خاص خود را دارد.
    به عبارت ديگر، از آنجا كه حرفه فرشبافي يك كار گروهي و جمعي است، مشكلات و مسائل شاخه هاي گوناگون آن نيز به نوعي، همچون تاروپود يك فرش، در هم تنيده و با هم يكي مي شوند و بهبود وضع يك شاخه، يقيناً در وضع شاخه هاي ديگر تاثيرگذار است. از سوي ديگر، در كارها و مشاغل گروهي و جمعي، نياز است كه افراد گروه به سطحي از فرهنگ كار جمعي و درك گروهي بودن كار برسند تا در سايه اين فرهنگ بتوانند مسائل و مشكلات خود را با تعامل، گفت وگو، همياري و همدلي يكديگر از پيش پا بردارند.
    در واقع بافنده، فروشنده، طراح، شوينده، رنگرز، رفوگر و ... بايد سر يك ميز بنشينند، مسائل و مشكلات خود را مطرح كنند و پس از بحث و بررسي به راهكارها و راه حل هاي منطقي دست يابند و بدين طريق به رشد و پيشرفت حرفه خود و ارتقاي سطح كارشان كمك كنند. اما متاسفانه در صنعت فرشبافي امروز كشور، مانند بسياري از حرفه ها و مسائل گروهي ديگر، فرهنگ و تربيت كار جمعي چندان پا نگرفته و رويه حل مشكلات به صورت همدلي و تعامل وجود ندارد آن چنان كه خود اين موضوع به يكي ديگر از معضلات گريبانگير اين حرفه بدل شده است.
    افت كيفيت، عرضه انبوه و غير هدفمند فرش ايراني، كاهش صادرات، وجود رقباي بي شمار و تسخير بازار از سوي آنان و... از جمله مسائل و مشكلاتي است كه صنعت فرشبافي كشور اين روزها با آنها دست و پنجه نرم مي كند و صنعت رفوگري نيز از آنها بي نصيب نمانده است. به عنوان مثال، فرش دستباف ايران يكي از اقلام سنتي صادراتي كشور به شمار مي رود كه در نقاط مختلف دنيا مشتري هاي پروپا قرصي دارد، اما در سال هاي گذشته رقباي پاكستاني، هندي و چيني بخشي از بازار ايران را در دست گرفته اند.
    دست اندركاران فرش مي گويند فرش هاي دستباف توليد شده در كشورهاي ديگر با بهره گيري از طرح هاي ايراني توليد مي شدند اما كيفيت آنها بسيار پايين است. با اين حال قيمت پايين محصولات اين كشورها موجب شده تا تقاضا براي محصولات توليد شده اين كشورها بيشتر شود و بخشي از بازار فرش ايراني در اختيار آنها قرار گيرد.
    اين وضع شامل حال رفوگري هم هست و وجود رقباي خارجي، افق روشني را در پيش روي اين رشته نمي گشايد. در واقع رقباي خارجي با كپي برداري از شيوه هاي مرمت ايران، فرش هاي قديمي و نفيس را از اروپا و امريكا مي گيرند و با تعمير آن، به قيمت هايي چندين برابر قيمت خود فرش، به آنان باز مي گردانند.
    * سير نزولي صنعت فرش و رفوگري
    به گفته كارشناسان، فرش ايران امروز جايگاه گذشته خود را ندارد. حدود ۳۰ سال پيش، فرش ايران در جهان رتبه اول تا سوم را دارا بود اما امروز از لحاظ صادرات و عرضه اين محصول، كشورمان در رده هاي پايين تر قرار دارد. مساله اين است كه امروز توليدكنندگان فرش دستباف بدون شناخت نياز مخاطب در جهان خارج به كار بافت فرش مي پردازند و تنوع رنگ و محصول آنچنان كه بايد وجود ندارد. همچنين استفاده از مواد خوب، طبيعي، بادوام و محكم بسيار كم شده است. تاجران به صورت بي رويه و بدون كنترل فرش ايراني را صادر مي كنند و پس از آن ناچارند آن فرش ها را به قيمت بسيار پاييني به فروش برسانند و ضررهاي زيادي را متحمل شوند. در نقطه مقابل، كشورهايي مانند چين و تركيه، دقيقاً در راستاي سليقه ها و نظرات مردم در كشورهاي اروپايي به عرضه محصولات خود مي پردازند و با كپي برداري از كار و طرح ايران با رنگ بهتر و نقشه ظريف تر كار ارزان تري را به مشتري خارجي تحويل مي دهند كه اين خود موجب پايين آمدن جايگاه فرش ايراني مي شود.
    رفوگري هم وضع و حالي بهتر از فرشبافي ندارد و به عنوان يك حرفه و سنت ايراني، اگر به دادش نرسيم به سمت ريشه كن شدن پيش مي رود.
    مشكلات گمركي و پيمان سپاري نقدي عدم حمايت كافي دولت، دستمزد پايين رفوگران و... موجب شده كه كشورهايي نظير چين، هند، افغانستان، پاكستان و... ميداندار شوند و گوي سبقت را از ايران بربايند. اين كشورها قوانين دست و پاگير براي ورود و خروج فرش هاي قديمي و مندرس ندارند، نيروي كارشان ارزان است و كار تعمير را هم از ايران ياد گرفته اند، اما در ايران وقتي پدربزرگ ها و پدران اين حرفه، يك به يك از دنيا مي روند و هنر خود را بدون اين كه به فرزندانشان بياموزند براي هميشه با خود دفن مي كنند، چطور مي توانيم انتظار داشته باشيم كه رفوگران قابل و ماهري تربيت كنيم و همه كشورها را به كار رفوي فرش هايشان در ايران فرا بخوانيم.
    * مشكلات توليد
    صنعت فرش ايران در كنار رقباي خارجي، در داخل نيز با مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كند كه هويت فرش ايراني را تحت تاثير قرار داده و از قدمت رقابت آن كاسته است.
    فرش هاي ايراني معمولاً در خانه ها يا در كارگاه هاي كوچك بافته مي شوند. توليد غير هدفمند، پايين آمدن كيفيت مواد اوليه و عدم استفاده از طرح هاي اصيل از جمله دلايلي است كه سبب شده تا فرش ايراني جايگاه واقعي خود را در بازار جهاني از دست بدهد.
    تثبيت نرخ ارز، كمبود نقدينگي، افزايش قيمت مواد اوليه، حقوق كارگر و تورم از عوامل تاثيرگذار در ناتواني صنعت فرش كشورمان به حساب مي آيد كه نقش غيرقابل انكاري در افت مداوم توليد و صادرات فرش دستباف داشته است.
    در اين ميان، دولت براي حمايت از فرشبافان و قاليبافان، اقداماتي انجام داده، از جمله آن كه آنها را بيمه كرده و وام هايي را براي افزايش توان توليد دراختيار توليدكنندگان قرار داده است، اما جا دارد اين برنامه ها در سطحي گسترده تر و درباره تمامي قشرهايي كه با صنعت فرشبافي در ارتباط هستند، از جمله درباره رفوگران انجام شود تا نتايج مطلوب تري به همراه داشته باشد.
    به عقيده كارشناسان، توليد بي رويه فرش ماشيني هم يكي از عوامل تاثيرگذار بر بازار فرش دستباف است. سرانه سالانه توليد فرش ماشيني در ايران ۲ متر مربع است كه به عقيده كارشناسان مازاد بر نياز داخلي است.
    آمارها حكايت از آن دارد كه در كشورمان حدود
    ۲ ميليون نفر از راه توليد و تجارت فرش زندگي خود را تامين مي كنند كه يك ميليون و ۲۰۰ هزار نفر آنها بافنده فرش هستند.
    * مشكلات خاص رفوگري
    صنعت رفوگري ايران نيز همچون صنعت فرشبافي در كنار رقباي خارجي، در داخل نيز با مشكلات زيادي روبه روست كه اين حرفه را تحت تاثير قرار داده و از قدرت رقابت رفوگران كاسته است. از سوي ديگر، به دليل سال ها كم توجهي به وضع رفوگري، تعداد هنرمنداني كه به هنر خويش پايبند مانده اند در سراسر كشور به ۱۰ هزار نفر مي رسد كه اين عده از نبود بازار مداوم و وضع نابهنجار معيشتي نالانند.
    استاد حسن قويدل، از استادان با سابقه و مسلم رفوگري در ايران، نسبت به وضع اين حرفه بسيار نگران است و مي گويد: امروزه رقابت شديدي در بازار فرش در دنيا وجود دارد و اگر روزي بود كه فقط نام ايران با فرش گره خورده بود، امروز بسياري از كشورها مثل چين، نپال، هندوستان، افغانستان و... هم در صنعت فرش و رفوگري فعال شده اند. اين درحاليست كه فرش هاي آنها كيفيت كار ايران را ندارد، اما چون مسائل گمركي و قواعد دست وپاگيرشان كمتر است، بيشتر از ما در بازار جهان حضور دارند و سود مي برند.
    استاد قويدل از موانع واردات فرش هاي قديمي به عنوان يكي ديگر از مشكلات مهم رفوگري نام مي برد و تاكيد مي كند كه دولت بايد موانع و قوانين دست وپاگير واردات فرش هاي قديمي را براي رفو بردارد تا فرش هاي قديمي از همه جاي دنيا براي رفو به دست رفوگران ماهر ايراني به كشور بيايند و براي ما درآمدزايي داشته باشند.
    عضو انجمن صنفي رفوگران تهران مي گويد: مشكلات گمركي و پيمان سپاري موجب شده كه فرش هاي قديمي به جاي ايران به تركيه بروند و اين كشور از قبل غفلت ماست كه در رفوگري فعال و صاحب درآمد شده است.
    اين استاد با سابقه رفوگري اعتقاد دارد كه بايد بحث تجارت فرش را از مرمت و تعمير آن جدا كنيم، بايد قوانين مرمت، شست وشو و لكه برداري را درباره فرش هاي وارداتي اصلاح كنيم، بايد مهلت استاندارد براي رفوگران وجود داشته باشد و پس از ايجاد درآمدزايي، فرش به مبدا خود بازگردد.
    به گفته قويدل، نمونه هاي فراواني وجود دارد كه به دليل ناهماهنگي ها و مشكلات و مقرراتي كه وجود دارد، فرش هاي قديمي به كشور وارد نمي شوند و براي مرمت و رفو سر از ديگر كشورها در مي آورند. چنين مي شود كه صنعت رفوگري در كشورهاي ديگر فعال مي شود و رونق مي گيرد و ما كه صاحب اصلي آن هستيم از رونق گرفتن، ايجاد اشتغال و درآمدزايي آن محروم مي مانيم.
    يكي ديگر از مسائلي كه حرفه رفوگري با آن روبه روست اين است كه در ۲۰ سال گذشته رفوگر واقعي وارد بازار داخلي نشده و رفوگران جوان فقط كارهاي ابتدايي اين رشته را مي دانند. رفوگران با تجربه و كاركشته نيز اين كار را يا از روي تجربه يا از كار استادان خود آموخته اند، چرا كه هيچ گاه مركز خاصي براي آموزش حرفه رفوگري يعني جايي كه بتواند اين رشته را به صورت علمي و مدون به علاقه مندانش تدريس كند و ارائه دهد در كشور وجود نداشته است. به عنوان مثال رفوگر بايد اطلاعات كافي درباره نقشه فرش داشته باشد، طرح هاي مناطق مختلف را بشناسد، راهكارهاي تهيه و كهنه كردن مواد را بداند، آسيب هاي كلي و جزيي را بشناسد و هزاران نكته كوچك و بزرگ را بلد باشد تا كار رفو، درست و بدون ايراد پيش برود.
    
    
    علاقه مندان به اين رشته هم وقتي مي بينند جايي براي آموزش و رشد و پيشرفت آنها نيست، چندان پيگير علاقه خود نمي شوند. آنها پيش از آن كه به طور جدي دنبال آموزش و يادگيري باشند، وقتي اوضاع و احوال معيشتي پدران يا استادان اين حرفه را مي بينند و مسائل و مشكلات آنها را از نزديك لمس مي كنند، عطاي رفوگري را به لقايش مي بخشند و راه ديگري را براي امرار معاش انتخاب مي كنند.
    وقتي كه رئيس انجمن صنفي رفوگران مهم ترين مشكل صنفي اين هنر را بيمه نبودن رفوگران (اصلي ترين نياز يك رفوگر) و نبود حمايت هاي، مادي و معنوي از آنها عنوان مي كند، چرا بايد انتظار داشته باشيم كه جوانان به اين رشته علاقه مند شوند و آينده خود را در آن بجويند مگر آينده نويدبخشي وجود دارد
    پدران هم مي دانند كه نمي توانند فرزندان خود را به ادامه راه خود مجبور كنند كه اين شغل، شغل ساده اي نيست. آنها مي گويند كسي كه قدم در راه رفوگري مي گذارد بايد واقعاً عاشق اين كار باشد و با قلب و روح خود كار كند و چندان به فكر آينده شغلي و مالي خود نباشد زيرا با اين حرفه نمي تواند به خواسته هايش جامه عمل بپوشاند (بگذريم كه برخي از رفوگراني كه عاشق كار خود بوده اند، آن را رها كرده و به شغل هاي ديگر روي آورده اند.)
    * خبر خوش رفوگري
    اوضاع نه چندان مساعد رفوگران، كاهش تعداد آنها، سال ها كم توجهي به وضع رفوگري، حمايت نكردن لازم و... سرانجام عده اي از رفوگران باسابقه و متعهد اين حرفه را بر آن داشت تا گردهم آيند و با تشكيل يك انجمن صنفي، مسائل و مشكلات صنف خود را از راه هاي قانوني حل كنند و به داد معيشت رفوگران گمنام و زحمتكش اين صنعت برسند. بدين ترتيب بود كه انجمن صنفي رفوگران فرش تهران در سال ۱۳۸۲ به ثبت رسيد، هرچند كه ضرورت وجود آن بسيار بيشتر احساس مي شد. در سال هاي بعد از آن نيز شعبه هاي انجمن در آذربايجان شرقي، اصفهان و قم تاسيس شد و انجمن در پي آن است كه بتواند در ساير استان هاي كشور، بخصوص استان هايي كه صنعت فرشبافي و به تبع آن رفوگري در آنها رونق دارد، شعبه هاي خود را راه اندازي كرده و از حقوق صنفي رفوگران دفاع كند.
    حسن مزيناني، رئيس انجمن صنفي رفوگران فرش، تعداد رفوگران فرش در كشور را حدود ۱۰ هزار نفر عنوان مي كند كه حدود ۵ هزار نفر در تهران و ۵ هزار نفر در استان هاي اصفهان، خراسان، قم، آذربايجان شرقي، همدان، اردبيل، فارس و خوزستان پراكنده اند. انجمن تهران نيز يك هزار و ۶۰۰ عضو دارد كه حدود ۲۰۰ نفر آنها رتبه بندي شده و مدرك مهارت دريافت كرده اند.
    انجمن، كميته هاي مختلفي هم دارد كه هر يك وظايف جداگانه اي دارند و به حل و فصل معضلات و مشكلات اعضا مي پردازند. آمار، آموزش و معرفي، طرح و برنامه و حقوقي، حل اختلاف، بررسي و تدوين آيين نامه ها، رفاهي و فرهنگي و پشتيباني، كارشناسان و كاريابي و اشتغال كميته هاي شش گانه انجمن صنفي رفوگران فرش تهران را تشكيل مي دهند.
    مزيناني، درباره طرح ها و فعاليت هايي كه هم اكنون انجمن پيگير آن است، مي گويد: هم اكنون انجمن در تلاش براي ايجاد هماهنگي با وزارت امور خارجه و سفارتخانه هاي ايران در ساير كشورهاست تا بتواند رفوگري را در داخل و خارج از كشور سر و سامان بدهد. ما مي خواهيم رفوهايي كه به ايران مي آيند و رفوهايي كه به خارج مي روند، با معرفي ما باشند.
    از ميان برداشتن قواعد دست و پاگير گمركي، سرمايه گذاري و حمايت دولت از صنعت رفوگري، انجمن صنفي رفوگران و اعتماد به آنها، راه اندازي مراكز آموزش و تدريس علمي اين حرفه به علاقه مندان از سوي پدران اين رشته، بهبود وضع معاش و بيمه رفوگران و خانواده آنها و برخورداري از سود سرشار اين كار و... از جمله راهكارهاي بهبود وضع اين هنر ايراني در داخل كشور است. در ابعاد جهاني نيز تبليغ هاي گسترده براي معرفي و شناساندن هرچه بيشتر و بهتر رفوگري ايراني و اين كه جايگاه و پايگاه اصلي اين هنر مختص ايران است، عرضه و تبليغ كارهاي مرمت شده معروف به جهانيان، حضور در حراج هاي معتبر، يادگيري اصول صحيح بازاريابي، درك نيازها و سلايق بازار جهاني، هدفمند بودن و برنامه ريزي داشتن و همه اينها در كنار يك مديريت قوي، يقيناً راه حل هايي هستند كه بايد براي سامان بخشيدن و نجات حرفه رفوگري در برنامه كاري مسئولان و دست اندركاران اين صنعت قرار گيرد.
    خوشبختانه اخيراً دولت طرح هايي را براي حمايت بيشتر از صنعت فرش در كشور مطرح كرده است. سياست هاي تبليغي و ترويجي در رابطه با فرش و در رابطه با رفوگري افزايش يافته، بانك ها به حمايت جدي از توليد كنندگان فرش دستباف پرداخته اند و در آخرين مورد دولت طرح خريد تضميني از توليد كنندگان فرش دستباف را مطرح كرده است.
    اين طرح از آن رو مطرح شده است كه از زمان اقتصادي شدن فرش در كشور، مشكل اصلي همواره اين بوده است كه بافندگان، طراحان و رفوگران فرش از اقتصاد اين صنعت سهم بسيار كمي داشته اند و هميشه كمترين ميزان از سود نهايي فرش بافته شده يا رفو شده به آنها تعلق گرفته است و اين خود به خود موجب پايين آمدن كيفيت اصلي كار مي شود.
    زيرا اقتصاد فرش به اين بستگي دارد كه همه عوامل مرتبط در زنجيره توليد فرش در سهم فروش آن دخيل باشند. علاوه بر اينها، بيمه بافندگان و رفوگران هم بحثي است كه روز به روز فراگيرتر مي شود.
    كارشناسان به طور كلي بر اين عقيده اند كه امروز رقباي جهاني وارد بحث صنعت فرش و حرفه رفوگري شده اند. با كوچك تر شدن منازل و استفاده نكردن از كالاهاي لوكس و گران قيمت در سراسر دنيا، خواسته ها و نيازها هم تغيير كرده است و مردم مي خواهند با كمترين هزينه، زيباترين هنرها را در خانه هاي خود داشته باشند. بنابراين بايد صنعت فرش و رفوگري كشورمان به شكل علمي بازاريابي شود، حركتي اساسي در زمينه حفظ و نگهداري آن صورت گيرد تا بتواند در رقابت با بازارهاي جهاني حرفي براي گفتن داشته باشد.
    آري، براي دستيابي به كيفيت سابق فرش هاي ايران و نيز براي سهم بردن از منافع سرشار بازار مرمت و رفوگري بايد به فرهنگ توليد فرش و مرمت گذشته بازگشته و بر نكات مثبت آن تكيه كنيم.
    يقيناً، بهبود وضع حرفه رفوگري و سامان گرفتن احوال رفوگران در گرو بهبود وضع صنعت فرشبافي و قرار گرفتن آن در جايگاه واقعي خود در بازار جهاني است.
    مساله اي كه اگر جدي گرفته نشود، به يكي از بدنه هاي اقتصاد كشور و يك هنر پرسابقه ايران لطمه بيشتري خواهد زد.
    انجمن فعاليت هايي هم درباره رشد و ارتقاي سطح سواد و اطلاعات رفوگران دارد، چراكه معتقد است رفوگر بايد اطلاعات كافي و لازم درباره نقشه فرش و طرح هاي مناطق داشته باشد و راهكارهاي تهيه و كهنه كردن مواد را داشته باشد تا كار رفو درست و بدون ايراد پيش رود.
    و سرانجام خبر خوش كه حسن مزيناني، رئيس انجمن و اصغر قويدل عضو هيات مديره و خزانه دار آن را اعلام مي كنند بيمه رفوگران از طريق انجمن است.
    آنها در پي آن هستند كه رفوگران عضو انجمن را تحت پوشش يكي از بيمه هاي كشور قرار دهند تا اين قشر زحمتكش و هنرمند نيز بتوانند آينده خود و خانواده خود را بيمه كرده و از مزاياي آن براي بهبود وضع معاش خود بهره مند شوند. اين كاري بود كه دولت نيز در سال هاي گذشته براي حمايت از قاليبافان انجام داد و آنها را بيمه كرد و وام هايي را براي افزايش توان توليد در اختيار توليد كنندگان قرار داد.
    به گفته مزيناني، رئيس انجمن صنفي رفوگران، طرح بيمه رفوگران قرار است در مجلس هشتم مورد بررسي قرار گيرد و در صورت امكان در قالب يك قانون به اجرا درآيد.
    * حفظ و نگهداري فرش
    رئيس انجمن صنفي رفوگران دل پري از كم توجهي به فرش دارد و مي گويد: بسياري از مردم ارزش فرش هاي قديمي را نمي دانند و آنها را تكه تكه مي كنند. مثلاً در مسجد سيد ولي بازار يا در مسجد ملكه خزانه بخارايي، فرش هاي تاريخي مثل فراهان را به دليل ناآگاهي تكه تكه كرده و با آن گوشه هاي مسجد را پر كرده اند.
    نه تنها مردم كه برخي از نهاد هاي دولتي مثل موزه ها هم ارزش واقعي فرش را نمي دانند.
    مزيناني ادامه مي دهد: حتي در برخي موزه ها فرش هاي ارزشمند قديمي را با جارو برقي صنعتي تميز مي كنند، در حالي كه مراقبت از اين فرش ها بسيار حساس است و نبايد از وسايل صنعتي براي تميزي و نگهداري آنها استفاده كرد.
    به گفته وي، بسياري از فرش هاي قديمي و طرح هاي فرش ايراني شهرت جهاني دارند مثلاً فرش هاي عمو اوغلي كه گل هاي درشت و قرمز دارند يا فرش چشمه مشك آباد در استان مركزي آنقدر مهم و با ارزش است كه متري يك ميليون تومان ارزش دارد. اين فرش كه «فرسك» نام دارد يكي از قديمي ترين نمونه هاي فرش جهان است كه به لحاظ تاريخي و تمدن از ارزش اقتصادي بسيار بالايي برخوردار است و بايد براي حفظ و نگهداري آن نهايت دقت و حساسيت را به كار برد.
    مزيناني مي گويد: از اين نمونه ها بسيار است و اگر بخواهد همه آنها را نام ببرد، سر به آسمان مي زند. او فقط اضافه مي كند كه چندي پيش يك فرش ۱۸ متري هريس از آمريكا براي رفو به ايران آمد كه ۴۵۰ سال قدمت داشت و ارزش اقتصادي آن ۲ ميليون دلار آمريكا برآورد شده بود. درج اشعار حافظ در حاشيه اين فرش زيبا و گرانبها، جلوه اي منحصر به فرد و اصلي به آن بخشيده بود.
    رئيس انجمن رفوگران فرش با ذكر اين نمونه ها تاكيد مي كند كه بايد راه هاي حفظ و نگهداري فرش به مردم آموزش داده شود و بدون آموزش هيچ توقعي نمي توان از مردم داشت.
    البته انجمن نيز در اين زمينه فعاليت هايي داشته و با انتشار جزوات و بروشورهايي در صدد اطلاع رساني به مردم برآمده است. همچنين چندي پيش با برگزاري نمايشگاه «از نقطه تا گره»، مراحل مختلف بافته شدن يك فرش، پشم ريسي و رنگرزي و... علاقه مندان نشان داده شد و يك كارگاه قاليبافي عرضه شد كه بسيار مورد توجه مردم و مخاطبان قرار گرفت. اين نمايشگاه در نقاط مختلف تهران از جمله در پارك هاي انديشه، ملت، لاله و... برگزار شد.
    حسن مزيناني پيشنهاد ديگري براي آموزش مردم دارد و مي گويد: پيشنهاد ديگر ما اين است كه در ۲۲ نقطه تهران، در مكان هاي مختلف مثلاً در پارك هايي در مساجد، دوره هاي آموزشي برگزار كنيم و به مردم آموزش دهيم كه چگونه از فرش خود نگهداري و مراقبت كنند.
    همچنين قرار است جشنواره فرش استان تهران ارديبهشت ماه امسال در پايتخت برگزار شود. برگزاري اين جشنواره فرصت مناسبي است براي آموزش مردم و جا دارد كه مسئولان و دست اندركاران برگزاري جشنواره از اين فرصت نهايت استفاده را بكنند و دوره هاي مختلفي را براي آموزش و يادگيري مردم برگزار كنند.
    جدا از روش هاي حفظ و نگهداري فرش كه بايد از سوي صاحبان فرش انجام شود، خود فرش همواره به دلايل مختلف از جمله فرسايش، مجاورت با مواد شيميايي، ضربه، آتش و ... در معرض آسيب قرار دارد و همين امر موجب شده كار رفو و رفوگري در جهت ترميم استادانه بخش هاي آسيب ديده از اهميت زيادي برخوردار شود.
    همچنين عيوب ديگري هنگام توليد فرش به وجود مي آيند كه بيشتر حاكي از عدم دقت و سهل انگاري در كاربرد و استفاده از مواد اوليه مصرفي غير مرغوب و رعايت نكردن اصول بافت صحيح است. از جمله موارد شايع، ابعاد فرش است.
    
