تبليغاتX
دانشکده فرش هریس
پایگاه اینترنتی دانشکده فرش هریس
دانشکده فرش هریس

درباره


دانشجویان و کاربران عزیز
وبلاگ دانشکده فرش هریس با هدف معرفی این دانشکده و رشته فرش و همچنین پاسخ به نیازهای دانشجویان و شما کاربران گرامی که این وبلاگ را انتخاب کرده اید راه اندازی شده است امیدواریم مفید واقع شود

دوستان

دانشگاه هنر اسلامی تبریز


<-BlogTitlt->

پشتيباني

Temp-Designer.Net .

                     

در پستهای زیر ما بنا به درخواست شما دانشجویان و کاربران تعدادی عکس در زمینه ئ خطایی ـ اسلیمی ـ لچک و ... گذاشتیم .

                         

                                                                                                                  با تشکر

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:58 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:54 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:50 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:48 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

 

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:44 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

Click to view full size image

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:41 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

Click to view full size image

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:40 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          عکس           

Click to view full size image

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:39 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش ايراني ميراثي در خطر ( شيرين صور اسرافيل )           

در گذشته مساله اي به نام ميراث فرهنگي نه چندان شناخته بود و نه چندان ارزشي داشت ولي امروز همه مي دانند كه اين يادگار ها تا چه حد مي تواند براي يك ملتي آبرو، اعتبار و حتي ارزش اقتصادي به همراه داشته باشد و كساني كه به نحوي به اين آثار آسيب مي رسانند بي ترديد جزو كساني هستند كه به سرنوشت ملتي آسيب مي رسانند و در عين حال پاسخگوي هيچ مقام و دادگاهي نيستند. البته ما وارد مباحث نمي شويم بلكه مستقيم وارد حوزه اي به نام فرش دستباف مي شويم، كه در آنجا شناسنامه و سابقه اي داريم.
به هر حال گاهي انسان فكر مي كند كه اين نوشتن ها و گفتن ها چقدر فايده دارد و بايد زماني بس باشد و تصميم مي گيري كه ديگر بس است. ولي تا وقتي كه مي فهمي و مي بيني، نمي تواني بي اعتنا باشي ولو اينكه يك نفر باشد كه به حرفت گوش دهد. من اطمينان دارم كه همواره گوش ها و دل هايي آماده شنيدن و تفاهم هستند. به هر حال با تاكيد بر آنكه هنوز ارزش هاي اين توليد براي بسياري شناخته نيست و هنوز بسياري آن را شايسته توجه نمي دانند و هنوز اگر نگاهي به سمت آن مي شود براي ارزش هاي مادي و اشتغال و صادرات آن است و برنامه ريزي هايي كه در مورد آن مي شود حتي اگر شكل مفيدي نظير تعاوني هاي توليد باشد، عملاتبديل به ابزاري براي نيات ديگر و يا توليداتي انبوه و بي هدف مي شود. بنابراين نوشتن و گفتن وظيفه است و اميدواريم كه به عنوان كمك پذيرفته مي شود. پيش از آنكه وارد بحث اصلي شويم براي آگاهي به مواردي اشاره مي كنيم تا دانسته شود كه به دليل برنامه ريزي هاي غلط تا چه حد اين سرمايه با ارزش ملي آسيب ديده است. ما خودمان چه به روز فرشي آورديم كه روزگاري خريداران آن را روي چشمان مي گذاشتند و يك تكه كوچك آن را چون ثروتي حفظ مي كردند. ميزان توليد فرش دستباف ايران در شرايط مطلوب و با كيفيت مناسب به رقمي در حدود 6 ميليون متر مربع رسيد، بدون آنكه دغدغه بازار داشته باشد. اما امروز بازار فرش به يك بازار راكد در مرز 2-5/2 متر مربع توليد رسيده است. علي رغم بزرگنمايي كه در مورد فقر قاليبافان مي شود و مسوول آن فقط كساني هستند كه براي پايين نگه داشتن دستمزد به توليد فرش هاي بي كيفيت و ارزان مي پردازند، در گذشته بسياري از بافندگان همواره تعدادي فرش لوله شده در كنارخانه خود داشتند كه آن را در شرايط مناسب عرضه مي كردند. 
تعداد بافندگان شاغل در اين توليد و حرفه هاي وابسته رقمي بين 1- 5/1 ميليون نفر بوده است. يعني بزرگ ترين گروه كاري مولد در كشور كه با 8-10 ميليون افراد خانواده خود در حدود 15درصد جمعيت كشور را پوشش مي داده اند. نيازي به گفتن نيست كه امروز چگونه اين خانواده بزرگ تبديل به لايه هاي منفعل و نااميدي شده اند كه نه تنها قادر به فروش دستبافته هاي خويش نيستند بلكه از بافت فرش به عنوان كاري بيهوده سخن مي گويند. حداقل20 درصد كارگران شاغل در اين رشته كارگران فني و متخصص هستند كه قادر به محاسبه نقشه، چله، نمرات نخ و مقاومت آنها و همچنين مقاومت هاي كششي و تنشي دستگاه هاي بافت و استحصال بهترين رنگ هاي زيبا و باثباتي هستند كه از گياهان ظاهرا بي ارزشي كه از علف ها و ريشه هاي طبيعي گياهان به دست مي آيد. اين سواي طراحان بزرگ و هنرمندي است كه به مدد ذهن، انديشه و دست، نقوشي پيچيده و دقيق رياضي معادل نقشه هاي معماري را خلق مي كنند. برخي از رشته هاي قاليبافي نظير رنگرزي - رفوگري و به ويژه طراحي(كه از رشته هاي بسيار زيباي هنري هم به حساب مي آيد) به لحاظ شرايط و نوع كار جزو مشاغل سخت تلقي مي شوند. متاسفانه سازمان هاي متولي كار و بهداشت از پذيرفتن اين مشاغل در رده مشاغل سخت خودداري كرده و هيچگونه حمايتي از آنها نمي كنند. در حدود 20000 روستا در ايران داراي قاليبافي بوده اند كه حفظ حيات اجتماعي و اقتصادي آنها كلاو يا بخشي، از راه قاليبافي تامين مي شده است. بسياري از اين روستاها در مناطقي قرار داشته اند كه يا فاقد صنايع و توليدات ديگر بوده و يا قابليت صنعتي شدن نداشته اند (مناطق كويري- كوهستان ها- عشاير) كه با اندك توجهي به آمار عمومي كشور مي توان دريافت چه ميزان از اين مناطق با از دست دادن قاليبافي خود متروك شده و يا ساكنان آنها به دليل جايگزين نشدن حرفه ديگري به حاشيه شهر ها رانده شده اند. در اين ميان به آسيب كشاورزي و دامداري وابسته به اين نقاط كه قاليبافي حرفه اي جنبي در كنار آنها بوده و يا اسكان عشاير و اجبار آنها به استفاده از نقوش غيرآشنا و عمدتا چاپي و يكنواخت را كه به نابودي برخي از نقوش بي بديل و زيباي روستايي كمك كرد چندان تاكيد نمي كنيم.
   