    
    علاوه بر اين، بعد از توليد فرش باز هم امكان بروز آسيب وجود دارد كه به نحوه نگهداري و استفاده صحيح از فرش بر مي گردد. به عنوان مثال، جنس فرش خود عاملي است كه موجب جذب بعضي حشرات آسيب رسان به فرش مي شود.
    به طور كلي آسيب هايي كه بر فرش وارد مي شوند، دو نوع هستند، كلي و جزئي. آسيب هاي كلي اكثراً نيازمند صرف وقت و هزينه بسيار است و ممكن است در مواردي از برطرف كردن اين آسيب ها صرف نظر كنند كه بيشتر در مورد فرش هايي صادق است كه از ارزش هنري و قدمت كمتري بهره مند هستند.
    معمولاً رفوگران آسيب هايي را جزئي مي نامند كه نيازمند ترميم و تعويض تمام عناصر اصلي و شالوده فرش نباشد. حتي در برخي موارد ممكن است اصلاح و ترميم يك آسيب جزئي وقت و دقت بيشتري نسبت به يك رفوگري كامل طلب كند. اما روي هم رفته هزينه و مواد كمتري صرف آن مي شود.
    با دانستن و شناختن جزء به جزء فرش و موارد آسيب زدايي و ترميم آن است كه مي توان يك فرش دستباف و اصيل را تا سال ها و بلكه قرن ها به خوبي حفظ كرد و از تخريب و نابودي در امان نگه داشت.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:22 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          واژگـان فرهنگ لغات قالیبافان آذربایجان ( عبدالحسین لاله )           

واژگـان فرهنگ لغات قالیبافان آذربایجان:

 

آتمئشلئق: ریزفرش، یعنی تعداد گره هایی که در هر 7 سانتی متر زده میشود اگرٌ 60 بوده باشد. ریزفرش "آتمیشلیق" است.

آچارسالان: وسیله‌ای برای تنظیم شلی و سفتی تارهای قالی و بالا بردت ارتفاع دار.

آچئق: روشن . معمولاٌ این کلمه پسوند کلماتی است که از آن معنای روشنی می‌فهمیم.

آراگول: گل وسط فرش یا ترنج است. "آراگول" را یک قالیباف گره میزد.

آغ: سفید و رنگ خامه سفید.

آغ آپباغ: سفید سفید یا بسیار سفید.

آغاردی: سفیدی بین دوردیف فرش با هم(ردیف ما قبل و ما بعد). آغارماق، از پشت فرش دیده میشد. معمولاٌ زمان فروش فرش، برای کاهش نامرغوبیت آن این سفیدیها را با جوهر مداد رنگ میکردند. این سفیدی بر اثر ضربات نامرتب دفه ایجاد میشود.

اعلاء فرش: فرش ریزبافت و اعیانی که معمولاٌ با ابریشم بافته میشود.

ال ده برت: "بجنب". دستور اوستا به شاگرد.

الغاج: نوعی نخ کلفت که بین ردیف های فرش بکار می رود.

اللی لئق: فرش ریز بافت 50 گره در هر 7 سانتی متر.

اوتوزلوق: فرش معمولی 30 گره در هر 7 سانتی متر.

اوره: تخته‌ای مثلث شکل که برای سفت کردن دو ستون پائینی و بالائی فرش بکار می‌رود.

اوزاتتون: "درازش کردی" منظور آن است که شکل فرش بد بافتی و بیش از اندازه عریض اش کردی.

اوستونه: روی هم. مثل دستوره« گره سیاه بر روی همان گره سیاه بزن».

اوستونه قویماق: وقتی اوستا در انتهای روز هنوز سهم روزانه فرش بافی اش را تمام نکرده باشد برای رهایی از کار  به شاگردها دستورمیدهد، این ردیف را عین ردیف قبل ببافند، البته این عمل اثر نامطلوبی برکیفیت نقش ونگار فرش میگذارد.

ایپ: خامه.

ایتیتمک: تیز کردن، تیز کردن چاقو یا قیچی برای بریدن بهتر.

ایدون: کجش کردی. وقتی اوستا بر اثر بی توجهی گل یا بوته ای از فرش را مقداری جابجا میکند شکل گل کچ میشود.

ایرمیلئق: فرش معمولی یا متوسط یا وسط 20 گره در هر 7 سانتی متر.

ایلمک: گره فرش، شاگرد فرش بافی وظیفه دارد گره‌ها را بهم زند. قالیباف را ایلمک سالان میگفتند.

بشئین کچ بیردانا: 5 گره را رد کن و ششمی را گره بزن. این نوع دستورات از طرف اوستا برای خطوط اصلی نقشه در فرش به شاگرد صادر میشد. خصوصاٌ در فرشهائی که معمولاٌ یک چهارم نقش و نگار فرش در سه چهارم دیگر تکرار می‌شد، عملی‌تر بود.

بوی آتماق: با تار قالی بازی کردن. اینکار مهارت قالیباف را می‌رساند. او با ابتکار نوعی صدا مثل صدای تار در میآورد.

بویاغ: رنگ رنگرزی.

بوی چکماق: تار فرش را کشیدن . بافتن فرش پس از این مرحله آغاز میشود.

بویلوغ: تار قالی. جنس آن از پشم است و نوع آن عبارت است از 20 – 30 – 40 و ... نازکی و کلفتی آن بسته به نیاز فرش باف و نوع فرش از جهت‌ریزی و درشتی تعیین میشود.

بیرجوت: یک جفت. دستور بافتن خطوط اصلی فرش به شاگرد از طرف اوستا.

بیلوء: سنگ مخصوصی که با آن چاقو و قیچی را تیز میکنند.

پرچم و ورماق: پرچم زدن. وقتی اوستا بسرعت در اول کار ردیف خطوط اصلی یا سایه فرش را میبافد، شاگرد موظف است بدنبال او بقیه جاهای خالی را با گره‌های خود پرکند. فاصله یک گره خطوط یا سایه با گره بعدی خطوط وسایه رایک خانه میگویند که بوسیله اوستا بر جای می‌ماند. اگر رنگ زمینه یا خانه‌ای که باید شاگرد کار کند مشکوک باشد اوستا برای جلوگیری از اشتباه شاگرد گرهی را زده و آن را در هوا معلق می‌گذارد تا شاگرد با دیدن رنگ آن بداند این خانه را با چه رنگی بایدپر کند.

پرداخت لاماق: پرداخت دادن یا بریدن یکنواخت خامه‌ها بطوریکه نقش زیر آن واضح گردد.

پرده: نوعی از فرش که معمولاٌ با نقش و نگار بسیار ریز و با ابریشم بافته می‌شود.

پوسته‌ای: رنگ پوست و توی دانه پسته تقریباٌ سبز روشن.

پیچاق: چاقو که ابزار اصلی فرش بافی است. بوسیله آن گره‌ها زده می‌شود. (شکل شماره 1)

تخته بند: تخته درازی که قالی‌باف بر روی آن می‌نشیند و کار میکند.

توروش: همان ترنج و یا گل وسط فرش.

تیان: دیگ بزرگی که در آن خامه یا ریسمان را رنگ می‌کنند.

تیرپوتتاماغ: اینکار که شامل دو مرحله است  باعث می‌شود گره‌های بافته شده کاملاٌ به ردیف پایین خود بچسبند و در جای خود سفت شوند. این کار بوسیله اوستا انجام می‌شود و ابزار او در این کار شیش و دفه است.

تیفتیک: ضایعات پشم که بر اثر سایش گلوله گلوله شده و بر روی فرش می نشیند.

جهره: دوک نخ ریسی.

چینائی:  رنگ درخت چنار (برگ)

حاشی یه: کناره یا حاشیه فرش که به دو صورت است: حاشیه کوچک و حاشیه بزرگ.

خالچا: نوعی فرش کوچک یا قالیچه.

خطله مک: سایه یا خطوط اصلی فرش را گره زدن،  این عمل بوسیله اوستا انجام می‌شود.

خلفه: کسی که وظیفه خرید و فروش خورد و خوراک قالی بافان را بعهده دارد.

دزگاه: دستگاه یا دار قالی.

دفه: وسیله ای که با آن عمل تیرپوتد اماق انجام می گیرد. (شکل چهارم)

دمیری: رنگ آهنی یا طوسی تیره.

دویون یا دوگون: گره کور قالی بافی بر اثر اشتباه عمدی و سهوی .

ده یر: برای بازدهی بهتر کار قالی باف بر روی داری که چند شاگرد در آن کار می‌کنند، سهم هر کس را با توجه به عواملی چون جنس، قدرت بدنی، میزان دستمزد معین می‌کنند که به آن ده‌یر میگویند.

ریزه‌ماهی: اسم خاصی از نقشه فرش  که در آن گل و بوته‌های ریز زیادی دیده می‌شود.

ریه دی: رگه بودن در رنگ فرش. معمولاٌ وقتی قالی باف خسته می شود و نمی تواند رنگهای نزدیک به هم را از هم تمیز دهد دو رنگ نزدیک به هم را اشتباهاٌ می‌بافد که این عمل بعداٌ نشان می‌دهد دو رنگ در عین نزدیکی به هم با هم متفاوتند.

زرچه رک: نوع خاص اندازه‌ای فرش.

زرنیم: نوع خاص اندازه‌ فرش که معمولاٌ عرض آن یک متر و طول آن یک و نیم متر است.

زنجیره: حاشیه بسیار باریک که در کناره‌های فرش و در دورتادور آن دیده می‌شود.

ساخلا: نگهدار.

ساری: رنگ زرد.

سوء: خط باریکی از گره‌های یک رنگ که حاشیه، بالا حاشیه، لور، متدی و زنجیره را از هم جد میکند.

سورمه‌ئی: رنگ سرمه‌ای یا آبی خیلی تند.

سوغانی: رنگ پوست پیاز

شئخ صفی: نوع خاصی از نقشه فرش .

شایدانا: شاگردانه که آن را شاگرد در انتهای یک قالی از خریدار می‌گیرد.

شاییرد قونا غلئغی: مهمانی شاگردها که معمولاٌ در ماه رمضان از طرف ارباب یا صاحب کارخانه داده میشود.

شیش: سیخ که وسیله رد کردن نخ کلفت از لابلای تارهای قالی است.

شکری: رنگ شکری که کمی تیره‌تر از سفید است.

شم: ماده جامدی که از جنس شمع یا پارافین می‌باشد. کشیدن آن بر تار قالی کار ابزار قالی‌بافی را آسان می‌کند.

شیرازه: حاشیه طولی قالی‌ها را که با پیچاندن نخ بر دور تار انتهایی قالی انجام می‌شود شیرازه گویند.

صورت : فرشی که در آن چهره یا صورت شخصی را می‌بافند.

غلط سالماق: از لحاظ رنگ اگر شاگرد در گره زدن اشتباه کند آن را غلط سالماق می‌گویند. (مثلاٌ بکار بردن آبی بجای قرمز)

قابال: سهم کار روزانه یک قالی باف.

قاشی ین: وسیله‌ای شانه مانند که برای صاف کردن پرزهای اضافی فرش بکار میرود.

قرقره: نازیک الغاج را بر آن می پیچند تا موقع استفاده از آن با چرخش قرقره به آسانی کشیده شود.

قره: رنگ سیاه.

قوبا: نوعی نقشه فرش .

قویروق:‌ دم. کاربرد آن در فرش بافی انتها یا نخی است که بوسیله آن گلوله نخ و خامه را آویران می‌کنند.

قهوه‌ئی: قهوه ای.

قیچی: ابزاری که برای بریدن نوک خامه بر سطوح فرش بکار می رود. 

قئرخلیغ: فرشی که در هر 7 سانتی متر آن 40 گره زده شده باشد.

قیرخماق: عملی است که با آن سطح فرش را با قیچی صاف می‌کنند و نقش و نگار فرش هم سطح می‌گردد.

قئرخئم: ضایعات پشمی که در عمل قیرخماق بر جای میماند، از آن در ساختن متکا و ... استفاده می‌کنند.

قئرمئزی: قرمز.

کاکوئی: رنگ کاکائوئی یا شکلاتی .

کلف: کلاف نخ، ریسمان، خامه و الغاج‌ها.

کلفجه: وسیله‌ای که با دوران آن کلاف را بصورت گلوله در می‌آورند.

که رمی: رنگ کرمی . سفید متمایل به زرد.

کیلکه: ضایعات پشم که بر زمین کارخانه می‌ریزد.

گئدن: آن یکی. دستوری است که اوستا برای شاگرد دریافتن خطوط و سایه‌ها می‌دهد.

گرده: هر گره خطوط اصلی و سایه را گرده می‌گویند که رنگ آن و جای آن در ردیف از نقشه‌ها خوانده می‌شود.

گلن: آمدنی. دستوری است که اوستا برای شاگرد در بافتن خطوط و سایه ها می‌دهد.

گول کاردی: گل کار است. منظورآن  است که نقش و نگار بسیار زیادی در یک فرش نقش وجود داردوشلوغ است.

گولی یئدون: اگر اوستا بر اثر بی توجهی شکلی از نقشه را در فرش جا اندازد میگویند «گل را خوردی».

گوی: رنگ آبی .

لای: ردیف فرش. در هر هفت سانت هرچند ردیف قرار گرفته باشد ریز فرش را همانند 7 سانت عرض تعیین می‌کند.

لچک:  نام نقشه ایی در فرش.

له ور: کناره‌های فرش که معمولاٌ یا برنگ قرمز، سرمه‌ای و یا کرمی هستند و بدون هیچ نقش و نگاری بافته می‌شوند.

ماهی: نام خاص نقشه فرش بافی .

متدی: متن. قسمت اعظم فرش متن یا متدی است که از حاشیه ها و زنجیره‌ها بوسیله "سو" جدا می‌گردد.

مشق: مشک. ظرفی که در آن برای شاگردها آب می‌آورند.

موخدده لیک: پشتی. فرشی که به اندازه 2 پشتی بافته می‌شود.

مور: مور خطری که متوجه پوسیدگی دار قالی است.

میسی: رنگ مسی.

نازیک الغاج: الغاج نازک که در تیرپود برای محکم کردن گره‌ها بکار می‌رود.

نقشه: نقشه که اوستا از روی آن خطوط اصلی نقش رنگارها را در فرش پیاده می‌کند.

نخودی: نخودی یا زرد کم رنگ.

نقره ای: رنگ نقره ای یا طوسی متمایل به تیره .

وسط فرش: فرشی که معمولاٌ در دهات بافته می شود و ریز آن بین 15 و 25 است.

هفت اوچی: سومین روز از هفته که قالی باف در آنروز تا ظهر کار می‌کنند.

هفته لیق: مقدار پولی که در هفته، قالی باف علی الحساب دریافت می‌کند.

یاتیرتماق: وقتی اوستا بر اثر بی‌توجهی در کوبیدن ضربات دفه بر فرش زیاده روی می‌کند، گلها و بوته های فرش بیش از اندازه بر روی هم می‌خوابند که این عمل پس از پرداخت فرش با دیده شدن شکل غیر واقعی عیان میگردد.

یاشیل: سبز.

یاوانلئق: صبحانه یا مقدار کم غذایی که قالیباف در طور روز می‌خورد.

یوماق: گلوله خامه که بوسیله قویورخ به دار قالی آویزان می‌شود.

یوون الغاج: الغاج کلفتی که در تیرپوت بکار می‌رود.

ییغیشدی: وقتی نقش و نگاری بیش از حد لازم (در عرض) متراکم گردد، می‌گویند جمع شد.

آوازه ها:

تعدادی از اشعاری که قالی باف بههنگام کار با صدای بلند می‌خواند را در اینجا می آورم این اشعار بسته به شرایط خاص مثل گرما، سرما، شادی، غم، خستگی و ... با حرارت تمام خوانده می‌شدند.

ایلمک ساللام، پول آللام                گره می‌زنم و پول می‌گیرم  

اربابین قئزئن آللام                       تا دختر ارباب را بگیرم

ارباب قئزئن وئرمه سه                 اگر ارباب دخترش را به من ندهد

            ایلمکی ترسه ساللام                     گره ها را جابجا می زنم

*  *  *                        *  *  *           

بوبی – ری – بو ای – کی                         این یکی – این دوتا

بو اوچ دی – بودورد دی                            این سه تا – این چهار تا

بئش دی بو – آلتی دی                               این پنجمیست – ششمیست

بوئیدی – بوسکگیز                                  این هفت است – این هشت است

بو دققوز – او نی دی                                 نه است این – دهمی

اون بیر - . . .                                          یازدهم - . . .

یاغدی یاغشلار                                        باران بارید

باننادی قوشلار                                        پرنده‌ها بصدا در آمدند

حیوان جامشلار                                       بیچاره گاوها!‌

            ***                                                                           ***                   

            مشت حسین خاندی خاندی             مشهدی حسین خان است، خان است

            باغچالار داقوش قوغاندی             در باغچه‌ها پرندگان مزاحم را می‌پراند

            قمه قلش به لینده                        قمه و شمشیر به کمر بسته

           وورماغا هاندی هاندی                  و برای زدن با اراده و مصصم است. 

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:18 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش آذربايجان و حومه           

فرش آذربايجان

رنگ : اغلب فرش هاي ايران داراي رنگ هايي بخصوص هستند که بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگ ها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد، مثلا، قرمز دوغي در اراک ، لاکي در مشهد و بيرجند و نخودي در کرمان ، سرخ روناسي در همدان و سربند و هريس و سفيد در قم و نائين و آبي سير در قالي هاي عشايري فارس و شمال خراسان از جمله رنگ هاي متداولند. ليکن در تبريز برخلاف ديگر نقاط، رنگ هاي ويژه براي بافت فرش هاي مورد استفاده قرار مي گيرد و تنها در نظر گرفتن سليقه هاي مختلف، تعيين کننده رنگ قالي ها است.
    رنگ ها اغلب با شماره در کنار نقشه مشخص مي شود. نقشه اي که پس از چندين بار استفاده مستعمل مي شوند، دوباره ترميم مي شوند. براي ترميم نقشه هاي قالي گاه از اوراقي با رج شمار بيشتر استفاده مي شود، به عنوان مثال نقشه قالي هاي 30 رجي و کمتر را روي ورق40 رجي(160) ترسيم مي کنند که 15در11 خانه دارد و در نتيجه تعداد اوراق لازم براي قالي ربعي4در3 به14 تا15 ورق تقليل مي يابد. هزينه نقشه در طرح هاي نيمه(نظير درختي و يا گلداني) و به ويژه طرح هاي تمام (نظير زير خاکي ) بسيار بيشتر است.
    رنگ هاي طبيعي قالي هاي آذربايجان عبارتند از روناس (گلي)، قرمز دانه(گلي و قرمز آتشي)، اسپرک (زرد)، از ترکيب رنگ هاي زرد و نيلي، رنگ هاي سبز چمني، زيتوني و مله اي به دست مي آيد، رنگ موشي( طوسي) يا خاک سياه که در اصطلاح محلي به آن «قره ترپاخ» مي گويند از معادن «ميشه باره» ارسباران استخراج مي شود.
    کاستن رنگ قالي هاي نو براي کهنه کردن فرش ها
    تجار تبريز را مي توان جزء نخستين افرادي دانست که به روش کهنه کردن فرش ها آشنايي يافته اند، رونق فراوان صادرات فرش ايران به اروپا و ناتواني اين تجار در تغذيه بازار اروپا، آنان را بر آن داشت که فرش هاي نو را که داراي رنگ هايي خام بودند با شستشو و آفتاب دادن و مالش با چوبک و انداختن در معابر عمومي به صورت کهنه درآورند ليکن آنان به زودي دريافتند بهترين وسيله براي کاهش رنگ هاي تند قالي هاي نو، شستشوي آنها با خاکستر چوب است و از آن پس شستشو با خاکستر چوب به عنوان تنها روش در اين زمينه پذيرفته شده است.
    حوزه هريس و مهربان
    ساير شهرستانهاي آذربايجان به سبب دوري از مراکز و بي نصيبي از مبادلات فرهنگي، اقتصادي با ديگر مناطق در طرح و نقشه و رنگ از اصالت بيشتري برخوردارند. اين مناطق گاه از حيث طرح و رنگ داراي کيفيتي مشابهند. هريس در مرکز آذربايجان و شمال شرقي تبريز مرکز مهم منطقه است که توليدات آن بخصوص در گراوان، مهربان، سراب، قراچه و بخشايش توليد مي شوند، در اين ميان هريس به سبب بافت طرح هاي متنوع و دلپذير از ديگر مراکز گوي سبقت را ربوده است.
    قاليبافي از روزگار قديم در هريس معمول بوده و به واسطه طرح هاي بديع و رنگ هاي زيبا، شهرت جهاني داشته و هنوز هم با آنکه توليد آن به پستي گراييده، اهميت منطقه مزبور به منزله يک حوزه ممتاز به کلي از بين نرفته است.
    وجه مشترک کليه نقشه ها خطوطي هندسي است که از ترکيب خطوط افقي، عمودي و مايل تشکيل مي شود. طرح هاي لچک و ترنج با تغيير خطوط افقي، عمودي و مايل تشکيل مي شود. طرح هاي لچک و ترنج با تغيير خطوط از منحني به مستقيم و تبديل طرح هاي گردان به شکسته با همان ويژگي ها توليد مي شود. اين گونه نقشه ها به طور ذهني بافته مي شود و در صورت نياز از نقشه هاي کوچک که بر پارچه اي ترسيم يافته است، استفاده مي شود.
    طرح و نقشه قالي هاي هريس، معمولالچک و ترنج است که در اصطلاح محلي به آن «گوشه گوبگ» مي گويند.حاشيه معروف به «توسباغا» يا «بالوق شاماما» و يا «سماوري» نيز از جمله حواشي متداول و رايج است. نقشه «قاچ خاتون» يا «داش خاتونن» با ترنجي کف ساده و «حاج عظيمي» با ترنجي لوزي و «صمدخاني» با ترنجي مدور و «نوعي اسليمي» و «افشان» که هر دو با طرح هاي اسليمي و افشان شهري متفاوتند و بالاخره نقشه «تاجري» از جمله مهمترين نقشه هاي متداولند.
    بخشايش- گراوان
    بخشايش از نظر توليد کناره هاي زيبا و دلفريب که بازي رنگ هايي با مايه هاي آبي و قرمز نخودي و آجري آنها را از زيبايي خاصي برخوردار مي سازند،در بين مناطق حوزه هريس داراي مرتبه اي والاست. نقشه اي بزرگ گياهي که از نقشه اي هريس الهام گرفته اند، برخلاف توليدات سراب در سرتاسر متن تکرار مي شوند.
    پشم «شاه وزن» که داراي درخشندگي و استحکام بسيار است، عامل اصلي شناخت توليدات گراوان از بخش هاي ديگر است. مداليون در قالي هاي گراوان آنقدر بزرگ است که گاه براي حفظ توازن متن تا مرکز حاشيه داخلي مي رسد. تار و پود تمام قالي هاي هريس و توابع گراوان، سراب، مهربان و بخشايش از پنبه است و نخها اصولازمخت هستند. در بعضي قاليچه ها مثل قاليچه هاي بولوردي به طور استثناء به جاي يک پود، دو پود از بالاي رديف گره ها مي گذرد، يکي کشيده و پنهان و ديگري به رنگ آبي که از پشت قالي قابل رويت است.
    گره حاکم در منطقه ترک باف است که تراکم آن از 1000 تا 600 گره در دسي متر مربع مي رسد. در برخي از قاليچه ها که از سفتي و زمختي بيشتري برخوردارند، اين تعداد گره از 1500 تا 1000 گره در دسي متر مربع در تغيير است. قاليبافان اين مناطق بر حسب عادت به هنگام چيدن پرز آنها را بلندتر مي چينند و به اصطلاح آنها را پرگوشت مي گيرند. درشت بافي و زمختي از صفات ظاهري و مشخصه فرش هاي هريس، گراوان، بخشايش و مهربان است.
    قاليچه هاي بزرگ در قطع2 /5در3/ 5 متر و 3در4 متر و کناره هاي 1در3 ذرع و 1در 4 ذرع اندازه هاي متعارف هريس و مناطق اطراف است و رج شمار معمول نيز بين 18 تا 25 گره در هر رج (7 سانتيمتر) است.
    اهر
    شهرستان هاي اهر و مناطق اطراف آن نيز، شيوه هريس را پذيرفته اند. ده شربيان که قالي هاي بزرگ يک پودي مي بافند نيز در اين تقسيم بندي جزء هريس به شمار مي آيد، زيرا نقشه و قطع قالي هاي آن بي شباهت به نقشه اهر نيست. ليکن طرح آنها داراي رفتار هندسي کمتري است و بافت فشرده و کيفيت مطلوب آن را از شهرت خاصي بهره مند نموده است. غالب طرح ها ترنجي نسبتا بزرگ را در بردارند که برگهايي درشت اطراف آن را در بر گرفته اند. اهر و ابهر داراي نقشه متنوعي نيستند و جنس آنها سفت و استخواني است که با رنگهاي تيره و نقش هاي هندسي از دوامي بسيار بهره مندند.
    سراب
    سراب در نزديکي شهر اردبيل و مشتمل بر 21 روستا است که در دو طرف جاده اردبيل واقع شده و از نظر تهيه کناره ها و پادري هاي مرغوب در اندازه هاي مختلف مشهور است. در نقش قالي هاي سراب ترکيب تزئيني از چهار لچک و يک مداليون طويل تشکيل مي شود.
    محيط و يا لبه خارجي اين مداليون ها دندانه و بيشتر چنگکي و به طور عمده با زمينه پشم شتري است . لچک ها با نقش هاي آبي آجري روشن شباهت بسياري به مداليون مرکزي دارند. مجموعه اين نقوش (مداليون لچک) در زمينه هاي مشحون از ساقه ها و شاخه گلها و برگهاي نخلي قراردارد، در حاشيه ها که از سه قسمت تشکيل شده ترکيب هندسي به تکامل مي رسد و زمينه، نگاره هاي هندسي و برگهاي دندانه دار را که به تناوب تکرار مي شود، در خود جاي مي دهد.
    قاليچه هاي کناره سراب اغلب نرم و تقريبا بلند و داراي بافتي فشرده تر از قاليچه هاي هريس است. حاشيه خارجي داراي نقشي دندانه اي و کنگره اي به نام مداخل است. بيشتر مطالب فوق براي توليدات قديم سراب صادق است. صفت مميزه قالي هاي جديد، زمختي و فشردگي آنهاست. ابتدا و انتهاي قالي ها با ريشه هاي آنها تزيين مي شود. در برخي از قالي هاي يکي دو قرن اخير، ريشه ها به صورت تور بافته شده تزيين شده اند، عليرغم تعميم واژه روستايي باف براي مناطق روستايي لازم به تذکر است که اين مناطق خود داراي ويژگي هاي خاصند، کناره هاي سراب گرچه ديگر ظرافت و لطافت گذشته را ندارند، با اين حال با کناره ها و قاليچه هاي ساير نقاط متفاوتند.
    قراچه
    قراچه نيز در شمال شرقي هريس و نزديکي شهر تبريز، از جمله مهمترين مناطقي است که در حوزه فرشبافي هريس به داشتن کناره هايي بسيار متمايز نسبت به ديگر نقاط، مشهور است. اين کناره ها که در بافت آنها تنها از يک پود استفاده مي شود، با بافتي بسيار فشرده و پرداختي مناسب در بازار اروپا به نام کناره هاي قراچه شناخته مي شود. متن قاليچه ها و کناره ها معمولاسرخ روناسي و حاشيه آبي سير است و بيشترشان ترنجي هندسي در وسط و دو ترنج ديگر متفاوت با ترنج مرکزي در طرفين دارند. در مواردي اين طرح گاه در متن قالي چند بار نيز تکرار مي گردد. قاليچه هاي قراچه نيز از طرحهاي هندسي و نگاره هاي بسيار کوچک در حواشي و متن برخوردارند.
    فرش دستباف نگين درخشان صادرات غير نفتي ( تهديدها و راهکارها )
    فرش دستباف نقطه تلاقي صنعت و هنر ايراني است و بسياري با عبارت صنعت فرش مخالفند . زيرا آنجا که دستان خسته قاليبافان گره را بر گره روي دار فرش استوار مي کنند و نقش مي زنند ،تنها هنر است که زنده مي ماند. هنر فرش ايران از ديرباز معروف ذوق و هنر ايراني بوده است. شهرت جهاني فرش دستباف ايران از 2 جنبه تنوع زياد طرح و نقشه و کيفيت مناسب مطرح بوده است و براي حفظ هويت ، شهرت و موقعيت فرش ايراني لازم است به ويژگي هاي فرش از اين دو جنبه توجه کافي شود.
    صنعت فرش با توجه به اشتغال زايي بالاو ارز آوري زياد از اهميت خاصي برخوردار است . ولي در سالهاي اخير اين صنعت با رکود نسبي مواجه شده است و به دليل اهميت فوق العاده اي که صنعت فرش در اقتصاد کشور دارد نياز است که از ابعاد مختلف اين رکود مورد بررسي قرار گيرد.
    طي چند سال اخير صنعت فرش ايران با مشکلات عديده اي روبرو شده است و براي افزايش توان صادراتي و حفظ سهم ايران در بازارهاي جهاني بايد به نکات بسيار مهمي توجه کرد . امروزه فرش ايراني از نظر مواد اوليه و رنگرزي با مشکلات عديده اي روبرو است و از اين رو در معرض يک تهديد جدي قرار دارد متاسفانه بايد اذعان داشت که رقبا در حال حاضر براي پيشي گرفتن از ايران و تسخير بازارهاي جهاني فرش تلاش مي کنند.
    سالانه نزديک به 80 هزار تن پشم از گوسفندان نژاد ايراني استحصال مي شود و نزديک به 90درصد آن براي بافتن فرش دستباف مورد استفاده قرار مي گيرد. نژادهاي گوسفندي موجود در ايران به دليل نوع نژاد و خصوصيات مناسب فيزيکي و مکانيکي مناسب ترين نوع پشم را جهت مصرف در فرش دستباف توليد مي کنند، اين امر باعث شده است تا کشورهاي رقيب همچون چين ، پاکستان و هند که اقدام به توليد فرش دستباف و در برخي موارد توليدفرش هايي با نقشه هاي ايراني کرده اند ، نتوانند توليدي با خصوصيات فيزيکي و مکانيکي مشابه فرش ايران داشته باشند،اقدام به خريد و واردات پشم از ايران کرده اند تا بتوانند فرش ايراني را با پشم گوسفندي ايراني توليد و به بازارهاي جهاني ارائه کنند.
    کيفيت مواد اوليه از جمله الياف پشم مصنوعي بر روي کيفيت يک فرش تاثير تعيين کننده اي دارد. استحکام و ازدياد طول الياف پشم دباغي و خامه توليدي از آنها نسبت به الياف و نخ پشم نو بسيار پايين است. با افزايش درصد ميزان الياف پشم دباغي در خامه، ميزان استحکام در خامه کاهش مي يابد و حضور اين الياف باعث افزايش ناهمواري و پرز مي شود .
    فرش ايران در گذشته به واسطه استفاده از رنگزاهاي طبيعي در رنگرزي خامه قالي و برخي عوامل ديگر از شهرت جهاني برخوردار بوده است.متاسفانه چندي است که با ورود رنگزاهاي مصنوعي و استفاده از آن در رنگرزي خامه قالي فرش دستباف ايراني دستخوش تغييراتي شده است و در حال حاضر با رشد آگاهي مصرف کنندگان از مشکلات و معضلات احتمالي استفاده از رنگرزهاي مصنوعي و فشار روزافزون محيط زيست، توليدکنندگان فرش به دنبال جايگزين براي رنگرزهاي مصنوعي هستند. بازگشت به استفاده از رنگرزهاي طبيعي در رنگرزي خامه قالي بافي به عنوان بهترين ماده جايگزين براي رنگرزهاي مصنوعي امري غيرقابل اجتناب ناپذير است و سازگاري رنگهاي طبيعي با جسم و حتي روح آدمي مورد تائيد همگان است، بنابراين از تمامي امکانات مادي و معنوي جهت تحقق فراگيري رنگرزي طبيعي استفاده کرد. متاسفانه بايد اذعان کرد که اين مشکلات و عدم توجه به آنها سبب شده است تا رقبا از ايران پيشي بگيرند و بازارهاي جهاني فرش را تسخير کنند .

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:12 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش هريس            

فرش هريس

               فرد زرع و نیم طرح: هریس

  

 

افسانه قالی ، قصه ایست از ورای درخشش صدها نقش و نگار چشم نواز ، که بی تابانه حکایت عشق را در محراب هنر نجوا میکند ، و آذربایجان ، این گهواره قالی بافی ایران ، که در هر گوشه ایی از آن ، دل عاشق طراحی و یا سماع سر انگشتان بافنده ایی سبب ساز آفرینش دیبایی زرین می شود که چشم و دل هر بیننده ایی را شیدای این نگارستان می کند.

قابلیتهای قالی آذربایجان تنها به قالیهای نفیس تبریز و تابلوبافی سردرود و یا نقش ماهی خوی و یا  . . . نیست ، بلکه قالی های درشت بافت مناطقی نظیر هریس خود داری اعتبار و جایگاه جهانیست.

این نوشتار که حاصل تحقیقات میدانی و مطالعه کتب مرتبط و همچنین پرداختن به مقوله ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی و رنگرزی گیاهی منطقه و همخوانی دکوراسیون غربی با قالی هریس است که ، مورد بررسی قرار می گیرد.

هریس یکی از قدیمی ترین مناطق آذربایجان شرقیست که چند بنای تاریخی مهم از دوران فرمانروایی ایلخانیان و جانشینان آنان در این بخش به جا مانده که عبارتند از : بقعه شیخ اسحاق ( در روستای خانقاه نمرود ) گورستان مینق ، گورستان هیق ، گورستان گوور ، مسجد سنگی جهان آباد و مسجد اسنق.

شهرستان هریس در 100 کیلومتری تبریز قرار دارد. این شهرستان از شمال با اهر ، از جنوب با بستان آباد و سراب ، از شرق به کوه سبلان و مشکین شهر و از غرب با تبریز همجوار است.

با توجه به پراکندگی روستاها و سردسیر بودن منطقه ، کشاورزی در این شهرستان به طور فصلی صورت میگیرد.

همچنین به علت وجود مراتع و دیمی بودن زمینهای زراعی ، اکثر مردم به دامپروری و کشاورزی سنتی مشغول می باشند. به همین دلیل پشم گوسفند در منطقه به وفور تولید میشود ، که بیشتر این تولیدات در قالی بافی و دیگر صنایع دستی به مصرف میرسد که یکی از علل رشد صنعت قالی بافی منطقه نیز همین عامل می باشد. قالی هریس از ویژگیهای خاصی برخوردار است که در بخشهای مشخص به آن می پردازم

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:10 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          رنگرزی           

رنگرزی

پوشش گیاهی هر منطقه تعیین کننده نوع رنگینه های قالی های آن منطقه است. در قالیهای هریس رنگهای تیره و تلخ با هارمونی خاصی به کار میروند از قبیل : سرمه ایی تیره ، قهوه ایی سیر ، قرمز روناسی ، مسی ، سبز تیره و  . . . که همان طور که گفته شد از رنگینه های گیاهی اطراف بدست می آیند که عبارتند از :

روناس ، ذلیر ، تولوخ کولی ، پوست پیاز ، قره چوپ ( چوب سیاه ) ، نیل کلکته ، دوه قولاغی ( گوش شتر) ریشه اشگون که در رنگرزی سنتی رایج است. همچنین برای دندانه دادن از سنگ قیناخ ، زاج سفید ، اکسید آهن و دوغ استفاده می کنند. لازم به ذکر است ، دوغ فقط با روناس به کار میرود.

ذلیر: سُدی بیان(Suddy Bayan ) یا ساری چیچک اسم های محلی گیاهیست که به اندازه تقریبا نیم متر رشد می کند. دارای برگهای ریز و گلهای ریز زرد رنگ می باشد. اگر قطع شود از محل قطع شده مایع سفید رنگی مانند شیر بیرون می آید که مزه تلخی دارد. از ساقه و برگ و گل این گیاه برای رنگرزی استفاده میشود و از آن زرد خوشرنگی بدست می آید که در برابر نور و شست و شو و سایش دارای ثبات است.

تولوخ کولی : یک نوع گیاه رنگزا با گلهای آبی رنگ که از ریشه آن برای رنگرزی استفاده می شود. بعد از ساییدن یا آسیاب کردن ، همواره با نخها در آب می جوشانند که رنگ قهوه ایی زیبایی بدست میدهد.

پوست پیاز : در اطراف هریس با روشهای خاصی از آن رنگ مشکی تهیه می کنند.

قره چوپ ( چوب سیاه ) : گیاهی شبیه روناس ولی کوچکتر از آن است. ریشه آن قرمز مایل به مشکی است و برای گرفتن رنگ مشکی استفاده می شود.

نیل کلکته : این رنگ از هندوستان وارد میشود و برای بدست آوردن بهترین و با ثبات ترین رنگ آبی بکار میرود. لازم به توضیح است که رنگرزی با نیل کلکته با کشمش صورت می گیرد.

دوه قولاغی (گوش شتر ) : اسم محلی گیاهی است و رنگ شتری روشن از آن استخراج میشود.

قالی هر منطقه با توجه به شرایط جعرافیایی ، اقلیمی و فرهنگی ویژه محل بافته می شود. هم چنان که قرارگرفتن انسان در عوامل زیستی خاصی مانند آب و هوا ، فرهنگ و  . . . روحیه او را می سازد ، بردستاوردهای انسانی هم موثر است.

با توجه به این موضوع شناخت محیط زیست و فرهنگ مردمان هر منطقه راهگشای مهمیست بر شناخت دستاوردهای صنعتی سنتی هم چون قالی و سایر تولیدات آن منطقه است. با اندکی تامل می توان دریافت که طولانی بودن سرما در هریس از دلایل مهم گرایش اهالی منطقه به قالی بافیست و همچنین درشت بافت بودن و یا پرگوشت چیدن قالی نیز به خاطر استفاده از یک زیر انداز گرم کننده است.کاربرد خطوط هندسی و شکسته در طرحها نیز ناشی از باورها و محیط کوهستانی زندگی در این مناطق است. اساطیر و پوشش گیاهی خاص منطقه که سازگاری با سرمای هریس نیز دارد. الهام بخش اصلی طراحان و بافندگان می باشد.

طراح یا بافنده قالی هریس با ترسیم و بافت شکل گیاهان منطقه بصورت آگاهانه یا ناخودآگاه این نقوش گیاهی را استلیزه کرده و با مکنونات قلبی و اساطیر و باورهای خود آمیخته و بر تار و پود قالی آورده که از این طریق همت ، هوشیاری و آراستگی ظاهر و باطن خود را به بیننده این قالی نشان دهد.