   
     - 85درصد بافندگان، زنان هستند كه بافت نقوش را زير سقف خانه و كنار گهواره فرزند و مزرعه همسر با علاقه و حوصله بافته اند. مساله بهره كشي كه ظاهرا پاشنه آشيل اين حرفه تلقي مي شود، لزوما ربطي به توليد فرش كه كاري لذت بخش و آرام است نداشته و در هر حرفه ديگري نيز مي توانسته اتفاق بيفتد و وظيفه دولت ها و سرمايه داران بوده است كه در قبال سودي كه از دسترنج اين طبقه زحمتكش برده اند، امكانات رفاهي و تاميني را براي توليد كنندگان نظير ساير كارگران ديگر در بخش هاي صنعت فراهم نمايند.
   
   
    - فرش دستباف علاوه بر ايجاد اشتغال و درآمد ارزي به عنوان يك كالاي هنري زيبا و سرمايه اي در جهان، دوستداران و تحسين كنندگان فراوان داشته و براي ايرانيان شهرتي به ذوق و نوعي زيباشناسي هوشمندانه و متفكرانه به همراه داشته است. امروز اين فرش جاي خود را به فرش هاي تقليدي و دست چندم كشور هايي سپرده است كه با تقليد از نقوش فرش هاي ايراني نشان داده اند كه بيشتر از ما ارزش آنچه را كه روزگاري به نام فرش ايران شهرت داشته مي دانند.
   
   
    - در نهايت آنكه فرش دستباف ايران به رغم نظر برخي مصلحت انديشان كه فرش ايران و به طريق اولي فرهنگ اين مملكت را نمي شناسد، نه حرف هاي عقب افتاده و نه مانع توسعه و رشد اجتماعي است(فراموش نكنيم كه پايه اقتصاد صنعتي ايران در اوايل قرن حاضر بر دوش فرش ايران گذاشته شد و در ضمن اين حرفه اكنون در چندين دانشگاه كشور جايگاه خاصي يافته است.) چنانچه اين توليد حتي به صورت يك حرفه سنتي (اگرچه بسيار فراتر از يك حرفه دستي و سنتي است) مورد برنامه ريزي جدي قرار گيرد، همچنانكه صنايع و توليدات دستي و بومي در بسياري از كشورهاي امروز كه بازار هاي جهان را تسخير كرده اند نظير چين، هند، ژاپن و حتي كشور هاي اروپايي و آفريقايي به عنوان موضوعي جدي نگريسته مي شود و مي تواند مولد منافع بيشماري از جمله كاهش بيكاري، حفظ ساختار اجتماعي و فرهنگي كشور و افزايش درآمد هاي ملي و اقتصادي شود.
   
   
    به دلايلي كه در اينجا فرصتي براي بحث آن نيست اگرچه در زمان هايي براي حفظ اصالت و حرمت فرش دستباف تلاش هايي شده است ولي در مجموع آنچه ديده مي شود آنكه:
   
   
    - فرش ايران هيچگاه به عنوان يك پديده اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آنچنان كه بايد مورد توجه قرار نگرفته تا دلايل رشد و پيدايش آن با وسعتي كه به لحاظ كمي و كيفي و پيچيدگي هاي قومي و بومي در ايران دارد شناسايي و از راهكار هاي علمي براي حفظ و نگهداري اين هنر استثنايي جمعي استفاده شود. از آنجا كه فرش دستباف فقط به لحاظ تنوع فرهنگي و بهره گيري از ويژگي هاي متنوع بومي و مردمي فقط با زبان و يا شعر (با دامنه و كاركرد مردمي آن) قابل قياس است، اگر فقط اندكي تلاش با استفاده از روش هاي علمي براي شناخت اين هنر اختصاص مي يافت امروز در كنار انبوه فرش هاي زيبا و هنرمندانه اي كه در موزه ها است نه تنها از نام خالقان رنگ ها و نقوش آنها اطلاع داشتيم بلكه كسي از بافتن فرش شرمنده نبود.
   
   
    قاعدتا بايد آشنايي با فرش و مسائل مربوط به آن را اعم از فني، اجتماعي و اقتصادي در يك زماني در آموزش هاي ابتدايي جاي مي داديم وگرنه انبوه نقشه هاي ذيقيمت طراحي (كه با حساب انگشتي ارقام آنها به چندين ده هزار مي رسيد، البته اين سواي نقوش روستايي و بومي و عشايري است كه حد و مرزي براي آنها نمي شد تصور كرد) مانند كاغذ باطله از بين نمي رفت. در نتيجه همانطور كه حافظ و كمال الملك را مي شناسيم بايد عيسي بهادري وارچنگ نيز براي ما شناخته شده باشند.
   
   
    - علي رغم ادعاهاي ادارات كار و بهداشت و غيره هيچگاه حرفه هاي مربوط به فرش (در حدود 32 رشته شغلي) زير پوشش آموزش هاي فني و حرفه اي و درجه بندي مشاغل و مهارت هاي فني ( براي بالابردن ارزش اجتماعي هنرمندان و استادكاران ماهر و برجسته فرش) قرار نگرفته اند. همچنين نظارت هاي فني و ايمني بر مراكز گسترده توليد و رنگرزي و بافت و دادن تسهيلات لازم براي بهبود شرايط كار تحقق يافت. هيچگاه بيمه ها به صورت اصولي و جدي اين صنف زحمتكش و خدمتگزار را مورد توجه قرار نداد. امروز هم كه صحبت از بيمه كارگران قاليباف است كيست كه نداند چگونه توليدكنندگان و بافندگان خرده پاي فرش در فروش فرش هاي خود درمانده اند چه رسد به آنكه حق بيمه كلان سهم خود را نيز بپردازند.
   
   
    - تكثير نقشه هاي فرش به صورت چاپي و استاندارد و ارسال آنها به مناطق مختلف بافت در يك نگاه حداقلي منجربه نابودي طراحي استادشاگردي و از بين رفتن هنرمندان بزرگ طراحي- جابه جايي نقشه ها- انتقال آسان نقشه هاي فرش به كشو ر هاي همسايه و محدود كردن نقشه هاي فرش به تعدادي از نقشه هاي انتخابي و به نوعي استاندارد و به مفهوم يكنواخت كردن فرش هاي بافته شده است.
   