برخلاف نظر سیسیل ادواردز که نوشته اند یکی از تجار متهور تبریزی یک طرح معمولی گردان لچک ترنجی را به هریس برده و بافندگان آن را تبدیل به خطوط شکسته کرده اند

ولی من چنین تصوری ندارم زیرا چنانچه نظر ایشان درست باشد ، اینک باید در تمام مناطق آذربایجان طرحهایی با این اسلوب بافته شود ، ولی انحصاری بودن این نوع نقش و رنگ در هریس ، خود دلیلی بر رد نظر ایشان است . ولی تاثیر پذیری هایی نیز در مواردی خاص امکان پذیر است.

جالب است به خاطره ایی از آقای ادواردز اشاره کنم که خود دلیلی بر ذوق سرشار مردمان هریس است :

چند سال قبل هنگام بازدید از یکی از روستاهای هریس یک تخته قالی غیر معمولی با طرحی زیبا بر یکی از دارهای قالی بافی نظرم را جلب کرد. از بافنده تقاضا کردم نقشه آن را به من نشان دهد. وی با حجب فراوان از جعبه ای که در گوشه کارگاه بود دستمالی مربع نظیر دستمالهایی که در منچستر برای صدور به کشورهای مشرق زمین تهیه می کنند بیرون آورد. حاشیه آن از گل و بوته تشکیل گردیده بود با ترنجی از گل و لچک هایی که در گوشه قرار داشت. در این نقوش ، دو رنگ سفید و قرمز بکار رفته بود. زن قالیباف با این سرمشق (الگوی نامناسب ) ، قالی قابل تحسین و کاملی در چندین رنگ مختلف بافته بود. طرح لچک ترنجی کاملا صحیح و با فواصل مناسب در این قالی ظاهر گردیده بود ، ولی باز کلیه خطوط طرح به شکل شکسته بکار رفته بود. ( کتاب قالی ایران)

طرحهای رایج منطقه عبارتند از : تاجری / صبوری / رزگل / حیاط گل / صمدخان / غلط نقشه (هرنوع طرحی که برای اولین بار ارائه شود و متداول بازار نباشد ، اصطلاحا غلط نقشه بکار میرود ) / چلنگری و افشان و  . . .

بافندگان هریس یک مهارت خاص نیز در بافت از روی نقشه دارند که نظیر آن تنها در مرکز قالی بافی اوشاک ( بچه ) واقع در ترکیه قابل مشاهده است. در این دو منطقه طرحهایی را که بر روی کاغذهای شطرنجی کشیده می شود و یا استاد کاری نقشه را می خواند. برای این منظور یک تکه چلوار را به وسیله سنجاق به دیوار مقابل نصب می کنند و با نگاه کردن گاهگاه به آن می توانند قالی را به هر قطعی که سفارش می دهند ببافند این خود مهارتی شگفت انگیز است ، مهارتی غریزی و حسی که در اصطلاح محلی (چشنی ) نامیده می شوند. ( به این مورد هم در کتاب قالی ایران و هم در مجله HALI 1993 اشاره شده است) .

یکی از طرحهای قالی هریس نگاره های هندسی لچک و ترنج با حاشیه معروف به سماوری است که گونه هایی به نام های قاچ خاتون یا داش خاتون / ترنجی کف ساده / حاج عظیمی / ترنجی لوزی صمد خانی و تاجری از انواع آن است.

به نقشه های قالی هریس گوروان نیز می گویند. در برخی از روستاهای هریس نقشه دیگری به نام ( قراجه ) بافته می شود. طرح ترنج در ناحیه هریس ، کمتر یک پوده و بیشتر دو پوده به شیوه درشت بافت با گره ترکی که به هنگام پرداخت پرز آن را بلند می چینند و قالی پرگوشت و ضخیمی به دست می دهند.

اندازه های : 5/1×1 ، 4×3 ، 2×2 ، 5/2×5/3 ، 3×2 متر با رجشماره 15 تا 30 به بالا معمولا رواج دارد.

در بخش مرکزی هریس قالی هایی با رجشمار 40 به بالا نیز بافته می شود. اکثر بافندگان این ناحیه را بانوان تشکیل می دهند. در تاریخ قالیبافی هریس مشهور است که دختران قبل از اینکه به خانه بخت روند ، قالیبافی را در خانه پدری یاد گرفته و با طرحها و خلاقیت ذهنی خود آفریننده نقشهای بدیعی شده و حاصل دستباف خود را که نشانگر ذوق و هنرمندی و فرهنگ این منطقه است ، به عنوان جهیزیه به خانه بخت می برند. با توجه به موارد ذکر شده اکثر بافندگان این منطقه ذهن باف بوده و طرحها و رنگها را سینه به سینه به هم انتقال داده اند.

ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی

ریشه و بنیان هیچ امر سنتی را نباید در دوران تاریخ و تمدن ملل جستجو کرد ، زیرا معمولا آنچه به سنت ، مردمان اعصار جدیدتر رسیده است ، همه به اعصاری مربوط است که هنوز خطی و کتابتی در میان نبوده است ، یعنی اسطوره.

نقوش قالی نیز از این قاعده مستثنا نیست ، این نقوش هم از اساطیر( اسطوره دَدَه قورقود / َاصلی و کَرَم ) و هم پوشش گیاهی مناطق الهام میگیرد. به همین خاطر چنانچه تشابهاتی در نقوش قالی های مناطق دیده میشود سبب این نیست که فردی طرحی را برداشته و در تک تک مناطق گردانده بلکه اگر اساطیر و طبیعت مناطق را سرچشمه طراحی قالی بدانیم ، وجه اشتراک بین این طرحها را در می یابیم ، علاوه بر این تاثیرات ، باورهای قومی و دینی ، محیط زیست ، ابزارهای زندگی ، حیوانات و پرندگان این نواحی نیز در شکل گیری طرحهای مناطق نقش مهمی ایفا کرده اند.

پس اگر به گفته هربرت ریت تقسیمات هنری بپردازیم نقش و رنگ قالی هریس جزء هنرهای بَدوی محسوب می شود چون در آنها جسارت ، صمیمیت ، صداقت ، که خاص هنر بومیست مشاهده می شود و اگر با قالیهای شهری مقایسه کنیم پیشرفت طرحهای جدید و بالا بودن رجشمار ، نقوش دیگر شکسته گی خود را از دست داده اند و چرخشها و گلها و همچنین رعایت فواصل چرخشها و گلها و رنگ آمیزیهای با احتیاط تر انجام شده است.

   ( این مقوله جای بحث زیاد دارد )

از لحاظ هارمونی رنگی

در قالیهای هریس می توان هم کنتراست از حیث تیره و روشن اشاره کرد و هم کنتراست از حیث ریتمهای متنوع رنگی و هم چنین کنتراست در نقشهای ریز و درشت از مواردیست که می تواند در آنها به طور مشروح سخن راند.

به نظر استاد طباطبایی هنرمند نقاش تبریزی ؛ به لحاظ تزئینات ، قالی هریس در جایگاه مخصوص به خود قرار دارد و استفاده از رنگهای خاص و جسارت در انتخابات طرح نقوش ، از مواردیست که نیاز به تعمق زیاد دارد. رنگهای خالص سفید ، قرمز ، سرمه ایی و  . . . کاملا تجریدی ( انتزاعی ) هستند و به طور رمز گونه ایی از طبیعت الهام گرفته اند و با درون مایه خود بافندگان منطقه در آمیخته و چنین آثاری به وجود آمده اند ، کلا هنرمند چیزهایی از جهان بیرونی را موضوع کار خود قرار می دهد که بتواند از درون خود پاسخی به آن بدهد که همانا شکلهای انتزاعی بوجود می آیند

           

                     فرد زرع و نیم طرح: هریس

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:9 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          گبه           

گبه

گَبّه یا قالیچه‌خِرسک گونه‌ای فرش از جنس قالی است که معمولاً در قطع قالیچه توسط عشایر و ایلات لر و قشقایی بافته می‌شود و دارای پرزهای (۱) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بیشتری استفاده می‌شود که این کار در نرمی گبه تأثیر فراوان دارد. تعداد پود برخی از گبه‌ها گاهی از سه تا هشت پود در هر "رج" رج و بلندی پرزها گاهی تا یک سانتی متر هم می‌رسد.

گبه در اندازه‌های مختلفی بافته می‌شود که عبارت‌اند از: ۱_ گبه در اندازه قالیچه ۲_ گبه در اندازه قالی ۳_ گبه پتویی ۱_ گبه در اندازه قالیچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم می‌رسد. ۲_ گبه در اندازه قالی:

 هر گاه شمار رشته‌های پود در هر رج از سه تجاوز نکند این دستباف را قالی گبه گویند. ۳_ گبه پتویی: این نوع گبه به دلیل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهای اضافه از ظرفیت بیشتری برخوردار است.

وسایل و ابزار مورد نیاز گبه عبارت است از: مهم‌ترین و اصلی‌ترین وسیله که دار می‌باشد. دار گبه در اندازه‌های مختلف که به صورت افقی و در سطح زمین قرار می‌گیرد. اغلب از جنس چوب یا فلز می‌باشد و شامل شانه، و می‌باشد. بیشتر بافندگان عشایری بر روی زمین و بر روی دارهای افقی عمل بافتن را بدون نقشه انجام می‌دهند و برای شروع کار معمولاً قالیچه دیگری را که به آن (دستور) می‌گویند به کار می‌برند و در حین بافت انتخاب رنگ‌ها و ترکیب بندی رنگ‌ها را انجام می‌دهند و همین امر سبب می‌شود گبه‌ای متفاوت با نمونه قبلی به وجود آید.

برای تار گبه از نخ پنبه‌ای یا نخ پنبه‌ای مخلوط با موی بز استفاده می‌شود و برای پود آن از پشم گوسفند استفاده می‌شود .

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:8 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          تمایلات مصرف فرش در جهان           

    نوشته:
    عبدالله احراري
    محقق فرش و مدرس دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند
    صباحت جمشيدي
    مدرس دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند
    رؤيا نظامي
    دانشجوي کارشناسي فرش دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند
    
    چکيده مقاله
    
    موضوع توجه به نياز، خواست و تمايلات مصرف کنندگان و مشتريان بازار جهاني فرش دستباف يکي از چالشهاي مهم فرش ايران در نيم قرن اخير بوده است. سنتي بودن فرآيند توليد و به طور کلي توليد فرش دستباف در کارگاه هاي خانگي و پراکندگي آنان در تمامي مناطق ايران بعلاوه نظام سنتي حاکم بر بازار فرش دستباف و عدم استفاده از فن آوري روز باعث گرديده که جامعه فرش دستباف کمتر از علم بازار يابي نوين در جهت توسعه يا حداقل تثبيت سهم ايران در بازارهاي جهاني فرش استفاده نمايد. تغييرات سريع در الگوي مصرف خانوارها ، ظهور قطبهاي اقتصادي جديد در سطح جهان ، آرايش و مناسبات سياسي جديد و از همه مهمتر تنوع طلبي بشر، ضرورت شناخت نيازها و سلايق بازار جهاني فرش را طلب مي نمايد.
    در اين مقاله اولاً مهمترين کشورهاي واردکننده فرش ايراني شناسايي و سهم هر يک از بازار هاي هدف از هنر ايراني مشخص گرديده . ثانياً خواست و تمايلات هر يک از اين بازارها بالاخص در بعد طرح و نقشه و رنگبندي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. مقاله حتي الامکان با توجه به خواست و تمايلات مصرف کنندگان هر يک از بازارهاي هدف و ساير پارامترهاي موثر در بازاريابي بين المللي همانند سطح اقتصادي، روابط سياسي، جايگاه فرش دستباف در سبد مصرفي خانوارها راهکارهاي موثري جهت استفاده جامعه فرش دستباف بالاخص توليدکنندگان، تجار و صادرکنندگان فرش ايراني ارائه نموده است.
    ذکر اين نکته ضروري است که موارد اشاره شده بر اساس جمعبندي از آمار و گزارشات تهيه گرديده و گرچه قطعا نمي تواند از دقت بالايي برخوردار باشد ولي خود به عنوان دستمايه و روشي براي بررسي بازارها قابل استفاده و مفيد خواهد بود.
    
    واژگان کليدي:
    فرش - بازار جهاني - بازارهاي هدف فرش
    
    
    مقدمه:
    فرش دستبافت به عنوان يک توليد هنري و صنعتي ريشه در تاريخ ايران دارد و اکثريت قريب به اتفاق خانوارهاي ايراني به نحوي با آن مانوس مي باشند .بيشتر ملل دنيا فرش را به نام ايران و ايران را با فرش مي شناسند اين هنر صنعت از ابعاد مختلف اقتصادي ،اجتماعي ،فرهنگي و هنري داراي اهميت خاص مي باشد زيرا :
    الف- از نظر اقتصادي اگر چه ارزش افزوده اي معادل نه درصد از توليد ناخالص ملي در اقتصاد کلان کشور قابل توجه نمي باشد ليکن توزيع درآمد 3000 ميليارد ريالي بين بيش از دو ميليون خانوار توليد کننده که اکثريت آنان از خانوار هايي مي باشند که از نظر اقتصادي زير خط فقر زندگي مي کنند بعلاوه آن که اين هنر صنعت مکمل فعاليت هاي کشاورزي و دامداري مي باشد از اهميت فوق العاده اي برخوردار است لازم به ذکر است که حدود سي درصد از ارزش ريالي توليدات فرش مربوط به مواد اوليه آن است
    ب- سهم فرش دستباف در صادرات غير نفتي همواره قابل توجه بوده که طي حداقل بيست سال گذشته رقم اول صادرات غير نفتي را داشته ميانگين اين رقم در دهه هفتاد حدود بيست و پنج درصد مي باشد .
    ج- از نظر اجتماعي با توجه به شرايط کنوني کشور به خصوص در زمينه اشتغال وجود بيش از دو ميليون شغل که بنا به آخرين آمار موجود 1734400 شغل مستقيم بافندگي فرش با متوسط صد و شصت و هفت روز اشتغال در سال مي تواند بخش عمده اي از مشکل اشتغال کشور را برطرف يا حداقل با تثبيت اشتغال موجود مي تواند از بروز بحران جديد در اشتغال جلوگيري به عمل آورد .
    د- در ابعاد هنري و فرهنگي نيز وجود طرح هاي متنوع و زيبا که از ذوق و سليقه هنرمندان ايراني همواره با هنر تفليق رنگ ها ملهم از طبيعت ايران زمين به کمک دستان هنرمند بافنده ايراني در چشم هنر دوستان سراسر جهان به معجزه تشبيه شده و تحسين همگان را برانگيخته است ،با توجه به صادراتي بودن عمده توليدات فرش دستباف کشور و از آنجا که اکثر نقوش فرش ازابنيه تاريخ،اعتقادات و باورهاي ديني مردم عموم ايران الهام گرفته به نوعي صدور فرهنگايراني به دنبال داشته و پيام رسان دين و انقلاب مي باشد.
    واضح است كه کشورمان مركز توليد فرش دستباف است اين فرشها با طرحها و نقوش و سبكهاي متنوعي مي باشد لذا مي تواند بخش قابل توجهي از نيازها و سلايق بازار جهاني فرش را پاسخگو باشد .
    توليد فله اي و بدون هدف فرش مي تواند باعث كاهش روزافزون قيمت فرش در بازارهاي جهاني شود . چنانچه توليد فرش فقر را بدنبال داشته باشد طبعاً فقر مادي و فرهنگي بافنده تمايل او را به بافت فرشهاي پست و ارزان قيمت افزايش خواهد داد .
    توليد هدفمند و برمبناي سفارش و نياز بازار توجيه اقتصادي و فني بافت فرش را افزايش داده ، از اتلاف منابع مالي جلوگيري و در اين سيستم توليد همه عوامل توليد از سود منطقي برخوردار مي گردند .
    چنانچه خواسته باشيم توليد فرش را هدفمند نمائيم بايد از علم بازاريابي نوين استفاده نمود ، بازاريابان فرش مي توانند با اتخاذ روشهاي مختلف بر تمايل مصرف كننده تاثير گذاشته و خريدار را به سمت خريد فرشهاي دستباف سوق دهند .
    به قول دکتر سبحه بايد قبول كرد كه نگاه به فرش دستباف در بازارهاي جهاني از كالاي سرمايه اي به كالاي مصرفي و تزئيني تغيير يافته است ضمن آنكه امروزه براي فرش دستباف كالاهاي جانشيني زيادي مثل موكت ، پاركت و مبل و ....... وجود دارد . حتي در خريداران فرش در سطح جهان تغييراتي شديد شكل گرفته است خريداران قديمي به لحاظ سني از افراد نسبتاً مسن جامعه بوده و از فرش اطلاعات نسبتاً كامل داشته و حاضر بودند بواسطه اين شناخت هزينه بيشتري براي خريد فرش دستباف بنمايند و شايد بتوان گفت كه تكنيكهاي بافت مثل رجشمار و نوع گره و ... برايشان مهم بود اين خريدران بدنبال فرشهايي بودند كه با دوام بوده و حتي براي نسلهاي بعد بيادگار بماند و در اكثر موارد اين خريداران حتي با همسر خود براي خريد فرش مراجعه نمي كردند و مردخانه به تنهايي اقدام به خريد فرش مي كرد .
    اما خريداران جديد در بازارهاي مختلف هدفي كه توصيف آن در فصل يافته هاي تحقيق آمد نسبت به فرش اطلاعاتي ندارند و برايشان چندان مهم نيست كه فرش در كجا يافته شده و يا حتي پارامترهاي فني بافت همانند رجشمار و نوع گره ، نوع شيرازه نيز از اهميت زيادي برخوردار نمي باشد ولي در عوض آنان به دنبال رنگ و مد بوده و فرش دستباف نيز براي اكثر اين خريداران حكم كالاي مصرفي كم دوام را دارد اين خريداران بر خلاف نسل قبل بيشتر دنبال فرشي ارزان قيمت ولي زيبا از نظر رنگبندي و طرح و نقشه هستند اين خريداران بر خلاف نسلهاي قبل نه تنها همسر خود كه طراح و دكوراتور خود را به خريد مي برند و در نتيجه اين دكوراتورها و طراحان هستند كه فرش مورد نظر خريدار را انتخاب مي نمايند در نتيجه توليد كنندگان فرش در استان بايد اين موضوع را در توليد فرش مدنظر داشته باشند مهمترين عامل تاثيرگذار در افزايش ارزش افزوده فرش رنگبندي و چگونگي چيدمان رنگها در كنار يكديگر است كه مي بايست حتماً با سلايق بازارهاي هدف هماهنگ باشد پس از رنگبندي طرح و نقشه فرش است كه امروزه بر خلاف روزگاران قبل طرحهاي شلوغ مورد توجه بسياري از بازارها نمي باشد .
    علاوه بر تغييرات بوجود آمده در خريداران در صنف فروشندگان فرش نيز تغييراتي بوجود آمده فروشندگان قديمي اكثراً خبره ، صاحب فروشگاه ، مشتري شناس ، كسب تجربه از طريق استاد شاگردي و آنقدر به فرش مسلط بودند كه به مشتري ديكته مي كردند كه چه فرشي را بخرد اما فروشندگان جديد عمدتاً خبره فرش نبوده و خريد فرش توسط آنان انجام نمي گيرد و چون عمدتاً فرش شناس نيستند اطلاعات فرش را از طريق مطالعه در اختيار خريداران فرش قرار ميدهند لذا مورد اعتماد خريداران نيستند و ديگر فرش نه فقط در فروشگاههاي تخصصي كه در همه فروشگاههاي بزرگ لوازم منزل عرضه مي شود .
    در عوض فروشندگان فعلي فرش بجاي شناخت نكات فني فرش شناخت كاملي از راههاي افزايش فروش،روانشناسي بازار و چگونگي غلبه بر روحيه و تفكر خريدار را دارند . علاوه بر اين موضوع امروزه فروشگاههاي اينترنتي و انبارهاي مجازي نقش فعالي در فروش فرش دارند . تلويزيون هاي ماهواره اي نيز از جمله كانالهاي فروش فرش هستند .
    فرشهاي توليدي قبل عمدتاً داراي مواد اوليه مرغوب ، كيفيت نسبتاً مطلوب و توسط بافندگان حرفه اي بافته مي شد كه داراي طرحهاي عمدتاً شلوغ و پر كار بود كه طرفداراني داشت رنگهاي قالي هاي توليدي تنوع زيادي نداشت و عمدتاً رنگ سورمه اي ولاکي رنگهاي غالب اين فرشها بودند و از رنگهاي روشن بواسطه چرك تاب نبودن استفاده نمي شد محل بافت اين قاليها بسيار مهم بود و البته در صورت فروش نرفتن بافنده مطمئن بود که فردا فرش بافته شده ارزش بيشتري خواهد داشت. اما ديگر همه جور فرش و با همه نوع مواداوليه بافته شده و بافندگان در بسياري از موارد نسبت به فرش بافته شده تعلق خاطري نداشته و از جهت امرار معاش به بافت فرش روي آورده اند بر خلاف لچك ترنج هاي شلوغ قبلي طرحهاي عمدتاً خلوت و كم كار و گلهاي شاه عباسي درشت با رنگهاي روشن شكلاتي ، قهوه اي كم رنگ ، سبز سدري ، طلايي ، عاجي و نخودي، طوسي و نقره اي بافته مي شود . پارامترهايي همچون اندازه،رنگبندي، طرح و نقشه و قيمت مناسب مطلوبيتهاي يك فرش خوب است .
    تغييرات بوجود آمده در مد و نحوه دكوراسيون منازل كه خوشبختانه در بسياري از بازارهاي هدف استفاده از موكت كم شده و اكثر منازل داراي پاركت و سراميك هستند نياز به فرش دستباف بيشتر مي شود چنانچه سلايق ، نياز و خواست مشتريان مورد توجه بازارهاي هدف قرار گيرد يقيناً سهم استان در بازارهاي جهاني فرش افزايش خواهد يافت.لذا در اين مقاله تلاش کرديم هر يک از بازارهاي هدف را توصيف نماييم :
    
    
    آلمان:
    کشور آلمان يکي از بزرگترين وارد کنندگان فرش دستباف ايران مي باشد به طوريکه در سال 1375 از نظر وزني 8/48% را از نظر ارزشي بالغ بر 40% از صادرات فرش کشورمان را به خود اختصاص داده است. سهم آلمان از صادرات فرش دستباف در سال 84 از نظر وزني 6/22% و از نظر ارزشي 4/19% بوده است و در هشت ماهه اول سال جاري کشور آلمان براي اولين بار پس از ايالات متحده امريکا (که از نظر وزني 5/27% واز نظر ارزشي 23% بوده) با 4/16% از نظر ارزشي در مرتبه دوم وارد کنندگان فرش ايران بوده است. اهميت شناخت سلايق و نيازهاي بازار فرش آلمان از چند جهت حائز اهميت است اول آنکه مردم اين کشور بالاخص در مناطق غربي آن از دوستداران فرش ايران هستند ثانيا آلمان و بالاخص بندر هامبورگ آن انبار فرش دستباف بوده و از طريق اين بندر فرش دستباف به بسياري از کشورهاي اروپايي صادر مي گردد. ثالثا بزرگترين نمايشگاه فرش دستباف ايران در اولين ماه هر سال ميلادي در شهر هانور آلمان تحت نام نمايشگاه دموتکس برگزار مي گردد لذا شناخت سلايق و نيازهاي اين بازار هدف فرش ايران از اهميت خاصي برخوردار است توجه توليدکنندگان فرش بالاخص توليد کنندگان و بافندگان استان خراسان رضوي را به نکات زير جلب مي نمايم .
    