   
    - نگاه صنعتي به فرش دستباف به تكنوكرات ها و اقتصاد دانان جديدالورودي برمي گردد كه در اتاق هاي كار پيشرفته و مدرن خويش و از پشت ميز هاي كامپيوتر و كرسي هاي استادي دانشگاه ها بدون آنكه سعادت آشنا شدن و لمس حتي حاشيه هاي اين هنر گرامي را بيابند، براي سرنوشت آن حكم صادر مي كنند و مي خواهند مسائل فرش ايران را با توجه به تئوري هاي اقتصادي كنز و تجارت الكترونيك حل كرده و براي رفع مسائل توليد از آزمايشگاه هاي فرش ماشيني كمك بگيرند. آنان از درك اين نكته عاجزند كه فرش دستباف يعني فرش دستبافي كه به وسيله انسان و در جايگاهي كه ذهن و انديشه و فرهنگ و خلاقيت او قرار دارد بافته مي شود. هرگونه سوق دادن اين توليد به سوي تكنولوژي و صنعت يك گام نزديك كردن آن به فرش ماشيني است. اينكه كساني اعتقاد دارند امروز دنياي تكنولوژي و علم است بحث ديگري است كه كسي با اين مساله مخالفتي ندارد. اما استفاده از علم لزوما استفاده از تكنولوژي نيست آن هم در هنري كه ريشه چندين هزار ساله در سنت و فرهنگ يك سرزمين دارد و ديگر آنكه، از علم مي توان استفاده كرد ولي چنانكه از علم استفاده مي كنند بايد به مواردي بازگردد كه به بهتر شدن مي انجامد مثلاشهر پمپي را كه 2000 سال پيش زير خاك رفته بيرون كشند و يا تابلوي تخريب شده لئوناردو داوينچي را بر ديوار كليسايي در ميلان تعمير كنند. يا فرش آسيب ديده شيخ صفي را ترميم كنند تا در جايگاه والاي خويش در موزه ويكتوريا آلبرت قرار گيرد.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:25 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          نگاهي به حرفه ناشناخته رفوگري در ايران : بازآفريني زيبايي هنر فرشبافي ( داریوش عباسی )           

فرش، اين هنر اصيل ايراني قدمتي چند هزار ساله دارد.
    هر ايراني احساس تعلق خاصي به فرش دارد. روي آن به دنيا مي آيد، روي آن زندگي مي كند و اساس خانواده خود را بر آن پي مي ريزد و اين چنين است كه فرش چه به شكل كهنه فرشي مندرس و چه به صورت فرشي گرانبها و زربفت در زندگي تمام ايرانيان جايگاهي خاص دارد. در اقتصاد امروز جهان نيز، نه فقط فرش هاي دستباف جديد و گرانبها كه فرش هاي كهنه و فرسوده و تكه قالي هاي پاره پاره نيز، ارزش بالايي را به خود اختصاص مي دهند. اما چگونه يك فرش كهنه و قديمي و پاره پاره در يك حراجي ده ها و صدها هزار دلار خريد و فروش مي شود اين فرش مندرس چه دارد كه آن را بر سر دست مي برند و براي به دست آوردن آن سر و دست مي شكنند !
    پاسخ اين است كه امروزه بسياري از كشورهاي جهان دريافته اند كه فرش ها و قالي هاي قديمي را مي توان با صنعتي به نام «رفوگري» به آنچنان مرحله اي از كيفيت، زيبايي و دوام رساندكه چشم هر بيننده اي را مبهوت و ميليون ها دلار ارز واقعي را به كشورشان سرازير كند. بدين ترتيب اين كهنه فرش هاي مندرس، نه تنها ارزش مادي فراوان كه ارزش معنوي دو صد چندان را براي صاحبانش به ارمغان مي آورد و تجسمي از هويت و بودن آنان را در ادوار مختلف تاريخ بشري به ثبت مي رساند.
    در همين روزگار است كه تكه فرش هاي قديمي و قاليچه هاي پوسيده با كمك دستان تواناي رفوگران، چنان مرمت و بازسازي مي شوند كه با قيمت هاي چندين برابر قيمت اصلي در بازارهاي جهاني و حراج هاي گوناگون به فروش مي رسند. اين رفوگران هستندكه با تلاش بسيار و هنرخاص خود به فرش ارزشي افزوده مي بخشند و جدا از ارزش مادي، ارزش معنوي بسياري براي آنها پديد مي آورند.
    آري، رفوگري امروزه در صنعت فرش جهاني، جايگاه مناسبي يافته و از اهميتي صد چندان برخوردار شده است. اما اين هنر ملي كه ريشه هاي آن به ايران و ايرانيان بازمي گردد و از ابتدا توسط ايرانيان به ثبت رسيده، همچون ساير ميراث فرهنگي ايراني، اين روزها با تهديدهاي عديده اي دست و پنجه نرم مي كند .
    رفوگران نيز احوال مساعدي ندارند و نه تنها از اين بازار پرسود سهمي نمي برند كه تعدادشان هر روز كاهش مي يابد، بي آنكه جانشيني در خور بيابند. در اين گزارش، ضمن آشنايي با صنعت رفوگري، به بيان مسائل و مشكلات گريبانگير اين حرفه تاريخي مي پردازيم.
    * رفوگري در سايه
    رفوگري هنري است كه با تاروپود فرشبافي عجين شده است. در واقع اين هنر اصيل و قديمي ايراني حيات و هويت خود را از صنعت فرشبافي گرفته و اصولاً تا فرشي بافته نشود رفويي انجام نمي شود و رفوگري به وجود نمي آيد. به همين دليل است كه صنعت رفوگري همچون فرشبافي از قدمتي هزاران ساله برخوردار است و به عنوان يكي از قديمي ترين و شناخته شده ترين هنرهاي ايرانيان، تقريباً در ۷۰ نقطه از اين سرزمين گسترش دارد و از يك نقطه به نقطه ديگر داراي مشخصات و ويژگي هاي متفاوت است. زيرا كه هنرمند بافنده و رفوگر بنابر موقعيت جغرافيايي اش، در واقع فرهنگ خود را بر تن فرش، نقش مي زند. به همين دليل همان طور كه فرش دستباف ايران از اصيل ترين كالاهاي ملي و از هنرهاي سنتي وخانوادگي ايران به شمار مي رود و ارزش افزوده اقتصادي بسيار بالايي براي كشورمان دارد، رفوگري نيز به عنوان يك هنر صددرصد ايراني امروزه جايگاه خاصي در جهان پيدا كرده و در برخي موارد، حتي بيش از فرش هاي دستباف ارزش افزوده به دنبال دارد.
    بدين ترتيب، هر جا كه صنعت فرشبافي از رشد و رونق برخوردار مي شود، رفوگري نيز در كنار آن رنگ و رونقي بيش از پيش مي يابد و در كانون توجهات قرار مي گيرد. اما اين فقط يك سوي ماجرا و در واقع روي خوش آن است. در آن سوي ديگر، رفوگري به عنوان يكي از زيربخش هاي صنعت فرشبافي، نه تنها از مشكلات كلي حاكم بر اين صنعت رنج مي برد، كه مسائل و معضلات خاص خود را دارد.
    به عبارت ديگر، از آنجا كه حرفه فرشبافي يك كار گروهي و جمعي است، مشكلات و مسائل شاخه هاي گوناگون آن نيز به نوعي، همچون تاروپود يك فرش، در هم تنيده و با هم يكي مي شوند و بهبود وضع يك شاخه، يقيناً در وضع شاخه هاي ديگر تاثيرگذار است. از سوي ديگر، در كارها و مشاغل گروهي و جمعي، نياز است كه افراد گروه به سطحي از فرهنگ كار جمعي و درك گروهي بودن كار برسند تا در سايه اين فرهنگ بتوانند مسائل و مشكلات خود را با تعامل، گفت وگو، همياري و همدلي يكديگر از پيش پا بردارند.
    در واقع بافنده، فروشنده، طراح، شوينده، رنگرز، رفوگر و ... بايد سر يك ميز بنشينند، مسائل و مشكلات خود را مطرح كنند و پس از بحث و بررسي به راهكارها و راه حل هاي منطقي دست يابند و بدين طريق به رشد و پيشرفت حرفه خود و ارتقاي سطح كارشان كمك كنند. اما متاسفانه در صنعت فرشبافي امروز كشور، مانند بسياري از حرفه ها و مسائل گروهي ديگر، فرهنگ و تربيت كار جمعي چندان پا نگرفته و رويه حل مشكلات به صورت همدلي و تعامل وجود ندارد آن چنان كه خود اين موضوع به يكي ديگر از معضلات گريبانگير اين حرفه بدل شده است.
    افت كيفيت، عرضه انبوه و غير هدفمند فرش ايراني، كاهش صادرات، وجود رقباي بي شمار و تسخير بازار از سوي آنان و... از جمله مسائل و مشكلاتي است كه صنعت فرشبافي كشور اين روزها با آنها دست و پنجه نرم مي كند و صنعت رفوگري نيز از آنها بي نصيب نمانده است. به عنوان مثال، فرش دستباف ايران يكي از اقلام سنتي صادراتي كشور به شمار مي رود كه در نقاط مختلف دنيا مشتري هاي پروپا قرصي دارد، اما در سال هاي گذشته رقباي پاكستاني، هندي و چيني بخشي از بازار ايران را در دست گرفته اند.
    دست اندركاران فرش مي گويند فرش هاي دستباف توليد شده در كشورهاي ديگر با بهره گيري از طرح هاي ايراني توليد مي شدند اما كيفيت آنها بسيار پايين است. با اين حال قيمت پايين محصولات اين كشورها موجب شده تا تقاضا براي محصولات توليد شده اين كشورها بيشتر شود و بخشي از بازار فرش ايراني در اختيار آنها قرار گيرد.
    اين وضع شامل حال رفوگري هم هست و وجود رقباي خارجي، افق روشني را در پيش روي اين رشته نمي گشايد. در واقع رقباي خارجي با كپي برداري از شيوه هاي مرمت ايران، فرش هاي قديمي و نفيس را از اروپا و امريكا مي گيرند و با تعمير آن، به قيمت هايي چندين برابر قيمت خود فرش، به آنان باز مي گردانند.
    * سير نزولي صنعت فرش و رفوگري