    الف –رنگ بندي: در مجموع رنگ هاي آرام در بازار آلمان از استقبال بيشتري برخوردار است اگر چه فرش هاي با رنگ غالب سورمه اي و لاکي و بژ از اين کشور به ساير بازارهاي جهاني فرش ارسال مي گردد.
    
    ب- طرح: بلوچ خراسان ،مود (ماهي درهم يا ريزه ماهي)،افشان مشهد، نائين و در مجموع تمامي طرح هاي اصيل ايران دراين کشور مورد تقاضا است.
    
    ج) ابعاد کوچک پارچه تا حداکثر 6 متر مربع و به ندرت تا 12 مترمربع مورد تقاضاي اين بازار مي باشد.
    
    د) مواد اوليه: تجربه دموتکس امسال نشان داد که هر توليد کننده اي که از مواد اوليه مرغوب و بالاخص پشم مرغوب ايراني (بلوچ،سيرجان،کرمانشاه و قشقايي) و رنگهاي طبيعي براي توليد فرش دستباف استفاده مي نمايد و در اين خصوص حساسيت خاصي در توليد فرش دارد مي توانند در اين بازار قدرت مانور بالايي داشته باشد.
    
    ه) بافت: فرش هاي پرگوشت و تجاري باب اين بازار مي باشد به طوريکه در هشت ماهه اول سال جاري در حاليکه 8/20% فرش ايران به اين کشور صادر گرديده از نظر ارزشي فقط معادل 3/16 مي باشد اين در حالي است که در مورد امارات متحده عربي در حاليکه 1/2% از نظر وزني بوده است از نظر ارزشي شامل 5/8% ارزش فرش هاي ايران مي گردد و اين موضوع نشان دهنده آن است که بازار آلمان خواهان فرش هاي تجاري با قيمت متوسط مي باشد توليد کنندگان استان خراسان رضوي مي توانند با توليد فرش هاي 30 لغايت 40 رجي با مشخصه هاي فوق موفقيت خوبي در اين بازار داشته باشند. 

| تاريخ : سه شنبه 1387/02/31 | ساعت : 13:14 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          رنگزاهای شیمیائی           

نیاز به جانشین ساختن مواد رنگی طبیعی دانشمندان را بر آن داشت که تحقیقات و کشفیاتی را در این باره  بوجود آورند و از زمان عصر کیمیا گری رنگ سازی نیز مورد توجه بوده است . به طوری که در قرن 17 میلادی صنعت رنگ سازی حالتی اسرار آمیز و کیمیا گری داشته است .

در قرن 18 میلادی در اروپا ، فن رنگسازی برای اولین بار به صورت صنعت در آمد و از موادی چون ماستیک Mastic و کپال  Copal و روغن بزرک و یا کتان برای ساختن رنگ استفاده شد .

در سال 1834 رونگ در آزمایشهای خود به رنگهای متعددی دست یافت و در سال 1856 شیمی دان جوان انگلیسی به نام ویلام هنری پرکین از طریق سنتز ( تهیه مصنوعی و شیمیایی مواد ) اولین رنگ مصنوعی را بوجود آورد این ماده رنگی موسوم به آنلین زرد که با عمل اکسیداسیون آن با بی کرومات پتاسیم

 K2 Cr2 O7  رنگ  ارغوانی درخشانی حاصل میکرد .

با ایجاد کارخانه ای در گرین فورد ، نزدیک لندن ، این محصولات ساخته شد و وارد بازار مصرف گردید . از این تاریخ به بعد انواع ماده های رنگی مصنوعی تولید شد .

دو سال بعد ، در سال 1858 توسط ورگن رنگ فوکسین اولین دسته رنگهای تری فنیل متان ، کشف و به بازار عرضه شد .

در ادامه کشفیات قرن 19 :

در سال 1862 ، توسط گریس رنگهای آزو کشف شد .

در سال 1868 ، توسط لبرمان و گرابه شیوه های جدید تولید رنگ از طریق اشباع را گرد آوردند .

در سال 1876 ، توسط ویت تئوری ساختمان شیمیایی رنگ عرضه شد .

در سال 1880 ، توسط دانشمندان انگلیسی رنگهای آزو نامحلول بدست آمد .

در سال 1883 ، توسط والتر و عرضه آن توسط گایگی ، رنگ استیلنن انجام شد .

در قرن بیستم با افزایش روز افزون اکتشافات و اختراعات صنعت رنگسازی رو به تکامل خود نهاد و انواع رنگهای بی شماری عرضه و به بازار فرستاده شد که در زیر به برخی از نمونه های کاربردی و تجارتی آن با ذکر کشورهای سازنده اشاره میشود .

 

رنگهای شیمیایی پشم :

 

1 – رنگهای اسیدی : این دسته از رنگها شامل رنگهای اسیدی یکناخت شونده ، رنگهای اسیدی میلینگ و رنگهای سوپر میلینگ است .

2 _ رنگهای پره متالیزه یا رنگهای متالیک : این رنگها بواسطه وجود یک کمپلکس فلزی در داخل مولکول رنگ ثبات خوبی از خود در برابر شستشو و نور از خود نشان میدهند . این رنگها خود شامل سه گروهند :

الف : رنگهای پره متالیزه نوع 1

ب   : رنگهای پره متالیزه نوع 2

پ   : رنگهای راکتیو پره متالیزه

 

 

3 _ رنگهای دندانه ای : رنگهایی هستند که کاربردشان مانند رنگهای طبیعی است .

چون این رنگها با دندانه کرم به ثبات ممکن دست میابند و به همین علت به انها رنگهای کرومی نیز میگویند .

 

4 _ رنگهای خمی :  بجز نیل شیمیایی عده محدودی از این رنگها در رنگ امیزی پشم پیشنهاد شده است . ثبات خوبی دارند ولی طرز کاربرد انها نسبتا مشکل است و عدم توجه به نکات عمده کاربرد آن باعث پوسیدگی پشم خواهد شد . 

 

5  _ رنگهای راکتیو : این دسته از رنگها جدید ترین نوع رنگ است که به بازار عرضه شده اند . مصرف عمده این رنگها بیشتر در الیاف سلولزی است و مصرف آن برای رنگرزی پشم بسیار محدود است .

 

6 _ رنگهای مستقیم : این دسته از رنگها در پشم دارای ثباتی ضعیف تا متوسط هستند و معمولا پشم را در حمام خنثی و یا اسیدی ضعیف رنگ میکنند .

 

7 _ رنگهای گوگردی : رنگهایی که از ذوب ترکیبات آلی با سولفیت سدیم Na2 S   حاصل میشود ، جزو رنگهای گوگردی به حساب می اید . باید به خاطر داشت که هر رنگی را که دارای گوگرد است نمیتوان از این دسته دانست .

این رنگها غیر محلولند و در احیا کننده هایی مانند هیدرو سولفیت سدیم Na S2 O4   و سولفیت سدیم Na2S و همچنین ماده ای به نام رنگالیت حل و قابل جذب میگردد . این گروه رنگها بیشتر در رنگرزی کاغذ ، چوب ، چرم و همچنین در چیت سازی مصرف میشود .

 

رنگهاي مصنوعي (رنگهاي جوهري _ رنگهاي شيميائي )

1ـ رنگهاي آنيليني

 بعضي از اين رنگها در مقابل شستشو مواد قليائي و نور آفتاب ثبات خود را از دست مي دهند ، بنابراين مصرف اين رنگها براي فرش مناسب نيست .

2ـ رنگهاي كرمي (دندانه اي )

 چون در رنگرزي اين رنگها از مواد دندانه دار استفاده مي شود ، از نظر ثابت بودن رنگ ، براي فرش مناسبند.

ساير رنگهاي مصرفي در فرش عبارتند از رنگهاي اسيدي رومتاليز ، رآكتيو و انديگو .

 

3ـ رنگهاي آنيلي

رنگهاي شيميايي آنيلي ، به واسطة شفافيت و خوشرنگي فوق العاده و طريقة سهل تهية آنها ، و بهاي نازلشان و مدت زمان كمي كه براي تهية آنها صرف مي شد ، در اندك مدتي به عنوان ماية اصلي انواع رنگهاي سرخ مورد توجه رنگرزان قرار گرفت ؛ زيرا مادة رنگي قديمي يعني روناس كه ايرانيان براي به دست آوردن ماية قرمز از آن استفاده مي كردند ، نه تنها ماده اي گران قيمت بود ، بلكه آسان نيز به دست نمي آمد و براي تهيـة آن بايسـتي به رنگرزاني مراجعـه مي شـد كه به اينكار وارد بودند ، در حالي كه با اسـتفاده از رنگهاي آنيـلي ، هر فرد روسـتايي مي توانست هر مقدار نخ را با مقدار كمي آنيلين ، بر روي اجاق خانه اش رنگ كند ، و براي تهية انواع رنگهاي قهوه اي و زرد همچنان از پوست و برگ گياهان مخصوصي كه فراوان و سهل الوصول بودند استفاده نمايد . و انواع آبي را با استفاده از نيل پر طاووسي به دست آورد . اما اين روش نيز ديري نپاييد ، زيرا عدم ثبات كافي در مقابل نور و شستشو با آب و مواد قليايي كه گاه ماهها حاصل تلاش بافنده را به هدر مي داد ، تأثير بدي در اذهان باقي گذاشت .

گرچه عدم ثبات كافي رنگها با ورود رنگهاي تركيبي جوهري برطرف شد ، اما كاربرد رنگهاي جوهري نشان داد كه استفاده از اين مواد در رنگرزي قالي ، نه تنها پشم را خشن و خشك مي سازد ، بلكه ثبات بيش از اندازة اين مواد در مقابل شستشو با مواد قليايي – فرسايش و نور خورشيد – به ندرت موجب رنگ باختگي شده و گذشت زمان هيچ گونه تأثيري در بهتر شدن رنگها ندارد و برخلاف رنگهاي گياهي كه به هنگام شستشو به اصطلاح جا افتاده و هماهنگ و دلنشين مي شوند ، آنها از ثبات بيش از اندازه اي برخوردارند كه مطلوب فرش نيست ، و رنگها همچنان تند و خام باقي مي مانند .

رنگهاي جوهري همچنين نشان داده اند كه استفاده از آنها يكنوع سختي فلز گونه به فرش مي دهد ، بطوري كه وقتي فرش كهنه مي شود ، با توجه به قدمت آن ، فاقد درخشندگي و نرمي لازمه اي است كه مي بايست در فرش باشد .

با توجه به مطالب فوق ، گرچه در اين بخش ، نفي رنگهاي شيميايي ، منظور نظر ما نيست ، ولي با توجه به اينكه رنگها نشان دهندة خصوصيات قالي ايراني و منطقة بافته شده هستند ، با از بين رفتن رنگهاي طبيعي و جايگزين شدن رنگهاي شيميايي ، خصوصيات محلي قاليها نيز از بين خواهد رفت .   

تعداد رنگهايي كه در بافت يك فرش مورد استفاده قرار گرفته از نظر مرغوبيت فرش داراي اهميت است ؛ و البته هر چه تعداد رنگها بيشتر و متنوعتر باشد به همان نسبت دستباف ارزش بيشتري خواهد داشت . عامل اصلي در تعيين تعداد رنگها ، تشخيص دفعاتي است كه براي تهية يك رنگ مشخص ، عمل رنگرزي جداگانه انجام گرفته است . بنابراين ، تنها رنگهايي بحساب مي آيد كه حاصل يك مرحله رنگرزي باشد و رنگهايي كه رگه دار و به اصطلاح ابرش است و يا اينكه به علل مختلف يك رنگ معين كه نتيجة يك بار رنگرزي است يك جا تيره جاي ديگري روشن درآمده باشد ، ملاك شمارش قرار نمي گيرد.

| تاريخ : سه شنبه 1387/02/24 | ساعت : 16:25 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          گلیم بافی           

گليم بافي :
گليم از وسايلي است كه كه به عنوان زير انداز و پرده در چادرها و محلهاي عمومي نظير قهوه خانه ها ، هتل ها ، و … استفاده مي شود و بافت آن تقريباً در تمام نقاط ايران رايج است .
تاريخچه گليم بافي :
« از آثار و نوشته هاي مورخان جهان گردان پيداست كه بافتن جزء اولين هنرها و صنايع قبيله هاي پراكنده انسانها بوده است . مي توان گفت پارچه و گليم تقريباً ، از يك زمان رواج يافته است . در سال 1949 در سرزمين روسيه يك قطعه قالي به نام پا زيرك به حال انجماد پيدا شد كه مربوط به 350 تا 500 سال قبل از ميلاد مسيح بوده است و به اين ترتيب وجود قالي و گليم در تمدنهاي باستاني فلات ايران ثابت گرديد . فرش ياد شده بيانگر آن است كه براي رسيدن به چنين مهارتي در قالي بافي ، لازم است كه بافنده از يك سنت حداقل هزار ساله برخوردار باشد . بدين ترتيب تاريخ پيدايش هنر گليم بافي و قالي بافي در ايران حدوداً بين 1500 تا 2000 سال قبل از ميلاد تعيين شد . از آنجايي كه گليم زودتر از قالي بافته شده تارخ گليم بافي به 3000 هزار سال پيش از ميلاد عنوان شده كه تاريخ آغاز نساجي است و از وسايل بافتني كه از بهشهر به دست آمده تاريخ آن متعلق 600 سال قبل از ميلاد است و نشان ميدهد كه از موي بز و گوسفند استفاده مي شده است .»

ابزار گليم بافي :
الف . دار گليم
دار گليم خود بر دو نوع است افقي و عمودي و از آن جايي كه در عشاير فقط از دار افقي استفاده مي نمايند ، به شرح دار افقي مي پردازيم .
يكي از مهمترين وسايل كار گليم بافي و بافندگان «دار» است كه در هر منطقه طبق سنتهاي معمول مي باشد .
اين دار شامل چهار چوبي است كه معمولاً در ايلات متداول است و هر گاه تصميم به بافت بگيرند چهار گوشه را با ميخ به زمين ثابت مي نمايند وسايل اين دار عبارتند از :
1- ميخ ها : چهار عدد ميخ به طول 50 الي 60 سانتي متر كه انتهاي آنها استوانه اي و نوك آنها تيز
2- ميخ كوب : كه از چوب تشكيل شده و براي كوبيدن ميخها بكار مي رود .
3- سر دار و زير دار :
چوبهايي هستند كه بدنه اصلي دار را تشكيل ميدهند كه چوبي كه در بالاي ميخها قرار مي گيرد سردار و چوبي كه در پايين ميخها قرار مي گيرد زير دار ناميده مي شود .
4- پيز : چوبي است كه چله هاي پاييني و بالايي بر روي آن حلقه مي شود .
5- پس پيز : چوبي كه بعد از پيز در بين چله ها قرار مي گيرد .
6- ملار : سه پايه اي كه از چوب تشكيل شده و انتهاي آن با طناب بسته شده و با آن دوغ مي زنند و براي مهار «پيز» بكار مي رود و تاشو به سهولت جا به جا مي شود .

ب . نخ چله و چله كشي
نخهاي چله معمولاً از جنس پنبه و به رنگ سفيد و ضخامتهاي مختلف هستند و در بعضي از روستاها ، از پشم براي نخ چله « تار» استفاده مي كنند .
مهمترين مرحلة قبل از بافت چله كشي است كه بعد از تهيه و بر پاداشتن دار چله كشي صورت مي گيرد .
نحوة چله كشي :
«قبل از اينكه چله كشي شروع شود ، ابتدا دو رسته (چند لا از تار) نخ را به فواصل دلخواه و به موازات زيردار و سردار (حدوداً به فاصله 20 سانتيمتر) با ميخ به بدنة دار كوبيده مي شود .
در اصطلاح چله كشي اين دو رشته را نخ زهوار مي نامند . يكي از اين زهوارها بعداً براي شروع گليم بافي و ديگري به منظور قرار دادن چوب مياني (هاف) يا «پيز» مورد استفاده قرار مي گيرد پيز براي جدا كردن نخهاي رو از نخهاي زير مورد استفاده قرار مي گيرد .
براي دقت و سرعت عمل در شمارش نخ تار يا چله ، ابتدا چوبهاي سردار و زيردار را علامت گذاري و به واحد ده سانتيمتر تقسيم مي نمايند سپس شروع به چله كشي مي كنند ، به اين ترتيب كه نخ اول از روي سردار مي گذرد و از پشت و سپس زير دار به جلو و جاي اول بر مي گردد ، اين كار معمولاً بوسيله دو يا سه نفر انجام مي پذيرد .»


4- قالي بافي
قالي بافي از آغاز در ميان چادر نشين متولد گرديد اين قبايل كه كارشان گله داري بوده از پوست گوسفند براي زيراندار در چادر سياه استفاده مي نمودند و همچنين براي پوشيدن تن خود نيز از پوست گوسفندان استفاده مي شده است . و به تدريج به مرحله ريسيدن و بافتن آگاهي پيدا كردند بعد از آنكه مهارت در كارشان پيدا كردند طي گذشت دوراني سرانجام قالي را اختراع نمودند و از آن زمان به بعد قالي را جايگزين پوست نمودند و در بافت آن به ابتكارات زيادي دست زدند و در اندازه هاي متنوع دست به ابداع و نوآوري زدند ، تا اينكه بعضي از آنان به علت خستگي از كوچ در يك جا ساكن و تجمع نموده و تشكيل ده روستا را دادند و به صورت ثابت سكني گزيدند . و اين كار باعث گرديد كه ساختمان سازي نمايند و نياز به بافت قاليهاي بزرگتري پيدا كنند .
تاريخچه قالي
« قديمي ترين قالي موجود به وسيله « پروفسور دودنگو » در مقبره سكائي ، در دويست كيلومتري جنوب شرقي برايسك و هشتاد كيلومتري مرز مغولستان در نقطه اي بنام پازيريك در ميان يخها كشف شد .
اين قالي به عنوان پوششي اسب به كار مي فته و مربوط به زمان هخامنشيان است و اندازه هاي آن 83/1 2 متر مي باشد .
در هر سانتي متر مربع 36 گره دارد . گره ها را از پشت زده و پرز را از رو چيده اند ، حاشيه بيروني آن نقش مكرر كوچكي است كه جانور افسانه اي بالدار را نشان مي دهد. پس از آن يك رديف سوار مي آيند كه يك در ميان يا بر اسب نشسته يا در كنار آن در حال راه رفتن مي باشد . سپس يك رديف گوزن خالدار و باز همان نقش مكرر جانوران بالدار ديده مي شود و سپس از آن متن است كه از چند رديف موازي گلهاي چهار برگي تشكيل شده است . در ميان اين نقش ها بويژه مرداني كه در كنار اسب راه مي روند آشكارا نقش هاي تخت جمشيد را تداعي مي كنند . اين قالي بعدها به ايران فرستاده شد و توسط استاد اسكندراني ترميم گرديد .»
ابزار بافت
الف . كركيت (شانه)
داراي شانه هاي آهني كه در انتهاي آنها سوراخهايي تعبيه گرديده و بوسيله چرم به دسته متصل و محكم گره خورده و براي كوبيدن رجها بكار مي رود .
ب. غره qara از شاخ گوزنهاي كوهي مي باشد و با آن پس پيز را عقب و جلو مي برند .
ج. رُنْجَك ronjok از دو قسمت تشكيل شد : دسته و تيغه
الف – دسته رنجك : چوبي به طول 12 سانتي متر و قطر 4 سانتي متر است كه در دست جاي مي گيرد .
ب : تيغه آهني . به صورت نيم دايره و پهناي 5/1 سانتي متر و نوك تيز و براي قالي و گليم و جاجيم بافي ، و ساير صنايع دستي بافتني جهت قطع كردن بندهاي گره مورد استفاده قرار مي گيرد .
د:-چله كشي : مانند چله كشي در گليم مي باشد كه در قيمت گليم بافي توضيح داده شده است .
بعد از چله كشي مرحله بافت قالي صورت مي گيرد .

| تاريخ : سه شنبه 1387/02/24 | ساعت : 16:25 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          نحوه ترسیم گل شاه عباسی           

شیوه ترسیم گل شاه عباسی
گل شاه عباسی برش فرضی از گل نرگسی می باشد که بصورت انتزاع درآمده و آذین یافته است .
این گل به دلیل کامل بودن و دارا بودن تمامی خصایص گلها یکی از زیباترین گلهای ختایی به شمار میرود .
شاید یکی از دلایل زیبایی گل شه عباسی تضاد موجود در شکل دایره ای مرکز آن با شکل نوک تیز برگها که در حاشیه قرار دارند باشد.
یکی از دلیلیلی که این گل را با نام شاه عباسی میشناسند نسبت دادن آن به شاه عباس صفوی میباشد . اما این نمیتواند یک دلیل منطقی باشد زیرا ما این گل را در طرح ها و نقوش قبل از این دوره مشاهده میکنیم و دلیل که میتوان برای نام لاله عباسی آورد ، شکل لاله گونه این گل است که پایین آن کمی پهن تر از بالای آن میباشد .
گل شه عباسی دارای توع زیادی میباشد . زیرا این گل قابلیت پذیرش هر نوع تحولی را دارد و این خصیصه این قابلیت را به این گل داده که از متنوع ترین گلهای ختایی باشد .
گل شاه عباسی بدلیل زیبایی و تنوع گونه کاربرد فراوانی در طراحی سنتی بخصوص فرش ، تذهیب ، کاشی و معرق دارد.