    به گفته كارشناسان، فرش ايران امروز جايگاه گذشته خود را ندارد. حدود ۳۰ سال پيش، فرش ايران در جهان رتبه اول تا سوم را دارا بود اما امروز از لحاظ صادرات و عرضه اين محصول، كشورمان در رده هاي پايين تر قرار دارد. مساله اين است كه امروز توليدكنندگان فرش دستباف بدون شناخت نياز مخاطب در جهان خارج به كار بافت فرش مي پردازند و تنوع رنگ و محصول آنچنان كه بايد وجود ندارد. همچنين استفاده از مواد خوب، طبيعي، بادوام و محكم بسيار كم شده است. تاجران به صورت بي رويه و بدون كنترل فرش ايراني را صادر مي كنند و پس از آن ناچارند آن فرش ها را به قيمت بسيار پاييني به فروش برسانند و ضررهاي زيادي را متحمل شوند. در نقطه مقابل، كشورهايي مانند چين و تركيه، دقيقاً در راستاي سليقه ها و نظرات مردم در كشورهاي اروپايي به عرضه محصولات خود مي پردازند و با كپي برداري از كار و طرح ايران با رنگ بهتر و نقشه ظريف تر كار ارزان تري را به مشتري خارجي تحويل مي دهند كه اين خود موجب پايين آمدن جايگاه فرش ايراني مي شود.
    رفوگري هم وضع و حالي بهتر از فرشبافي ندارد و به عنوان يك حرفه و سنت ايراني، اگر به دادش نرسيم به سمت ريشه كن شدن پيش مي رود.
    مشكلات گمركي و پيمان سپاري نقدي عدم حمايت كافي دولت، دستمزد پايين رفوگران و... موجب شده كه كشورهايي نظير چين، هند، افغانستان، پاكستان و... ميداندار شوند و گوي سبقت را از ايران بربايند. اين كشورها قوانين دست و پاگير براي ورود و خروج فرش هاي قديمي و مندرس ندارند، نيروي كارشان ارزان است و كار تعمير را هم از ايران ياد گرفته اند، اما در ايران وقتي پدربزرگ ها و پدران اين حرفه، يك به يك از دنيا مي روند و هنر خود را بدون اين كه به فرزندانشان بياموزند براي هميشه با خود دفن مي كنند، چطور مي توانيم انتظار داشته باشيم كه رفوگران قابل و ماهري تربيت كنيم و همه كشورها را به كار رفوي فرش هايشان در ايران فرا بخوانيم.
    * مشكلات توليد
    صنعت فرش ايران در كنار رقباي خارجي، در داخل نيز با مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كند كه هويت فرش ايراني را تحت تاثير قرار داده و از قدمت رقابت آن كاسته است.
    فرش هاي ايراني معمولاً در خانه ها يا در كارگاه هاي كوچك بافته مي شوند. توليد غير هدفمند، پايين آمدن كيفيت مواد اوليه و عدم استفاده از طرح هاي اصيل از جمله دلايلي است كه سبب شده تا فرش ايراني جايگاه واقعي خود را در بازار جهاني از دست بدهد.
    تثبيت نرخ ارز، كمبود نقدينگي، افزايش قيمت مواد اوليه، حقوق كارگر و تورم از عوامل تاثيرگذار در ناتواني صنعت فرش كشورمان به حساب مي آيد كه نقش غيرقابل انكاري در افت مداوم توليد و صادرات فرش دستباف داشته است.
    در اين ميان، دولت براي حمايت از فرشبافان و قاليبافان، اقداماتي انجام داده، از جمله آن كه آنها را بيمه كرده و وام هايي را براي افزايش توان توليد دراختيار توليدكنندگان قرار داده است، اما جا دارد اين برنامه ها در سطحي گسترده تر و درباره تمامي قشرهايي كه با صنعت فرشبافي در ارتباط هستند، از جمله درباره رفوگران انجام شود تا نتايج مطلوب تري به همراه داشته باشد.
    به عقيده كارشناسان، توليد بي رويه فرش ماشيني هم يكي از عوامل تاثيرگذار بر بازار فرش دستباف است. سرانه سالانه توليد فرش ماشيني در ايران ۲ متر مربع است كه به عقيده كارشناسان مازاد بر نياز داخلي است.
    آمارها حكايت از آن دارد كه در كشورمان حدود
    ۲ ميليون نفر از راه توليد و تجارت فرش زندگي خود را تامين مي كنند كه يك ميليون و ۲۰۰ هزار نفر آنها بافنده فرش هستند.
    * مشكلات خاص رفوگري
    صنعت رفوگري ايران نيز همچون صنعت فرشبافي در كنار رقباي خارجي، در داخل نيز با مشكلات زيادي روبه روست كه اين حرفه را تحت تاثير قرار داده و از قدرت رقابت رفوگران كاسته است. از سوي ديگر، به دليل سال ها كم توجهي به وضع رفوگري، تعداد هنرمنداني كه به هنر خويش پايبند مانده اند در سراسر كشور به ۱۰ هزار نفر مي رسد كه اين عده از نبود بازار مداوم و وضع نابهنجار معيشتي نالانند.
    استاد حسن قويدل، از استادان با سابقه و مسلم رفوگري در ايران، نسبت به وضع اين حرفه بسيار نگران است و مي گويد: امروزه رقابت شديدي در بازار فرش در دنيا وجود دارد و اگر روزي بود كه فقط نام ايران با فرش گره خورده بود، امروز بسياري از كشورها مثل چين، نپال، هندوستان، افغانستان و... هم در صنعت فرش و رفوگري فعال شده اند. اين درحاليست كه فرش هاي آنها كيفيت كار ايران را ندارد، اما چون مسائل گمركي و قواعد دست وپاگيرشان كمتر است، بيشتر از ما در بازار جهان حضور دارند و سود مي برند.
    استاد قويدل از موانع واردات فرش هاي قديمي به عنوان يكي ديگر از مشكلات مهم رفوگري نام مي برد و تاكيد مي كند كه دولت بايد موانع و قوانين دست وپاگير واردات فرش هاي قديمي را براي رفو بردارد تا فرش هاي قديمي از همه جاي دنيا براي رفو به دست رفوگران ماهر ايراني به كشور بيايند و براي ما درآمدزايي داشته باشند.
    عضو انجمن صنفي رفوگران تهران مي گويد: مشكلات گمركي و پيمان سپاري موجب شده كه فرش هاي قديمي به جاي ايران به تركيه بروند و اين كشور از قبل غفلت ماست كه در رفوگري فعال و صاحب درآمد شده است.
    اين استاد با سابقه رفوگري اعتقاد دارد كه بايد بحث تجارت فرش را از مرمت و تعمير آن جدا كنيم، بايد قوانين مرمت، شست وشو و لكه برداري را درباره فرش هاي وارداتي اصلاح كنيم، بايد مهلت استاندارد براي رفوگران وجود داشته باشد و پس از ايجاد درآمدزايي، فرش به مبدا خود بازگردد.
    به گفته قويدل، نمونه هاي فراواني وجود دارد كه به دليل ناهماهنگي ها و مشكلات و مقرراتي كه وجود دارد، فرش هاي قديمي به كشور وارد نمي شوند و براي مرمت و رفو سر از ديگر كشورها در مي آورند. چنين مي شود كه صنعت رفوگري در كشورهاي ديگر فعال مي شود و رونق مي گيرد و ما كه صاحب اصلي آن هستيم از رونق گرفتن، ايجاد اشتغال و درآمدزايي آن محروم مي مانيم.
    يكي ديگر از مسائلي كه حرفه رفوگري با آن روبه روست اين است كه در ۲۰ سال گذشته رفوگر واقعي وارد بازار داخلي نشده و رفوگران جوان فقط كارهاي ابتدايي اين رشته را مي دانند. رفوگران با تجربه و كاركشته نيز اين كار را يا از روي تجربه يا از كار استادان خود آموخته اند، چرا كه هيچ گاه مركز خاصي براي آموزش حرفه رفوگري يعني جايي كه بتواند اين رشته را به صورت علمي و مدون به علاقه مندانش تدريس كند و ارائه دهد در كشور وجود نداشته است. به عنوان مثال رفوگر بايد اطلاعات كافي درباره نقشه فرش داشته باشد، طرح هاي مناطق مختلف را بشناسد، راهكارهاي تهيه و كهنه كردن مواد را بداند، آسيب هاي كلي و جزيي را بشناسد و هزاران نكته كوچك و بزرگ را بلد باشد تا كار رفو، درست و بدون ايراد پيش برود.
    