 


اجزای تشکیل دهنده گل شا عباسی
1 - مرکز گل
2 - اناری
3 – برگ ها
4 – چوانه شکوفه

1) مرکز گل
مرکز گل معمولا به شکل دایره و یا در قالب آن با اشکال چها پر ، پنج پر و یا بیشتر ترسیم میگردد.

 


البته گاهی ممکن است بنا به نوع گل مورد استفاده در مرکز آن از یک گل گرد کوچک استفاده شود.


2) اناری
اناری در وسط گل شاه عباسی قرار میگیرد و این فرم یک برش فرضی از گل اناری میباشد.


البته میتوان داخل این قالب فرمهای مختلف کاسبرگ ، غنچه و گلبرگ را برای زیایی هر چه بیشتر استفاده کرد.


 

3) برگها
در گل شاه عباسی میتوان از فرمهای مختلف برگ استفاده کرد :
الف ) برگهای ساده


 

ب) برگهای کنگره دار


برگهای کنگره دار دارای دو فرم نوک تیز و نوک گرد میشند
 

ج) برگهای لب برگردان
ما میتوانیم برای زیبایی هر چه بیشتر گل شاه عباسی از این نوع برگها استفاده کنیم.


 

د) برگهای تا خورده :
این حالت برگ نیز همانند برگهای لب برگردان زیبایی خاصی را به گل میدهد.


 

4 ) جوانه شکوفه
ما میتوانیم از جوانه شکوفه برای پر کردن فضای خالی بین برگها استفاده کنیم .
جوانه شکوفه ها نیز دارای فرمهای مختلفی میباشند که در زیر به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم :


الف ) شکوفه های گرد


 

ب ) شکوفه های دندان موشی

ج ) شکوفه های پرجمی


 

د ) شکوفه های حلزونی


 

ه ) شکوفه های برگی


 

مراحل شکل گیری گل شاه عباسی :
حالا با شناخت اجزای تشکیل دهنده گل شاه عباسی به بررسی مراحل شکل گیری این گل می پردازیم.
 

مراحل شکل گیری گل شاه عباسی :

1

1 ) ابتدا قالب اصلی گل را بصورت دایره یا بیضی با خص کمرنگ مشخص میکنیم .
2 ) در این مرحله مرکز گل شاهعباسی را در جای مناسب _ کمی از مرکز دایره یا بیضی ترسیم شده پایین تر قرار میدهیم .
3 ) در این مرحله اناری را در بالای مرکز گل قرار میدهیم . توجه داشته باشید که درون فرم اناری با توجه به ذوق و سلیقه طراح فرمهای مختلفی را میتواند به خود بگیرد.
4) در این مرحله برگها را بجای خودشان ، با در نظر گرفتن تعداد آنها ترسیم میکنیم . در اینجا باید یاد آور این موضوع شد که برگها نیز همانند سایر اجزای تشکیل دهنده گل شاه عباسی میتوانند فمهای مختلفی به خود بگیرند .
5 ) در این مرحله فضای خالی بین برگها را پر میکنیم . شکوفه جوانه نیز میتواند فرمهای مختلف را به خود بگیرد .
6) در مرحله آخر گل را از خط قرینه ای که از ابتدا در نظر گرفته بودیم ، قرینه میکنیم .

4
2 5
3 6

 منابع : 
 امیری - علی / جزوه طراحی نقوش سنتی / دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد
 مصاحبه با آقای هنرور / مذهب کار

| تاريخ : دوشنبه 1386/12/20 | ساعت : 14:39 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          نقوش هندسي در دوره اسلامي:           

نقوش هندسي در دوره اسلامي: اگرچه نقوش هندسي در ميان هنرهاي تمامي دوره‌ها و تمدنها نقش تقريبا مهم و ارزنده‌اي را ايفا كرده‌اند، ولي بيش از همه در هنر اسلامي جايگاه ويژه خود را يافته‌اند، در اين دوره شاهد نوآوريها و خلاقيتهاي ارزشمند و جاودان اين نقوش هستيم. هنرمندان اسلامي فرمهايي چون دايره، مربع،‌مثلث، نقوش چند وجهي و يا ستاره‌هاي چندپر را با نظمي خاص در كنار يكديگر قرار مي‌دادند و از تركيب آنها به فرمها و تركيبات بديع هندسي دست مي‌يافتند كه مختص دنياي اسلام بود. قبل از مطالعه نقوش هندسي دوره‌ اسلامي لازم است تا علل بوجود آمدن اين نقوش با توجه به شرايط جديد حاكم بر جامعه با ورود دين اسلام و تاثيرات متعاقب آن شناخته شود. ظهور اسلام و ورودش به ايران تحولي شگرف در ابعاد مختلف فرهنگ مادي و غيرمادي اين كشور بوجود آورد كه مبتني بر مباني نظري و اعتقادي دين جديد بود. با گسترش دين اسلام يكي از مباني اصلي اين دين نوظهور كه همانا منع هرگونه تصويرسازي از اشياء جاندار و پرهيز از شبيه‌سازي عيني نقوش طبيعت بود، نيز در بين مسلمانان رواج يافت كه هدف از آن مبارزه با بت پرستي و شرك اعلام شده بود. در اين شرايط هنرمندان مسلمان با بهره گيري از نقوش تجريدي و استليزه شده هندسي با زباني رمزي و نمادين به تزئين سطوح موردنظر پرداختند. اين هنرمندان با اشتياق تمام در پي يافتن شكلهاي ساده‌تر و پالايش‌يافته‌تر بودند تا اينكه از خطر متهم شدن به بت پرستي بدور باشند. در اين صورت بود كه خود را از وسوسه رقابت با «الله» كه خالق همه چيز است برحذر مي‌داشتند. گرايش شديد به استفاده از نقوش هندسي در صدر اسلام باعث شد كه گروهي هنر اين دوره را به سكون و عدم پويايي و تحرك متهم كنند، اما تيتوس بوركهارت محقق هنر اسلامي در اين‌باره چنين مي‌نويسد: «آنچه در هنر اسلامي تحت عنوان سكون و عدم تحرك مورد انتقاد قرار گرفته، صرفاً همين غياب انگيزه‌هاي فردي و نفساني در آن است، هنر اسلامي هنري است كه به امور و مسايل روانشناختي دلبستگي ندارد و فقط عناصري را حفظ مي‌كند كه جاودانه معتبرند. دليل توسعة فوق العادة تزئينات هندسي در هنر اسلامي نيز همين است». با گرايش هنرمندان و صنعتگران به استفاده از نقوش و فرمهاي تزئيني هندسي، تقريبا تمامي آثار بوجود آمده در اين دوران به نوعي از اين هنر تزئيني بهره‌مند شده بودند، به طوري كه امروزه برخي هنر اسلامي را به هنر تزئيني صرف متهم مي‌كنند كه به عنوان لايه‌اي فريبنده در ظاهر آثار و فرآورده‌هاي دوره اسلامي نقش بسته است، ولي غافل از اينكه، در هنر اسلامي تزئين معنا و مفهومي فراتر از آراستن و پوشش ظاهري دارد كه براي درك آن بايد با رمزهاي تصويري و مفاهيم ديني اسلام آشنا بود. «تزئين در هنر اسلامي براي بيان فضاي قدسي است، اطلاق تزئيني بودن به هنر اسلامي از سوي شرق شناسان بدليل عدم درك رمزهاي تصويري است و به غلط تزئين را به معني آراية فريبنده مطرح كرده‌اند». در واقع هنر اسلامي با تأسي به مباني ديني و اعتقادي تلاش نموده است با بهره‌گيري از اين تزئينات فضايي آرام بخش، روحاني و معنوي ايجاد كند. بطوركلي زينت و آرايه به عنوان يكي از پايه‌هاي تصويري هنر اسلامي، وسيله و بياني تصويري است براي شرف بخشيدن به «ماده» تا به افقهاي برتر اعتلاء يابد و شخصيت فوق طبيعي بيابد. پس از ذكر مقدمه كوتاهي درباره علل به وجود آمدن و گسترش فوق العاده نقوش و تزئينات هندسي در دوره اسلامي به بررسي عيني نمونه‌هايي از اين نقوش مي‌پردازيم. در تصوير 6 جلد قرآن كريم مربوط به قرن ششم ه.ق نشان داده شده است. همانطور كه مي‌دانيم جلدسازي يكي از هنرهاي مرسوم قبل از پيدايش صنعت چاپ و كاغذسازي به شكل امروزي بود. تصوير فوق نيز جلدي است دست ساز كه از چرم تهيه شده و نقوش ظريف روي آن را پوشانده است. گستردگي اين نقوش به گونه‌اي است كه هيچ نوع برتري و تمركز عناصر تزئيني در يك قسمت نسبت به ساير قسمتها وجود ندارد و تداعي كنندة نوعي برابري و مساوات در طرح مي‌باشد. نقوش زمينه اين جلد از تكثير دواير متداخل هم اندازه و همسان تشكيل شده است و اهميت نقش هندسي دايره را در هنر اسلامي آشكار مي‌سازد. زيرا «پايه و اساس نقوش هندسي و گياهي در هنر اسلامي بر دواير استوار است. دايره كاملترين شكل هندسي است كه در هنر اسلامي تصويري است از كمال» . فارغ از دنياي اسلام مي‌توان گفت «دايره از زيباترين و جذابترين شكلهاي هندسي است و ميزبان همه اشكال هندسي و حد نهايي آنهاست» . تصوير بعدي كه براي اين بخش برگزيده شده است صفحه‌اي از قرآن مجيد را نشان مي‌دهد در سال 720 ه.ق طراحي شده است . همانطور كه مي‌دانيم يكي از موارد استفاده از نقوش هندسي تقسيم فضاهاي دوبعدي به قسمتهاي مختلف جهت رسيدن به تركيبات بديع و رنگي گسترده است، تا داخل اين فضاها با نقوش ريزتر و متنوع پر شده و به هدف نهايي هنرمند كه همانا خلق تصويري ناب و در اوج كمال و زيبايي است نزديك شود. در اين تصوير زمينه طرح باز هم با نقوش دواير متداخل به فضاهاي مختلفي تقسيم شده و در داخل هركدام از اين فضاها نقوش اسليمي به زيبايي هرچه تمام قرار گرفته‌اند. اين تصوير قدرت پوشانندگي نقوش هندسي بويژه دواير متداخل را در حد كمال نمايان ساخته است. نمونه بعدي برگي از مينياتوري است از بوستان سعدي كه در مركز هنري هرات قرن نهم ه.ق نقاشي شده است. اين تصوير سلطان حسين بايقرا را نشان مي‌دهد كه در مجلس بزمي شركت كرده است. در اين تصوير، هم فرش زير پاي سلطان و هم سايه‌بان بالاي سر او كه با الهام از نقش هندسي دايره به فضاهاي مختلف تقسيم شده است، قابل مشاهده است و به نوعي بلوغ فكري هنرمند نقاش رادر استفاده از فرم هندسي دايره جهت خلق تركيبات تازه‏، نسبت به تصاوير قبلي نشان مي‌دهد. تزئينات در معماري اسلامي نيز جايگاه ويژه‌اي داشته و در طول تاريخ همواره مورد اهتمام هنرمندان بوده است. دامنه وسيع تنوع روشهاي مختلف مانند كاشيكاري، گچبري، آجركاري و ... جلوه خاصي به بناهاي ايراني بخشيده است به طوري كه مي‌توان گفت تزئينات جزو لاينفك معماري اسلامي است و بخش عمده اي از معماري اسلامي به تزئينات اختصاص دارد. اين تزئينات مي‌تواند شامل كوچكترين اجزاء معماري با كاربرد انواع مصالح در ساده‌ترين صورت ممكن تا كلي‌ترين و عمده‌ترين بخشهاي معماري مانند شبستانها، گنبدها، رواقها و غيره با انواع و اقسام مصالح در پيچيده‌ترين شكلهاي هندسي و انتزاعي با روشهاي گوناگون باشد. در اين قسمت به معرفي چند نمونه از آثار معماري دوره اسلامي كه با نقوش هندسي تزئين شده‌اند مي‌پردازيم. در تصوير 9 نقوش هندسي متنوعي را مي‌بينيم كه در «برج نگار بردسير» مربوط به دوره سلجوقي به زيبايي خلق شده‌اند. دوره سلجوقي اوج شكوفايي تزئينات آجركاري سطوح بنا مي‌باشد. اين نقوش زيبا به وسيله چيدمان هنرمندانه آجر به وجود آمده‌اند كه تماما داراي زواياي قائمه مي‌باشند و تشكيل نقوش متداخلي را داده‌اند كه در هنرهاي ديگر مانند گليم‌بافي و حواشي فرشهاي روستايي به وفور مشاهده ميشود. در تزيينات هندسي دوره اسلامي هم فضاهاي مثبت با اهميت است و هم فضاهاي منفي يا خالي داراي اهميت مي‌باشند. منظور از فضاي منفي، فضاي بيهوده و عبث نمي‌باشد بلكه اين دو فضابه مثابه روح و جسم مكمل يكديگرند و حياتشان نيز لازم و ملزوم همديگر است . لذا از اين حيث هركدام از اين فضاها ارزش خاص خود را دارند كه اگر اين ارزش فضاها رعايت نشود طرح به كمال خود دست نيافته است. در تصوير 10 نمونه‌اي از اين نوع فضاسازي را كه در زمينه كاشيكاري معرق اجرا شده است مي‌بينيم. در اين تصوير هم استفاده از فرمهاي هندسي جهت تقسيم فضاها به زمينه‌هاي كوچكتر قابل مشاهده است و هم تزئين فضاهاي خلق شده توسط نقوش بزرگتر با فرم ستاره‌هاي شش پر باز در ميان اين نقوش ستاره‌اي، فضاهاي ديگري بوجود آمده‌اند كه آنها نيز شش وجهي هستند. در هر يك از دو فضاي مركزي و اصلي اين طرح نام مبارك حضرت علي‌(ع) شش بار (سه بار در زمينه مشكي و سه بار در زمينه سفيد) تكرار شده است. اين تصوير تنوع و گستردگي استفاده از فرم‌هاي هندسي را در هنر اسلامي به خوبي نشان مي‌دهد. نتيجه حاصل از مبحث فوق را مي‌توان بطور خلاصه چنين بيان كرد كه ايرانيان نه تنها از قديم الايام به شيوه‌هاي سامان بندي بخشهاي بزرگتر – خواه سطوح تخت يا گسترة روي ظروف – به فضاهاي كوچكتر آشنا بوده و توانايي و قابليت ذاتي براي تزئين بخشهاي مزبور را با عناصر هندسي خردتر داشته‌اند،‏ بلكه «حساسيت بسيار كاملي براي ايجاد نظمي كاملا منظبط وجود دارد كه به صورتي موزون و به شيوه‌اي يكدست و خوشايند كليت را به اجزاء كوچكتر تقسيم مي‌كند». پايه نقوش هندسي چه قبل از اسلام و چه در دوره اسلامي بيشتر از همة اشكال هندسي بر دايره استوار است و اشكال چند وجهي ديگر مخصوصا در دوره اسلامي از فرم دايره بوجود آمده‌اند كه گاهي اين فرم دايره‌اي مرئي و قابل مشاهده است و گاهي فقط در ارائه تركيب كلي نقش از آن استفاده شده و نامرئي است.

| تاريخ : سه شنبه 1386/12/07 | ساعت : 11:27 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          نقوش هندسی قبل از اسلام           

 نقوش هندسی قبل از اسلام:

به طور کلی نقوش هندسی قبل از اسلام از لحاظ ساختاری به سه گروه اصلی قابل تقسیم می باشند که با مطالعه این گروهها می‌توان سیر تکاملی این نقوش را نیز مورد دقت و مطالعه قرار داد.

الف خطوط ساده: خطوط افقی یا عمودی که گاه ساده و زمانی موج دار روی اغلب آثار دوران باستان دیده می شوند. این خطوط علاوه بر خاصیت تزئین حاوی پیام و مفهوم نیز هستند به عبارتی این خطوط منعکس کننده آمال و آرزوهای شخص طراح یا جامعه مرتبط می باشند. برای مثال خطوط موجدار روی ظروف سفالی نشان از وجود آب و یا آرزوی بارش باران و وفور آب در سرزمین خشک و آفتابی فلات ایران بود.

ب خطوط متقاطع: گروه دیگری از آثار و دست ساخته های دوران قبل از اسلام حاوی تزئیناتی با خطوط متقاطع و زیگزاگ مانند می باشند، که در مرحله تکامل یافته تری نسبت به طرحهای نوع اول قرار دارند و حکایت از تکمیل و باروری قدرت انتقال مفاهیم نمادین به دیگر همنوعان دارد. این نوع خطوط در مسیر مراحل تکمیل و باروری خود با همدیگر ترکیب شده و تشکیل نگاره های گروه سوم را می‌دهند.

ج اشکال هندسی: هنرمندان در آخرین مراحل تکمیل و بلوغ هنری خود از ترکیب خطوط شکسته و متقاطع و با الهام از آثار طبیعی دست به ایجاد فرمهای هندسی شناخته شده و بسیار زیبایی زدند. از جمله این نقوش می توان به شکلهای هندسی همچون مربع، لوزی، مثلث و دایره اشاره کرد. هنرمندان برای بالا بردن ارزش بصری این فرمهای هندسی موفق شدند داخل این اشکال را نیز با طرحهای کوچکتر و ظریفتر بپوشانند که هر یک دارای معانی خاص و بیان کننده مفهومی هستند.

با توجه به به گستردگي و فراواني نقوش هندسي از هر سه گروه فوق در آثار و اشياء باستاني برجاي مانده‏، مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه «كليه اشكال هندسي كه بر روي اين آثار ديده مي‌شوند معناي ويژه‌اي دارند. مثلا خطوط موازي و منكسر كه در دايره يا مستطيل محاط است و يا در چيزي محاط نبوده و ساده است، وجود آب را ثابت مي‌كند و يا مثلثي كه در ميان آن شكل شطرنجي رسم شده باشد نماينده كوه است و به طور كلي مي‌توان گفت اين اشكال نوعي خط تصويري است كه براي مردم آن زمان گويا بود.» [1]

با توجه به مباحث فوق مي‌توان پايه نقوش هندسي قبل از اسلام را براشكال اصلي به ويژه دايره، مثلث و مربع قرار داد. در ادامه به معرفي نمونه‌هايي از آثار حاوي نقوش هندسي در دوره قبل از اسلام مي‌پردازيم:

در تصوير 3 كوزه سفالي لعابدار رنگي متعلق به قرن هشتم ق.م نشان داده شده است اين كوزه سفالي مزين به نقش گل نيلوفر روي شانه و نيز روي بدنه و نقش گاودال (جانور تك شاخ) است. نقش گل نيلوفر كه همواره يكي از مقدس‌ترين نگاره‌هاي گياهي در بين النهرين، هند و مصر باستان بود و تقريبا در تمامي آثار برجاي مانده از تمدن هخامنشي نشانه‌هايي از آن به چشم مي‌خورد، در بدنه اين كوزه به شيوه هندسي نمايان شده است و جزو اولين نمونه هاي تصوير شده از اين نگاره مي باشد. اين گل داراي سيزده گلبرگ متحدالشكل مي‌باشد كه به شيوه هندسي و با استفاده از شكل دايره و خطوط شكسته ترسيم شده است. امروزه اين گل در تمامي طرحهايي كه با نام «نقشه ماهي» از آنها ياد مي‌شود، مورد استفاده قرار مي‌گيرد، برخي از پژوهشگران گل «شاه عباسي» را شكل تكامل يافته گل نيلوفر آبي مي‌دانند.