    
    علاقه مندان به اين رشته هم وقتي مي بينند جايي براي آموزش و رشد و پيشرفت آنها نيست، چندان پيگير علاقه خود نمي شوند. آنها پيش از آن كه به طور جدي دنبال آموزش و يادگيري باشند، وقتي اوضاع و احوال معيشتي پدران يا استادان اين حرفه را مي بينند و مسائل و مشكلات آنها را از نزديك لمس مي كنند، عطاي رفوگري را به لقايش مي بخشند و راه ديگري را براي امرار معاش انتخاب مي كنند.
    وقتي كه رئيس انجمن صنفي رفوگران مهم ترين مشكل صنفي اين هنر را بيمه نبودن رفوگران (اصلي ترين نياز يك رفوگر) و نبود حمايت هاي، مادي و معنوي از آنها عنوان مي كند، چرا بايد انتظار داشته باشيم كه جوانان به اين رشته علاقه مند شوند و آينده خود را در آن بجويند مگر آينده نويدبخشي وجود دارد
    پدران هم مي دانند كه نمي توانند فرزندان خود را به ادامه راه خود مجبور كنند كه اين شغل، شغل ساده اي نيست. آنها مي گويند كسي كه قدم در راه رفوگري مي گذارد بايد واقعاً عاشق اين كار باشد و با قلب و روح خود كار كند و چندان به فكر آينده شغلي و مالي خود نباشد زيرا با اين حرفه نمي تواند به خواسته هايش جامه عمل بپوشاند (بگذريم كه برخي از رفوگراني كه عاشق كار خود بوده اند، آن را رها كرده و به شغل هاي ديگر روي آورده اند.)
    * خبر خوش رفوگري
    اوضاع نه چندان مساعد رفوگران، كاهش تعداد آنها، سال ها كم توجهي به وضع رفوگري، حمايت نكردن لازم و... سرانجام عده اي از رفوگران باسابقه و متعهد اين حرفه را بر آن داشت تا گردهم آيند و با تشكيل يك انجمن صنفي، مسائل و مشكلات صنف خود را از راه هاي قانوني حل كنند و به داد معيشت رفوگران گمنام و زحمتكش اين صنعت برسند. بدين ترتيب بود كه انجمن صنفي رفوگران فرش تهران در سال ۱۳۸۲ به ثبت رسيد، هرچند كه ضرورت وجود آن بسيار بيشتر احساس مي شد. در سال هاي بعد از آن نيز شعبه هاي انجمن در آذربايجان شرقي، اصفهان و قم تاسيس شد و انجمن در پي آن است كه بتواند در ساير استان هاي كشور، بخصوص استان هايي كه صنعت فرشبافي و به تبع آن رفوگري در آنها رونق دارد، شعبه هاي خود را راه اندازي كرده و از حقوق صنفي رفوگران دفاع كند.
    حسن مزيناني، رئيس انجمن صنفي رفوگران فرش، تعداد رفوگران فرش در كشور را حدود ۱۰ هزار نفر عنوان مي كند كه حدود ۵ هزار نفر در تهران و ۵ هزار نفر در استان هاي اصفهان، خراسان، قم، آذربايجان شرقي، همدان، اردبيل، فارس و خوزستان پراكنده اند. انجمن تهران نيز يك هزار و ۶۰۰ عضو دارد كه حدود ۲۰۰ نفر آنها رتبه بندي شده و مدرك مهارت دريافت كرده اند.
    انجمن، كميته هاي مختلفي هم دارد كه هر يك وظايف جداگانه اي دارند و به حل و فصل معضلات و مشكلات اعضا مي پردازند. آمار، آموزش و معرفي، طرح و برنامه و حقوقي، حل اختلاف، بررسي و تدوين آيين نامه ها، رفاهي و فرهنگي و پشتيباني، كارشناسان و كاريابي و اشتغال كميته هاي شش گانه انجمن صنفي رفوگران فرش تهران را تشكيل مي دهند.
    مزيناني، درباره طرح ها و فعاليت هايي كه هم اكنون انجمن پيگير آن است، مي گويد: هم اكنون انجمن در تلاش براي ايجاد هماهنگي با وزارت امور خارجه و سفارتخانه هاي ايران در ساير كشورهاست تا بتواند رفوگري را در داخل و خارج از كشور سر و سامان بدهد. ما مي خواهيم رفوهايي كه به ايران مي آيند و رفوهايي كه به خارج مي روند، با معرفي ما باشند.
    از ميان برداشتن قواعد دست و پاگير گمركي، سرمايه گذاري و حمايت دولت از صنعت رفوگري، انجمن صنفي رفوگران و اعتماد به آنها، راه اندازي مراكز آموزش و تدريس علمي اين حرفه به علاقه مندان از سوي پدران اين رشته، بهبود وضع معاش و بيمه رفوگران و خانواده آنها و برخورداري از سود سرشار اين كار و... از جمله راهكارهاي بهبود وضع اين هنر ايراني در داخل كشور است. در ابعاد جهاني نيز تبليغ هاي گسترده براي معرفي و شناساندن هرچه بيشتر و بهتر رفوگري ايراني و اين كه جايگاه و پايگاه اصلي اين هنر مختص ايران است، عرضه و تبليغ كارهاي مرمت شده معروف به جهانيان، حضور در حراج هاي معتبر، يادگيري اصول صحيح بازاريابي، درك نيازها و سلايق بازار جهاني، هدفمند بودن و برنامه ريزي داشتن و همه اينها در كنار يك مديريت قوي، يقيناً راه حل هايي هستند كه بايد براي سامان بخشيدن و نجات حرفه رفوگري در برنامه كاري مسئولان و دست اندركاران اين صنعت قرار گيرد.
    خوشبختانه اخيراً دولت طرح هايي را براي حمايت بيشتر از صنعت فرش در كشور مطرح كرده است. سياست هاي تبليغي و ترويجي در رابطه با فرش و در رابطه با رفوگري افزايش يافته، بانك ها به حمايت جدي از توليد كنندگان فرش دستباف پرداخته اند و در آخرين مورد دولت طرح خريد تضميني از توليد كنندگان فرش دستباف را مطرح كرده است.
    اين طرح از آن رو مطرح شده است كه از زمان اقتصادي شدن فرش در كشور، مشكل اصلي همواره اين بوده است كه بافندگان، طراحان و رفوگران فرش از اقتصاد اين صنعت سهم بسيار كمي داشته اند و هميشه كمترين ميزان از سود نهايي فرش بافته شده يا رفو شده به آنها تعلق گرفته است و اين خود به خود موجب پايين آمدن كيفيت اصلي كار مي شود.
    زيرا اقتصاد فرش به اين بستگي دارد كه همه عوامل مرتبط در زنجيره توليد فرش در سهم فروش آن دخيل باشند. علاوه بر اينها، بيمه بافندگان و رفوگران هم بحثي است كه روز به روز فراگيرتر مي شود.
    كارشناسان به طور كلي بر اين عقيده اند كه امروز رقباي جهاني وارد بحث صنعت فرش و حرفه رفوگري شده اند. با كوچك تر شدن منازل و استفاده نكردن از كالاهاي لوكس و گران قيمت در سراسر دنيا، خواسته ها و نيازها هم تغيير كرده است و مردم مي خواهند با كمترين هزينه، زيباترين هنرها را در خانه هاي خود داشته باشند. بنابراين بايد صنعت فرش و رفوگري كشورمان به شكل علمي بازاريابي شود، حركتي اساسي در زمينه حفظ و نگهداري آن صورت گيرد تا بتواند در رقابت با بازارهاي جهاني حرفي براي گفتن داشته باشد.
    آري، براي دستيابي به كيفيت سابق فرش هاي ايران و نيز براي سهم بردن از منافع سرشار بازار مرمت و رفوگري بايد به فرهنگ توليد فرش و مرمت گذشته بازگشته و بر نكات مثبت آن تكيه كنيم.
    يقيناً، بهبود وضع حرفه رفوگري و سامان گرفتن احوال رفوگران در گرو بهبود وضع صنعت فرشبافي و قرار گرفتن آن در جايگاه واقعي خود در بازار جهاني است.
    مساله اي كه اگر جدي گرفته نشود، به يكي از بدنه هاي اقتصاد كشور و يك هنر پرسابقه ايران لطمه بيشتري خواهد زد.
    انجمن فعاليت هايي هم درباره رشد و ارتقاي سطح سواد و اطلاعات رفوگران دارد، چراكه معتقد است رفوگر بايد اطلاعات كافي و لازم درباره نقشه فرش و طرح هاي مناطق داشته باشد و راهكارهاي تهيه و كهنه كردن مواد را داشته باشد تا كار رفو درست و بدون ايراد پيش رود.
    و سرانجام خبر خوش كه حسن مزيناني، رئيس انجمن و اصغر قويدل عضو هيات مديره و خزانه دار آن را اعلام مي كنند بيمه رفوگران از طريق انجمن است.
    آنها در پي آن هستند كه رفوگران عضو انجمن را تحت پوشش يكي از بيمه هاي كشور قرار دهند تا اين قشر زحمتكش و هنرمند نيز بتوانند آينده خود و خانواده خود را بيمه كرده و از مزاياي آن براي بهبود وضع معاش خود بهره مند شوند. اين كاري بود كه دولت نيز در سال هاي گذشته براي حمايت از قاليبافان انجام داد و آنها را بيمه كرد و وام هايي را براي افزايش توان توليد در اختيار توليد كنندگان قرار داد.
    به گفته مزيناني، رئيس انجمن صنفي رفوگران، طرح بيمه رفوگران قرار است در مجلس هشتم مورد بررسي قرار گيرد و در صورت امكان در قالب يك قانون به اجرا درآيد.
    * حفظ و نگهداري فرش
    رئيس انجمن صنفي رفوگران دل پري از كم توجهي به فرش دارد و مي گويد: بسياري از مردم ارزش فرش هاي قديمي را نمي دانند و آنها را تكه تكه مي كنند. مثلاً در مسجد سيد ولي بازار يا در مسجد ملكه خزانه بخارايي، فرش هاي تاريخي مثل فراهان را به دليل ناآگاهي تكه تكه كرده و با آن گوشه هاي مسجد را پر كرده اند.
    نه تنها مردم كه برخي از نهاد هاي دولتي مثل موزه ها هم ارزش واقعي فرش را نمي دانند.
    مزيناني ادامه مي دهد: حتي در برخي موزه ها فرش هاي ارزشمند قديمي را با جارو برقي صنعتي تميز مي كنند، در حالي كه مراقبت از اين فرش ها بسيار حساس است و نبايد از وسايل صنعتي براي تميزي و نگهداري آنها استفاده كرد.
    به گفته وي، بسياري از فرش هاي قديمي و طرح هاي فرش ايراني شهرت جهاني دارند مثلاً فرش هاي عمو اوغلي كه گل هاي درشت و قرمز دارند يا فرش چشمه مشك آباد در استان مركزي آنقدر مهم و با ارزش است كه متري يك ميليون تومان ارزش دارد. اين فرش كه «فرسك» نام دارد يكي از قديمي ترين نمونه هاي فرش جهان است كه به لحاظ تاريخي و تمدن از ارزش اقتصادي بسيار بالايي برخوردار است و بايد براي حفظ و نگهداري آن نهايت دقت و حساسيت را به كار برد.
    مزيناني مي گويد: از اين نمونه ها بسيار است و اگر بخواهد همه آنها را نام ببرد، سر به آسمان مي زند. او فقط اضافه مي كند كه چندي پيش يك فرش ۱۸ متري هريس از آمريكا براي رفو به ايران آمد كه ۴۵۰ سال قدمت داشت و ارزش اقتصادي آن ۲ ميليون دلار آمريكا برآورد شده بود. درج اشعار حافظ در حاشيه اين فرش زيبا و گرانبها، جلوه اي منحصر به فرد و اصلي به آن بخشيده بود.
    رئيس انجمن رفوگران فرش با ذكر اين نمونه ها تاكيد مي كند كه بايد راه هاي حفظ و نگهداري فرش به مردم آموزش داده شود و بدون آموزش هيچ توقعي نمي توان از مردم داشت.
    البته انجمن نيز در اين زمينه فعاليت هايي داشته و با انتشار جزوات و بروشورهايي در صدد اطلاع رساني به مردم برآمده است. همچنين چندي پيش با برگزاري نمايشگاه «از نقطه تا گره»، مراحل مختلف بافته شدن يك فرش، پشم ريسي و رنگرزي و... علاقه مندان نشان داده شد و يك كارگاه قاليبافي عرضه شد كه بسيار مورد توجه مردم و مخاطبان قرار گرفت. اين نمايشگاه در نقاط مختلف تهران از جمله در پارك هاي انديشه، ملت، لاله و... برگزار شد.
    حسن مزيناني پيشنهاد ديگري براي آموزش مردم دارد و مي گويد: پيشنهاد ديگر ما اين است كه در ۲۲ نقطه تهران، در مكان هاي مختلف مثلاً در پارك هايي در مساجد، دوره هاي آموزشي برگزار كنيم و به مردم آموزش دهيم كه چگونه از فرش خود نگهداري و مراقبت كنند.
    همچنين قرار است جشنواره فرش استان تهران ارديبهشت ماه امسال در پايتخت برگزار شود. برگزاري اين جشنواره فرصت مناسبي است براي آموزش مردم و جا دارد كه مسئولان و دست اندركاران برگزاري جشنواره از اين فرصت نهايت استفاده را بكنند و دوره هاي مختلفي را براي آموزش و يادگيري مردم برگزار كنند.
    جدا از روش هاي حفظ و نگهداري فرش كه بايد از سوي صاحبان فرش انجام شود، خود فرش همواره به دلايل مختلف از جمله فرسايش، مجاورت با مواد شيميايي، ضربه، آتش و ... در معرض آسيب قرار دارد و همين امر موجب شده كار رفو و رفوگري در جهت ترميم استادانه بخش هاي آسيب ديده از اهميت زيادي برخوردار شود.
    همچنين عيوب ديگري هنگام توليد فرش به وجود مي آيند كه بيشتر حاكي از عدم دقت و سهل انگاري در كاربرد و استفاده از مواد اوليه مصرفي غير مرغوب و رعايت نكردن اصول بافت صحيح است. از جمله موارد شايع، ابعاد فرش است.
    
    
    علاوه بر اين، بعد از توليد فرش باز هم امكان بروز آسيب وجود دارد كه به نحوه نگهداري و استفاده صحيح از فرش بر مي گردد. به عنوان مثال، جنس فرش خود عاملي است كه موجب جذب بعضي حشرات آسيب رسان به فرش مي شود.
    به طور كلي آسيب هايي كه بر فرش وارد مي شوند، دو نوع هستند، كلي و جزئي. آسيب هاي كلي اكثراً نيازمند صرف وقت و هزينه بسيار است و ممكن است در مواردي از برطرف كردن اين آسيب ها صرف نظر كنند كه بيشتر در مورد فرش هايي صادق است كه از ارزش هنري و قدمت كمتري بهره مند هستند.
    معمولاً رفوگران آسيب هايي را جزئي مي نامند كه نيازمند ترميم و تعويض تمام عناصر اصلي و شالوده فرش نباشد. حتي در برخي موارد ممكن است اصلاح و ترميم يك آسيب جزئي وقت و دقت بيشتري نسبت به يك رفوگري كامل طلب كند. اما روي هم رفته هزينه و مواد كمتري صرف آن مي شود.
    با دانستن و شناختن جزء به جزء فرش و موارد آسيب زدايي و ترميم آن است كه مي توان يك فرش دستباف و اصيل را تا سال ها و بلكه قرن ها به خوبي حفظ كرد و از تخريب و نابودي در امان نگه داشت.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:22 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          واژگـان فرهنگ لغات قالیبافان آذربایجان ( عبدالحسین لاله )           