اما تصوير بعدي كه براي معرفي در اين بخش انتخاب شده است مربوط به نقش برجسته‌ سنگي «آشور بانيپال» در نينوا است  تاريخ اين نقش برجسته به هفتصد سال ق. م باز مي‌گردد. در اين تصوير كه بسيار شبيه به تصوير قاليهاي آن دوره مي‌باشد (از نظر تشابه ساختاري با فرش پا زيريك) نقوش هندسي ظريف و زيبايي متن اين نقش برجسته را تزئين كرده‌اند. پايه اين نقوش دايره‌هاي متداخلي هستند كه با تركيب هم تشكيل گلهاي گرد شش پر را داده‌اند و در كنار هم مجموعة زيبايي از نقشهاي بديع را خلق كرده‌اند. همچنين شكل تكامل يافته و اصلي نگاره گل نيلوفر آبي كه در تصوير قبل معرفي شد در حاشيه اين نقش برجسته با ظرافت هرچه تمام‌تر تكرار شده است. اين نوع تركيب دواير متداخل و تشكيل نگاره‌هاي شش پر ظريف در آثار بجاي مانده از تمدنهاي بعدي نيز به وفور مورد استفاده قرار گرفته است كه نشان از شناخت اهميت و تنوع فرمهاي دايره‌اي در پوشاندن سطوح تخت مي‌باشد.



[1] - تسليمي، نصرا...؛ «طبقه‌بندي و بررسي تطبيقي نقوش ظروف و جامهاي سفالين مربوط به هنر ايران در هزاره اول ق.م»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد پژوهش هنر‏، دانشگاه هنر، تهران 77-1376، ص 17.

| تاريخ : چهارشنبه 1386/12/01 | ساعت : 16:10 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش آذربایجان بهشت بافته ایرانی            

رنگ
    اغلب فرش هاي ايران داراي رنگ هايي بخصوص هستند که بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگ ها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد، مثلا، قرمز دوغي در اراک ، لاکي در مشهد و بيرجند و نخودي در کرمان ، سرخ روناسي در همدان و سربند و هريس و سفيد در قم و نائين و آبي سير در قالي هاي عشايري فارس و شمال خراسان از جمله رنگ هاي متداولند. ليکن در تبريز برخلاف ديگر نقاط، رنگ هاي ويژه براي بافت فرش هاي مورد استفاده قرار مي گيرد و تنها در نظر گرفتن سليقه هاي مختلف، تعيين کننده رنگ قالي ها است.
    رنگ ها اغلب با شماره در کنار نقشه مشخص مي شود. نقشه اي که پس از چندين بار استفاده مستعمل مي شوند، دوباره ترميم مي شوند. براي ترميم نقشه هاي قالي گاه از اوراقي با رج شمار بيشتر استفاده مي شود، به عنوان مثال نقشه قالي هاي 30 رجي و کمتر را روي ورق40 رجي(160) ترسيم مي کنند که 15در11 خانه دارد و در نتيجه تعداد اوراق لازم براي قالي ربعي4در3 به14 تا15 ورق تقليل مي يابد. هزينه نقشه در طرح هاي نيمه(نظير درختي و يا گلداني) و به ويژه طرح هاي تمام (نظير زير خاکي ) بسيار بيشتر است.
    رنگ هاي طبيعي قالي هاي آذربايجان عبارتند از روناس (گلي)، قرمز دانه(گلي و قرمز آتشي)، اسپرک (زرد)، از ترکيب رنگ هاي زرد و نيلي، رنگ هاي سبز چمني، زيتوني و مله اي به دست مي آيد، رنگ موشي( طوسي) يا خاک سياه که در اصطلاح محلي به آن «قره ترپاخ» مي گويند از معادن «ميشه باره» ارسباران استخراج مي شود.
    کاستن رنگ قالي هاي نو براي کهنه کردن فرش ها
    تجار تبريز را مي توان جزء نخستين افرادي دانست که به روش کهنه کردن فرش ها آشنايي يافته اند، رونق فراوان صادرات فرش ايران به اروپا و ناتواني اين تجار در تغذيه بازار اروپا، آنان را بر آن داشت که فرش هاي نو را که داراي رنگ هايي خام بودند با شستشو و آفتاب دادن و مالش با چوبک و انداختن در معابر عمومي به صورت کهنه درآورند ليکن آنان به زودي دريافتند بهترين وسيله براي کاهش رنگ هاي تند قالي هاي نو، شستشوي آنها با خاکستر چوب است و از آن پس شستشو با خاکستر چوب به عنوان تنها روش در اين زمينه پذيرفته شده است.
    حوزه هريس و مهربان
    ساير شهرستانهاي آذربايجان به سبب دوري از مراکز و بي نصيبي از مبادلات فرهنگي، اقتصادي با ديگر مناطق در طرح و نقشه و رنگ از اصالت بيشتري برخوردارند. اين مناطق گاه از حيث طرح و رنگ داراي کيفيتي مشابهند. هريس در مرکز آذربايجان و شمال شرقي تبريز مرکز مهم منطقه است که توليدات آن بخصوص در گراوان، مهربان، سراب، قراچه و بخشايش توليد مي شوند، در اين ميان هريس به سبب بافت طرح هاي متنوع و دلپذير از ديگر مراکز گوي سبقت را ربوده است.
    قاليبافي از روزگار قديم در هريس معمول بوده و به واسطه طرح هاي بديع و رنگ هاي زيبا، شهرت جهاني داشته و هنوز هم با آنکه توليد آن به پستي گراييده، اهميت منطقه مزبور به منزله يک حوزه ممتاز به کلي از بين نرفته است.
    وجه مشترک کليه نقشه ها خطوطي هندسي است که از ترکيب خطوط افقي، عمودي و مايل تشکيل مي شود. طرح هاي لچک و ترنج با تغيير خطوط افقي، عمودي و مايل تشکيل مي شود. طرح هاي لچک و ترنج با تغيير خطوط از منحني به مستقيم و تبديل طرح هاي گردان به شکسته با همان ويژگي ها توليد مي شود. اين گونه نقشه ها به طور ذهني بافته مي شود و در صورت نياز از نقشه هاي کوچک که بر پارچه اي ترسيم يافته است، استفاده مي شود.
    طرح و نقشه قالي هاي هريس، معمولالچک و ترنج است که در اصطلاح محلي به آن «گوشه گوبگ» مي گويند.حاشيه معروف به «توسباغا» يا «بالوق شاماما» و يا «سماوري» نيز از جمله حواشي متداول و رايج است. نقشه «قاچ خاتون» يا «داش خاتونن» با ترنجي کف ساده و «حاج عظيمي» با ترنجي لوزي و «صمدخاني» با ترنجي مدور و «نوعي اسليمي» و «افشان» که هر دو با طرح هاي اسليمي و افشان شهري متفاوتند و بالاخره نقشه «تاجري» از جمله مهمترين نقشه هاي متداولند.

| تاريخ : پنجشنبه 1386/10/27 | ساعت : 12:8 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

          معرفی فرش ترکمن           

 
قوم ترکمن بیش از هر کالایی به فرش های خود علاقمند بوده و آنها را به شکل ها و اندازه های گوناگون می بافته اند تا نیازهای متنوع زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی را برآورد، نمادهای آن نوع زندگی را یادآوری کند و مایه ی شادی زندگی کوچ نشینی باشد. بنیاد اقتصادی زندگی اغلب ترکمن ها، مثل همه ی عشایر، دامداری است. با وجود این، اوضاع جغرافیایی و سیاسی گاه امکانات بهتری مثل کشاورزی را فراهم می آورد.

زنان عشایر و از جمله ترکمن ها در انواع بافته ها چنان کاردان و مسلط بودند که با ساده ترین ابزارها مجموعه ی متنوع و شگفت انگیزی را ایجاد می کردند که گاه، به ویژه هنگام عروسی، بر روی شتر و اسب به نمایش گذاشته می شد. در عین حال، همین فرش ها، هر اندازه با دقت و زیبا بافته شده بود، زیر دست و پا و در زندگی گذرا و ناپایدار و در عین حال پر غرور و حادثه ی ترکمن ها از بین می رفت. به همین دلیل، تنها نمونه هایی باقی مانده است که یا پیشامد یا دست بیگانه یی که با اعجاب و تحسین به سوی آنها رفته، انواع قابل توجهی را از گزند روزگار نگه داشته است. کهنه ترین این نمونه ها از قرن دوازدهم هجری (هیجدهم میلادی) عقب تر نمی رود، و به همین دلیل، تاریخ قالی ترکمن اساساً روشن نیست.


از میان قبایل مختلفی که قالیبافی در آنها رواج داشته است (در قرون گذشته) فقط نام سه قبیله کهنه به جای مانده که از قالیبافی آن سختن رفته است: سالور، چدر (جولدر، دولدر) و ایمدلی (ایمور، المور).


كهنه ترين و عمده ترين قالیهای ترکمن از قرن نوزدهم میلادی، باقی مانده است. در عین حال که بافت قالی در بین برخی از قبایل ترکمن تأیید نشده است، چندین قبیله که قدیمیتر، بزرگتر و نیرومند تر از همه هستند قالی می بافته اند.


ایلهای بزرگی چون سالور، تکه (که منشعب از ایل سالور است) ساریک، یموت و ارساری و چدر از قدیمترین ایلاتی بوده اند که قالیبافی در آنها رواج داشته است و هر کدام از آنها نقوش مربوط به قبیله خود (توتم) داشته اند.


تاریخ قالی ترکمن انعکاسی از تاریخ این قوم است. همچنان که در مورد تاریخ هیچ قبیله یی نمی توان با اطمینان سخن گفت، بیان تاریخ قالی ترکمن نیز خالی از اشکال نیست الگوی کلی قالی ترکمن نشان از تحولات شدید ندارد، زیرا به صورت نقش های تکراری باقی مانده است. این نقش ها در ایران بیش از ششصد سال سابقه دارند و در بسیاری از مینیاتورهای قرن هفتم هجری به بعد منعکس شده اند. از آنجا که کهن ترین قالی به دست آمده ی جهان نیز دارای نقش های تکراری است، باید پذیرفت که نقش های ترکمنی در یک مرحله ی ابتدایی باقی مانده اند.


ساختار
تار و پود قالیهای ترکمنی در بعضی از موارد از پشم است و آنها از پشم گوسفندان خود برای بافتن چنین فرشهایی استفاده می کنند. قالی ترکمن را زنان بر روی دار افقی و در درون چادر می افند، در نتیجه بافت قطعات کوچکتر، رواج دارد. علاوه بر قالی، انواع دیگری از بافته های فرش و گلیم گونه نیز که عمدتاً کاربرد ویژه ای دارند در مناطق ترکمن نشین تولید می گردد که از آن جمله می توان به خورجین، آلمالیق و اجاق باشی اشاره کرد.


امروزه ترکمنها، بیشتر به بافت پشتی قارچین مشغولند و تقریباً انواع دیگر بافته ها را به فراموشی سپرده اند و اغلب به بافت یک نوع قالیچه مشغولند. گاهی برخی بافنده ها از سر تفنن کیفهایی هم برای خانمها می بافند. امروزه پلاس یا گلیم خیلی کم بافته شده و اجاق باشی یا آلمالیق دیگر بافته نمی شود.


بهترین بافته های قالی ترکمن مربوط به "ایل تکه" است. تعداد بافته های ایل تکه کمتر از بافته های دو طایفه یموت است، آتابای در کیفیت بافندگی سپس از تکه قرار دارد و بیشترین حجم قالی را تولید می کند. جعفربای سپس از آتابای قرار دارد و تولید آن هم کمتر است.


نوع گره قالیهای ترکمنی هم ترکی و هم فارسی است. ایل تکه بیشتر از گره ترکی استفاده می کند ولی در سایر مناطق گره فارسی هم استفاده می شود.


شیرازه متصل در قالیهای ترکمنی به کار می رود و گلیم بافی فرشهای آنها از نوع فارسی است. بیشتر قالیهای ترکمن از نوع درشت باف هستند ولی در ایل تکه که بیشتر از ابریشم استفاده می کنند، ریز بافی تا حد رجشمار 40 و 50 دیده می شود. مهمترین ویژگی فنی بافت قالی آنها تک پوده بودن قالی آنها است (تک پود نازک) که به همراه قالیچه های بلوچ از بارزترین نمونه های این شیوه در این زمان هستند.


به طور کلی می توان گفت فرش های ترکمن تخت باف هستند.

| تاريخ : دوشنبه 1386/10/17 | ساعت : 16:37 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          طراحی سنتی (3)           

سبکهای طراحی سنتی:

 

 

آنچه مسلم است هر طرح و نقشی معلول فکر و انگیزه ای است که به سبب آن طراح دست به خلق آن زده است. طرح و نقش همانطور که از مفهوم آن بر می آید دربر گیرنده تصویر یا معنایی است که حتما در راستای شکل بخشیدن به هدفی به وجود آمده است.

حال شرايطي وجود دارد كه در صورت فراهم شدن آنها، همين طرح و نقش داراي ارزش هنري و بصري خواهد شد. پرفسور پوپ در مورد اين شرايط عقیده دارد: «هیچ اثر هنری بزرگی ممکن نیست به وجود آید مگر اینکه در پدیدآورنده آن، اوصاف سه گانه: مهارت فنی، احساسات ژرف و روشنی فکر جهت ترمیم و تجسم آن اثر متناسباً موجود باشد و تمام اين نكات بايد در يك اثر هنري جمع شود تا بتوان آن را عالي دانست».

انسان برای ارتباط و آمیزش با دیگر مردمان خط را با استفاده از تصاویر اختراع کرد. وی ابتدا طرحهای بسیار ساده از زندگی بومیش بر روی تخته سنگها و تنه درختان حک کرد و سپس آنها را بر روی کتیبه های گلی و سفالها نقش زد. اما به مرور طرحها و نقشها را ساده تر و شکیل تر نمود و همگام با زمان، به افکارش فرصت داد تا با نقشهای ساده آرزوها و خواسته های خود را به دیگران انتقال دهد. به طور کلی خطوط و طرحهایی که انسان برای بیان افکار و آرزوهای خود و نیز ایجاد تصاویر و نقوش تزئینی روی دست ساختههای خودبهکار برده است را به دوگروه «هندسی» و«گردان» یا «منحنی» تقسیم می کنند.

طرحهای «هندسی» یا «شکسته» ازخطوط مستقیم و زاویه دار و طرحهای «گردان» از خطوط نرم و منحنی تشکیل شده اند. البته طرحهایی نیز وجود دارند که از هر دو نوع سبک یاد شده فوق (هندسی و گردان) در آنها استفاده شده است. هردوی این سبکها در طی روندی همسان حاوی یک زبان زبان استعاری می باشند. هردو نمادین هستند و در نتیجه از نظر دلالت، حاکی از یگانگی روح هنرمند و گرایش شدید به ایجاد استعاره و نماد و پرهیز از صراحت هستند. «پدید آمدن و تحول دو نوع سبک گردان و شکسته پدیده ای است که ممکن است به سادگی همچون نوسان آونگ سبک تعبیر شود و یا به بیان علمیتر میتوان آن را تناوبی در فرآیند دیالکتیکی که تاریخ هنر را تشکیل می دهد، دانست.»

به لحاظ اهمیتی که هر دو نوع سبک یاد شده در انواع هنرهای سنتی ایرانی دارند، در ادامه به بررسی تاریخ و علل پیدایش هرکدام از دو سبک یاد شده (هندسی و گردان) با مطالعه آثار به جای مانده از تمدنهای گذشته می‌پردازیم. توضیح این نکته لازم است که ما به دلایل زیر بررسی ویژگیها و سیر تکاملی نقوش سنتی را با تکیه بر عناصر و هنرهایی غیر از فرش قرار داده ایم:

- نخست اینکه مناسبترین وسیله زینت گری پس ازآرایش هیکل و سر و صورت در تمدنهای گذشته و ماقبل تاریخ آثار سفالی و گلی بوده اند. در واقع همان وسایلی که نوک چوبها و سنگهای تیز می توانسته اند رویه نرم آنها را (قبل از پخت) به آسانی بکاوند و احیاناً خطوط اشتباه و بدشکل و نامناسب به راحتی اصلاح شوند. و چون سفالگری و قالیبافی از کهنترین هنرهای ایرانی هستند که در ارتباط نزدیک با هم از دوران پیش از تاریخ تا زمان ما پایدار مانده اند و نقوش و طرحهاي اين دو از همان آغاز با یکدیگر پیوند نزدیک داشته اند. به طوری که «برخی از باستانشناسان براین باور بوده اند که نقش مایه‌های سفالین رنگین ایرانی در روزگار باستان، انعکاسی از پارچه بافی و فرشبافی ایرانیان بوده است»[

 دوم اینکه بافته ها اعم از پارچه و گلیم و قالی به سبب خلل پذیری ذاتی دوام زیادی نمی آورند و ناگزیر باید نشان گمشده و رنگ باخته نقشمایه های چند هزار ساله را در آثاری جست که قابلیت دوام و ماندگاری طولانی مدت داشته باشند. مانند سفال، فلز، سنگ و آثار و بناهاي باستانی.

چنین است که در بررسی روند تکمیلی و تکوینی نقوش و طرحها، رشته پژوهش به هنرهای دیگر می پیوندد و در بیشتر موارد نیز تکیه گاه جستجو و تحقیق لاجرم به سفالینه ها و اشیاء فلزی و بناهای باستانی استوار مي‌گردد، نه بر بافته هایی که انتقال نقشمایه های غیرمنسوج را به قلمرو هنرهای منسوج ممکن می سازند.


 

| تاريخ : یکشنبه 1386/10/02 | ساعت : 13:25 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          طراحی سنتی (2)           

تاریخچه طراحی سنتي:

 

بشر اولیه آنگاه که چشم به طبیعت دوخت و به اطراف خود نظر انداخت چیزهای زیادی برای طرح کردن اندوخت. خاطرات زیادی داشت که آنها را می بایست بازنویسی یا شکل سازی می کرد. برای اینکار وی به مانند تزئین گری، از هر خط راست یا کج و شکسته الهام گرفته و آنها را برای خوشایندی چشم در جایی مناسب کار گذارد و به نحوی مطبوع، ترکیب بندی دلخواه خودش را خلق کرد. با اینکار وی پایه های طراحی سنتی را پی ریزی کرد که پس از هزاران سال به صورت فعلی به دست ما رسیده است.

«طراحی سنتی ایران اساساً پیش از تاریخ یعنی قبل از پیدایش خط شکل گرفته است». می دانیم که بشر طراحی را از مرحله غارنشینی آغاز کرده است. دوره ای که سنگ ساده و نتراشیده را به عنوان ابزار به کار می برد. «اولین طراحیهای هنرمندان ایرانی به استناد آثار بدست آمده حداقل در حدود آغاز هزاره هفتم قبل از میلاد و یا در اوایل عصر نوسنگی بوجود آمدند. سفالینه های بدست آمده از «تپه سراب کرمانشاه»، «گنج دره همدان»، «غار هوتو» و «تپه علی کش» که حدود هزاره هفتم و ششم قبل از میلاد ساخته شده اند، نشان می دهند که هنرمندان سفالگر سطوح سفالینه های خود را با استفاده از رنگهای گیاهی و معدنی، تقسیم بندی های طولی و عرضی می نمودند و سپس متن سطوح تقسیم بندی شده را با شکلهای هندسی می آراستند.  

 

 

 - ظرف سفالي با نقوش هندسي و خطوط متقاطع، سيلك، هزارة پنجم ق.م.

این طرحها بیشتر جنبه آئینی داشته وارضاءکننده فطرت پرستشگر انسان می باشند که در نقاشیهای خود با یاری گرفتن از نیرويی غیبی سعی در غلبه بر طبیعت و دشمنان خود دارد. پس می‌توان گفت که حتی نخستین نقشهایی هم که انسان کشید بنیاد مذهبی داشتند. زیرا «هرگونه باور به نیرویی بیرون از طبیعت یا ماوراء طبیعت، بنیانی برای مذهب است ولو اینکه ما امروزه آن گونه باورها را جزو مذهب نشماریم». مثلاً جادوگری کاری کاملاً مذهبی است و اتفاقا همه نقاشیهای آغازین انسان هم دارای بنیاد جادوئی هستند. زیرا ازآن جهت نقش گاو وحشی یا گوزن را بر دیواره غارها کشیده اند که به آن تیراندازی کنند، چه انسان باور داشت که اگر تصویر چیزی را تسخیر کند، خود او را هم تسخیر خواهد کرد. جای تیر روی نقاشیهای درون غارها اندک نیست.

آرتور پوپ هدف از ایجاد طرح و نقش بر روی ظروف سفالی را «بیان بیمها و امیدها و علایمی برای استعانت از قوای طبیعی در مبارزه دائم و وحشتناک طبیعت می داند».

در طرحهایی که انسانهای اولیه از خود برجای گذاشته‌اند نشان چندانی از جنبه تزئین و زیباشناسانه نمی‌بینیم. توجه به زيبايي بعدها در مسیر هدف هنرمند قرار گرفت. انسان در وهله اول جنبه کاربردی قضیه را مدنظر قرار داد و طراحی را وسیله ای برای بیان افکار، اندیشه ها، آداب و مذاهب خود به کار برد. بنابراين طراحی وسیله ای شد برای ارتباط بین انسانها که در مسیر تکاملی خود منجر به اختراع خط شد.


 

| تاريخ : یکشنبه 1386/09/25 | ساعت : 11:38 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          طراحی سنتی (قسمت اول)           

 طراحی سنتی چیست؟

طراحی سنتی مشتمل است بر طرحها و نگاره هایی که نشان دهنده فرهنگ، آداب و رسوم و سنتهای رایج در جامعه باشند. حال این مقوله نیز همانند موارد بسیار دیگر از یک تمدن، در گذر زمان و با تغییر و تحول در فرهنگ و آداب و رسوم آن جامعه، تغییر می یابد و چهره ای نو که در بر گیرنده سنتهای قدیمی است به خود می گیرد. طراحی سنتی هم جنبه معنوی و کاربردی دارد و هم جنبه ظاهری و تزئینی. از نظر معنوی شامل تمامی نهادها و نشانه هایی است که به شکلی، مفهومی خاص را بیان می کنند و در اصل قسمتی از فرهنگ و سنت یک جامعه هستند. و از نظر ظاهری حس زیباشناسانه و ذوق سرشار هنرمند طراح را عیان می کند که با استفاده از هنر طراحی و ظرافتهای موجود در آن، اثری بس زیبا و دلفریب را بجای می گذارد.

 

 

سنت چیست؟

    معنای سنت از دیدگاه سنت گرایان، به کارگیری اصولی است که از عالم بالا وضع شده است. به عبارت دیگر سنت در مفهوم کلی خود «مشتمل بر اصولی است که انسان را به عالم بالا وصل می کند» به عقیده بیشتر متفکران سنت گرا، سنت تقریباً با دین یکی است. سیدحسین نصر حتی آن را، بیان دیگری مترادف با اصطلاح «دین حنیف» که در قرآن مجید ذکر شده می داند و «کوماراسوآمی» سنت را با فهم سنت که «خرد جاودان» است مساوی تلقی می کند.  «رنه گنون»فیلسوف و متفکر بزرگ فرانسوی، معتقد است سنت عبارت است از اصولی با منشاء الهی

 
 

پس سنت مقوله ای فرازمانی و فوق فردی است و مشمول کهنگی نمی‌شود، چراکه جوهری متافیزیک و در نهایت سرشتی الهی دارد و بنا بر ذات خود در مصاف با نوگرایی قرار نمی گیرد.

اما دكتر علي حصوري منظور از سنت را هرگونه ره آورد تاریخی و کهن مي‌داند که؛ «دست به دست و سینه به سینه، در اندیشه، باور و عمل از پدران و مادران به فرزندان می‌رسد و فرزندان آنها را به نسل بعدی منتقل می کنند. این کار با اندکی دست کاری و تغییرات جزئی و گاه با محافظه کاری بسیار شدید در نسلها تکرار شده و به امروز رسیده است. بنابراین سنت ممکن است سخن، پند، موعظه، طرح، فن و رفتار یا طرز عمل باشد که فرزندان از گذشتگان خود به یادگار دارند. بدین ترتیب ملاحظه می کنیم که هر دین، آئین، قوم و قبیله ای دارای سنتهایی است و هرچه قومی یا آئینی کهنتر باشد، سنتهای کهنتری دارد. مثلاً سنتهای اسلامی از قرن هفتم میلادی و سنتهای زردشتی از اوایل هزاره دوم قبل از میلاد آغاز می‌شوند.

 
 

 


 

| تاريخ : دوشنبه 1386/09/19 | ساعت : 11:0 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          سهم فرش در اقتصاد ایران           

 آمار قالی بافان
 بر طبق آمار وزارت کار (تهیه شده در سال 1328) تعداد کارگران قالی باف در حدود128973نفر بوده است لیکن به موجب آماراداره کل آمارعمومی (تهیه شده در ســال 1335) جمع کل شاغلین قالی بافی بیش از10ساله در88 حوزۀ درحدود166283 نفر بوده است که ترکیب آن به قرار زیر است .
 

 


 

کارفرما
بافندگی که برای خود کار می کنند
مستخدم دولت
مزد بگیر
کارکنان خانوادگی بدون مزد
اظهار نشده

707   نفر
53937   نفر
3376    نفر
93933   نفر
12501 نفر
378      نفر

که با توجه به نسبت 40 درصد کارگران خردسال(نسبت کارگران خردسال به بزرگسالان درآمارسال1328)تعداد کارگران قالی باف در 88 حوزۀ مزبوربه تعداد 232796 نفر تخمین زده می شود. دراین مورد توجه به تعداد و نسبت کارگران قالی باف در شهرهای عمدۀ قالی بافی نیزکه ازآمارمستخرجۀ سال1335به دست آمده است ضروری است .


جدول 12- تعداد و نسبت کارگران قالی باف در شهرهای عمدۀ قالی بافی که از
آمار مستخرجۀ « سال 1335 »[17]
 

ردیف

حوزه

جمع شاغلین از ده سال به بالا

جمع شاغلین قالی باف

درصد

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11

تبریز
اصفهان
مشهد
شیراز
همدان
قم
یزد
اردبیل
کرمان
زنجان
کاشان

181017
195063
165504
118570
127368
47962
105692
75933
50185
121542
72741

15525
1043
46
3992
6952
1840
11200
2128
11121
4272
20162

8.5

53
27
3.3

8.4

3.8

10
2.8

22
3.5

27

 

جدول 13- مزد بگیرهای 10 ساله به بالا در مراکز مزبور[18]
 

ردیف

حوزه

جمع مزد بگیرها در قالی بافی

جمع مزد بگیرها
 

درصد
 

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11

تبریز
اصفهان
مشهد
شیراز
همدان
قم
یزد
اردبیل
کرمان
زنجان
کاشان


12785
870
3286
1615
4157
1584
6356
1413
7364
1015
16266
 

85150
103211
84244
49541
48976
28054
45001
20062
27580
37511
40014

15
84
40
3.2
8.4
5.6
14
7.1
26
2.7
40

جدول 14- درصد جمع مزد بگیرها به جمع کل شاغلین[19]
 

ردیف

حوزه

درصد مزدبگیرها نسبت به شاغلین

درصد جمع مزدبگیرهای قالی بافی نسبت به جمع شاغلین قالی بافی

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11

تبریز
اصفهان
مشهد
شیراز
همدان
قم
یزد
اردبیل
کرمان
زنجان
کاشان

9.9
44
20
1.3
3.2
3.3
6
1.9
14
83
22

82
83
73
40
60
89
57
68
66
24
81

درسال 1340 ازطرف مأمورین آماری وزارت کار ازکارگاههای قالی بافی و گلیم بافی مراکز شهرها و حومه آن آمار گیری به عمل آمده که نتایج این آمار در بیست محل عمده به شرح زیر است : [20]
 

ردیف

نام شهر

مجموع کارگاهها
 

تعداد کارکنان

تعداد کل کارکنان

کارگاههای جواب نداده یا تعطیل در زمان آمارگیری

مرد

زن

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20

تبریز
قم
کرمان
کاشان
مرند
اردبیل
محلات
مشهد
نجف آباد
همدان
شهرکرد
اهر
یزد
کاشمر
شهرضا
سنندج
نیشابور
اراک
اصفهان
سبزوار

759
3581
683
1523
117
195
919
89
700
176
437
281
232
132
226
269
14
107
90
20

7150
116
1954
314
1591
1216
338
1226
1155
334
3
222
44
37
540
19
205
64
36
166

1509
5678
1506
2020
443
776
1489
262
17
708
1038
501
539
534
7
441
151
284
249
99

8659
5794
3100
2334
2034
1992
1827
1488
1172
2042
1041
723
583
571
547
460
356
348
285
265

6
65
-
-
-
3
-
-
-
14
-
-
28
-
-
-
-
1
7
-

صادرات فرش
وضع بازار فرش دستباف در آمریکا: با بررسی هایی که به عمل آمده است تقریباً 20 درصد از مجموع درآمد قابل مصرف افراد در آمریکا برای خرید فرش (اعم از داخلی و یا خارجی) مصرف می شود و بر طبق آمار موجود این رقم سال به سال رو به افزایش است. از میزان مذکور 94 درصد آن را محصول داخلی ( که تماماً فرش ماشینی است)  تامین کرده و 6 درصد بقیه (از لحاظ قیمت) واردات بوده است. هر چند که در مقام مقایسه رقم 6 درصد بسیار کم به نظر می رسد ایکن به لحاظ وسعت یازار امریکا همین میزان نیز واجد اهمیت زیادی بوده و بالغ بر 30 میلیون دلار می گردد. جدول زیر تولیدات داخلی فرش را با واردات آن بر حسب واحد یکهزار یارد مربع نشان می دهد.[21]
 

سال

تولید داخلی

واردات فرش ماشینی و دستباف

جمع

1950
1952
1953
1954
1955
1956
1957
1958

64.766
73.097
79.611
85.477
110.280
118.285
124.746
130.801

3.607
3.761
4.592
4.349
6.222
7.094
7.244
8.121

68.373
76.858
76.858
89.826
116.502
125.379
131.990
138.922

ضمناً میزان واردات فرش ماشینی ئر ارقام فوق همواره از میزان واردات فرش دستباف زیادتر بوده است. جدول زیر میزان واردات فرش دستباف و ماشینی را به آمریکا نشان می دهد.[22]
 

سال

فرش ماشینی

فرش دستباف

جمع انواع فروش وارده

 

مقدار به هزار
یارد مربع

مبلغ
به هزار دلار

مقدار به هزار
یارد مربع

مبلغ
به هزار دلار

مقدار به هزار
یارد مربع

مبلغ
به هزار دلار

1950
1952
1953
1954
1955
1956
1957
1958

2.032
2.603
3.321
2.993
4.154
4.702
4.861
4.694

10.784
10.123
12.889
11.545
14.899
17.161
18.944
16.588

1.575
1.158
1.271
1.356
2.168
2.392
2.383
3.427

12.412
9.000
8.653
8.628
10.484
10.910
10.969
11.588

3.607
3.761
4.592
4.349
6.222
7.094
7.244
8.121

23196
19.132
21.542
20.173
25.683
28.071
29.913
28.176

با توجه به جداول فوق تولید داخلی فرش آمریکا در فاصله سال های 1951 و 1958 از میزان 64 میلیون یارد مربع به 130 میلیون یارد مربع رسیده و بیش از صد درصد افزایش یافته است و همچنین واردات فرش ماشینی از 2 میلیون یارد به حدود 7/4 میلیون یارد و در حدود 135 درصد ترقی کرده است. در مورد فرش دستباف هر چند که میزان واردات انواع آن در سال های مذکور از 1575000 یارد مربع به 3427000 یارد مربع ترقی کرده است لیکن ارزش آن از 12412000 دلار به 11588000 دلار تنزل یافته است. با وجود این فرش ایران چه از لحاظ مقدار و چه از لحاظ مبلغ مقام اول را در بین فرش های دستباف وارده به آمریکا داشته است به طوری که از مجموع 3704958 فوت مربع فرش وارده به آمریکا در سال 1958 میزان فرش دستباف ایران وترد به آمریکا در سال مزبور بالغ بر 2043188 فوت مربع و قسمت آن در حدود 3317080 دلار بوده است. جدول زیر میزان واردات فرش دستباف آمریکا و قسمت آن را در سال های 1951 تا 1958 نشان می دهد.[23]

 

ردیف

از ایران

از تمام کشورها

مقدار به
فوت مربع

مبلغ
به دلار

مقدار به
فوت مربع

مبلغ
به دلار

1951
1952
1953
1954
1955
1956
1957
1958

821/697/3
456/534/4
986/350/4
459/151/3
942/513/2
536/996/9
811/946/1
188/143/2

216/306/6
421/003/6
342/099/5
124/657/4
014/937/4
412/391/3
789/341/3
080/317/3

415/709/4
979/612/5
408/424/5
004/148/4
009/625/3
816/765/3
037/799/3
958/704/3

888/767/7
128/221/7
146/449/6
186/883/5
115/292/5
380/501/5
941/699/5
416/393/5



از آمار فوق بخوبی هویداست که در سال های اخیر فرش های ایران اهمیت و بازار خود را اثر رقابت فرش ماشینی به میزان زیادی از دست داده است و بخصوص در این رقابت عوامل زیر به سود فرش ماشینی و به زیان فرش دستباف تاثیر خواهند داشت.


وضع بازار فرش دستباف ایران در آلمان
مقدمتاً بایستی گفت که 16 درصد کل مصرف فرش در آلمان از کشور ایران صادر می شود و این میزان معادل 3 برابر صادرات فرش ایران به آمریکا می باشد. در سال های اخیر میزان صادرات فرش آلمان مرتباً رو به افزایش بوده است. چنانچه در سال 1959 بیش از 6 برابر سال 1953 و سه برابر سال 1955 فرش ایران به آلمان صادر شده است. قبل از این که آماری در خصوص وضع بازار فرش در آلمان داده شود ذکر این نکته لازم است که در سال 1959 در حدود 63 میلیون مارک (15 میلیون دلار) فرش ایران به المان صادر شده است که این میزان در حدود 5/12 درصد کل صادرات ایران به استثنای نفت بوده است.
جدول 15- درصد تولید ملی آلمان که صرف خرید قالی می شود (به میلیون مارک)[24]
 

سال

تولید ملی آلمان

مصرف فرش

نسبت مصرف فرش به تولید ملی

1954
1955
1956
1957
1958
1959

153950
175600
193400
209600
222300

-

-
286424
328316
367284
367819
388470

-
1.63 در هزار
1.69 در هزار
1.75 در هزار
1.65 در هزار
-

جدول 16- ارزش میزان تولید فرش آلمان[25]
 

سال

به میلیون مارک

1955
1956
1957
1958
1959

260224
289135
309913
293002
288497

جدول 17- واردات فرش دستباف به آلمان (به میلیون مارک)[26]
 

سال

جمع واردات
 

واردات از ایران
 

نسبت واردات از ایران به واردات از کلیه کشورها

1953
1954
1955
1956
1957
1958
1959

11
16
23
33
46
55
75

10
15
22
30
42
47
63

90.9 درصد
93.7 درصد
95.6 درصد
90.9 درصد
91.3 درصد
97.9 درصد
84 درصد

جدول 18- آمار واردات و مصرف فرش در آلمان (به میلیون مارک)[27]

سال

جمع واردات

واردات از ایران

نسبت واردات از ایران به واردات از کلیه کشورها

1954
1955
1956
1957
1958
1959

28289
41567
55485
74910
89864
114590

-
286454
328316
367284
367819
388470

-
85.5 درصد
83 درصد
80 درصد
76 درصد
71 درصد

 

جدول 19- میزان واردات انواع فرش به آلمان (به میلیون مارک)[28]

سال

دست باف

ماشینی

جمع کل

نسبت واردات فرش دستباف به واردات کل
 

1954
1955
1956
1957
1958
1959

16185
16136
33046
45930
54420
74776

12103
18431
22439
28980
35444
39814

28288
41567
55485
74910
89864
114590

57 درصد
55.6 درصد
59.6 درصد
61.3 درصد
60.7 درصد
65.1 درصد

 

جدول 20- نسبت فروش فرش ایران در آلمان به مصرف کل فرش در آن کشور (به میلیون مارک)[29]

سال

واردات فرش

مصرف فرش در آلمان

نسبت واردات از ایران مجموع کل مصرف

1955
1956
1957
1958
1959

22
30
42
47
63

286424
328316
367284
367519
388470

7.7 درصد
9.14 درصد
11.44 درصد
12.80 درصد
16.20 درصد


با توجه به ارقام و اعداد فوق و جداولی که ذیلاً درج می گردد بخوبی روشن است که کشور آلمان از هر لحاظ بازار خوبی برای فروش فرش ایران می باشد، منتها متاسفانه در سال های مذکور با افزایش تعرفه گمرکی به موجب قراردادهای بازار مشترک احتمال از دست دادن این بازار زیاد شده است.
جدول 21- ارقام وزن فرش های دستباف صادره به کشورهایی که خریدار عمده فرش در 10 سال (1327- 1336) بوده اند.[30]
واحد وزن: تن
 

کشورها

1327

1328

1329

1330

1331

1332

1333

1334

1335

1336

آلمان
آمریکا
ایتالیا
انگلستان
بلژیک
سوریه
سویس
عراق
عمان
فرانسه
کویت
لبنان
مصر

-
550
211
1123
65
68
213
204
54
96
93
516
108

43
113
302
1168
94
153
130
79
24
33
100
348
63

160
14
374
1389
213
182
217
65
66
29
256
980
44

366
135
258
908
122
108
161
38
88
60
304
1077
38

544
596
412
572
168
131
253
84
74
143
360
1120
29

981
1245
214
475
130
117
447
132
79
197
395
513
8

1127
886
87
632
198
105
413
46
57
183
338
198
15

1354
704
75
719
172
68
455
35
177
228
490
313
4

1434
584
103
671
148
110
523
56
112
220
310
185
1

1793
1576
118
705
189
161
586
129
118
290
243
260
-

جدول 22- ارقام ارزش فرش های دست باف صادره به کشورهای عمده خریدار
در سال های 1327- 1336 [31]
واحد ارزش: یک هزار ریال
 

کشورها

1327

1328

1329

1330

1331

1332

1333

1334

1335

1336

آلمان
آمریکا
ایتالیا
انگلستان
بلژیک
سوریه
سویس
عراق
عمان
فرانسه
کویت
لبنان
مصر

92
101481
33324
175613
15501
8362
29991
25903
7304
16698
11016
72030
17968

6805
29236
48911
181952
13207
17597
19169
12361
2558
7290
12904
54260
11683

20938
28624
58679
181236
26568
21682
31278
6261
9675
3795
31250
125832
7694

54962
34406
43756
145389
17704
16485
22506
16726
11494
11833
46295
150959
8127

115308
10543
82248
109587
29536
20421
44210
25550
13795
30205
81106
194443
7465

262721
275967
63586
112462
28111
33246
107892
38073
19806
59257
87276
132023
2789

307764
237816
25301
171678
36441
26219
112950
13185
12248
57594
86264
55346
5534

34430
182351
18258
176139
32926
17734
109174
27614
25595
63852
13634
92597
1137

391667
162709
31864
168314
34735
28905
138282
11897
27950
65920
103326
60061

285

58147
458147
35088
181865
41721
36373
158970
28719
29106
87501
56936
86814
-

در سال 1340 برزگترین خریدار فرش ایران کشور آلمان است که بیش از 7/693 میلیون ریال فرش ایران را خریداری کرده است. در سال 1327 انگلستان با خرید 175613 هزار ریال فرش به وزن 1123 تن مقام اول و آمریکا با خرید 550 تن به ارزش 101484 هزار ریال مقام دوم را داشته اند و در این سال کشورهای دیگر به ترتیب زیر اهمیت داشته اند:
لبنان، ایتالیا، سوئیس، عراق، مصر، هندوستان، فرانسه، کویت، بلژیک. تقدم انگلستان نسبت به خرید فرش ایران تا سال 1330 ادامه داشته است و در سال 1331 لبنان و از سال 1331 به بعد کشور آلمان این مقام را به دست آورده است.
جدول 23- خریداران فرش ایران به ترتیب اهمیت در سال 1340[32]
 

کشورها

میلیون ریال

کشورها

میلیون ریال

آلمان غربی
انگلستان
کویت
عراق
فرانسه
بلژیک
ایتالیا
سوئد
قطر
کانادا
ترکیه
کصر
دانمارک

693.7
222
201
65
49
45
27
1
-
-
-
2.6
1.6

سوئیس
آمریکا
لبنان
عمان
اتریش
سوریه
شوروی
هلند
دوبی
ژاپن
آفریقای جنوبی
مجارستان
چک و اسلواکی

276
212
151
52
47
29
23
-
-
-
3.6
5.2
1.4

| تاريخ : شنبه 1386/09/17 | ساعت : 13:43 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

موضوعات

 پیام مدیر
 دانشکده فرش هریس
 دانشگاه هنر تبریز
 با دانشجویان
 اساتید
 اخبار فرش
 گالری عکس
 تاریخ فرش
 مسائل و مشکلات دانشکده
 توت فرنگی
 برنامه کلاسها
 امتحانات
 ارتباط با اساتید
 برنامه های جنبی دانشکده
 هریس,دیار قالی
 فرش ایرانی
 گزارشات تصویری
 با بزرگان فرش دستباف
 مقالات فرش
 مناسبات
 آدرس دانشکده
 معرفی کتاب و مقالات
 پاسخ به سوالات و درخواستها
 رنگرزی
 English Index
 آموزشی

بایگانی

هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386

سايت هاي همکار


کوروش بزرگ
تفسیر نامه
مستند سازی
انجمن علمی خاکشناسی ساری
دانشگاه هنر اسلامی تبریز
فرش الدار
موفقیت در کنکور سراسری
هریز
تبادل بنر رایگان راد آذر
خاطرات یک تبریزی
سایت معتبر جهانی فرش دستباف ایرانی
سایت بلاگفا
کارگاه قالی بافی یا علی
وبلاگي براي همه
اطلاع رسانی رویدادهای کشور
آرشيو مطالب فارسي وبلاگ دانشكده فرش
English index archive for hcacademi
صنایع دستی ایران و اصفهان
سایت اطلاع رسانی فرش ایران

بخش ویژه وبلاگ

مدیران وبلاگ :

مسعود رضوانی
سیامک سرتیپی



ورودی ماهانه:


صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  پشتیبان
Powered By Temp-Designer.Net & .Com Copyright © 2008 by Amirreza Keypour