واژگـان فرهنگ لغات قالیبافان آذربایجان:

 

آتمئشلئق: ریزفرش، یعنی تعداد گره هایی که در هر 7 سانتی متر زده میشود اگرٌ 60 بوده باشد. ریزفرش "آتمیشلیق" است.

آچارسالان: وسیله‌ای برای تنظیم شلی و سفتی تارهای قالی و بالا بردت ارتفاع دار.

آچئق: روشن . معمولاٌ این کلمه پسوند کلماتی است که از آن معنای روشنی می‌فهمیم.

آراگول: گل وسط فرش یا ترنج است. "آراگول" را یک قالیباف گره میزد.

آغ: سفید و رنگ خامه سفید.

آغ آپباغ: سفید سفید یا بسیار سفید.

آغاردی: سفیدی بین دوردیف فرش با هم(ردیف ما قبل و ما بعد). آغارماق، از پشت فرش دیده میشد. معمولاٌ زمان فروش فرش، برای کاهش نامرغوبیت آن این سفیدیها را با جوهر مداد رنگ میکردند. این سفیدی بر اثر ضربات نامرتب دفه ایجاد میشود.

اعلاء فرش: فرش ریزبافت و اعیانی که معمولاٌ با ابریشم بافته میشود.

ال ده برت: "بجنب". دستور اوستا به شاگرد.

الغاج: نوعی نخ کلفت که بین ردیف های فرش بکار می رود.

اللی لئق: فرش ریز بافت 50 گره در هر 7 سانتی متر.

اوتوزلوق: فرش معمولی 30 گره در هر 7 سانتی متر.

اوره: تخته‌ای مثلث شکل که برای سفت کردن دو ستون پائینی و بالائی فرش بکار می‌رود.

اوزاتتون: "درازش کردی" منظور آن است که شکل فرش بد بافتی و بیش از اندازه عریض اش کردی.

اوستونه: روی هم. مثل دستوره« گره سیاه بر روی همان گره سیاه بزن».

اوستونه قویماق: وقتی اوستا در انتهای روز هنوز سهم روزانه فرش بافی اش را تمام نکرده باشد برای رهایی از کار  به شاگردها دستورمیدهد، این ردیف را عین ردیف قبل ببافند، البته این عمل اثر نامطلوبی برکیفیت نقش ونگار فرش میگذارد.

ایپ: خامه.

ایتیتمک: تیز کردن، تیز کردن چاقو یا قیچی برای بریدن بهتر.

ایدون: کجش کردی. وقتی اوستا بر اثر بی توجهی گل یا بوته ای از فرش را مقداری جابجا میکند شکل گل کچ میشود.

ایرمیلئق: فرش معمولی یا متوسط یا وسط 20 گره در هر 7 سانتی متر.

ایلمک: گره فرش، شاگرد فرش بافی وظیفه دارد گره‌ها را بهم زند. قالیباف را ایلمک سالان میگفتند.

بشئین کچ بیردانا: 5 گره را رد کن و ششمی را گره بزن. این نوع دستورات از طرف اوستا برای خطوط اصلی نقشه در فرش به شاگرد صادر میشد. خصوصاٌ در فرشهائی که معمولاٌ یک چهارم نقش و نگار فرش در سه چهارم دیگر تکرار می‌شد، عملی‌تر بود.

بوی آتماق: با تار قالی بازی کردن. اینکار مهارت قالیباف را می‌رساند. او با ابتکار نوعی صدا مثل صدای تار در میآورد.

بویاغ: رنگ رنگرزی.

بوی چکماق: تار فرش را کشیدن . بافتن فرش پس از این مرحله آغاز میشود.

بویلوغ: تار قالی. جنس آن از پشم است و نوع آن عبارت است از 20 – 30 – 40 و ... نازکی و کلفتی آن بسته به نیاز فرش باف و نوع فرش از جهت‌ریزی و درشتی تعیین میشود.

بیرجوت: یک جفت. دستور بافتن خطوط اصلی فرش به شاگرد از طرف اوستا.

بیلوء: سنگ مخصوصی که با آن چاقو و قیچی را تیز میکنند.

پرچم و ورماق: پرچم زدن. وقتی اوستا بسرعت در اول کار ردیف خطوط اصلی یا سایه فرش را میبافد، شاگرد موظف است بدنبال او بقیه جاهای خالی را با گره‌های خود پرکند. فاصله یک گره خطوط یا سایه با گره بعدی خطوط وسایه رایک خانه میگویند که بوسیله اوستا بر جای می‌ماند. اگر رنگ زمینه یا خانه‌ای که باید شاگرد کار کند مشکوک باشد اوستا برای جلوگیری از اشتباه شاگرد گرهی را زده و آن را در هوا معلق می‌گذارد تا شاگرد با دیدن رنگ آن بداند این خانه را با چه رنگی بایدپر کند.

پرداخت لاماق: پرداخت دادن یا بریدن یکنواخت خامه‌ها بطوریکه نقش زیر آن واضح گردد.

پرده: نوعی از فرش که معمولاٌ با نقش و نگار بسیار ریز و با ابریشم بافته می‌شود.

پوسته‌ای: رنگ پوست و توی دانه پسته تقریباٌ سبز روشن.

پیچاق: چاقو که ابزار اصلی فرش بافی است. بوسیله آن گره‌ها زده می‌شود. (شکل شماره 1)

تخته بند: تخته درازی که قالی‌باف بر روی آن می‌نشیند و کار میکند.

توروش: همان ترنج و یا گل وسط فرش.

تیان: دیگ بزرگی که در آن خامه یا ریسمان را رنگ می‌کنند.

تیرپوتتاماغ: اینکار که شامل دو مرحله است  باعث می‌شود گره‌های بافته شده کاملاٌ به ردیف پایین خود بچسبند و در جای خود سفت شوند. این کار بوسیله اوستا انجام می‌شود و ابزار او در این کار شیش و دفه است.

تیفتیک: ضایعات پشم که بر اثر سایش گلوله گلوله شده و بر روی فرش می نشیند.

جهره: دوک نخ ریسی.

چینائی:  رنگ درخت چنار (برگ)

حاشی یه: کناره یا حاشیه فرش که به دو صورت است: حاشیه کوچک و حاشیه بزرگ.

خالچا: نوعی فرش کوچک یا قالیچه.

خطله مک: سایه یا خطوط اصلی فرش را گره زدن،  این عمل بوسیله اوستا انجام می‌شود.

خلفه: کسی که وظیفه خرید و فروش خورد و خوراک قالی بافان را بعهده دارد.

دزگاه: دستگاه یا دار قالی.

دفه: وسیله ای که با آن عمل تیرپوتد اماق انجام می گیرد. (شکل چهارم)

دمیری: رنگ آهنی یا طوسی تیره.

دویون یا دوگون: گره کور قالی بافی بر اثر اشتباه عمدی و سهوی .

ده یر: برای بازدهی بهتر کار قالی باف بر روی داری که چند شاگرد در آن کار می‌کنند، سهم هر کس را با توجه به عواملی چون جنس، قدرت بدنی، میزان دستمزد معین می‌کنند که به آن ده‌یر میگویند.

ریزه‌ماهی: اسم خاصی از نقشه فرش  که در آن گل و بوته‌های ریز زیادی دیده می‌شود.

ریه دی: رگه بودن در رنگ فرش. معمولاٌ وقتی قالی باف خسته می شود و نمی تواند رنگهای نزدیک به هم را از هم تمیز دهد دو رنگ نزدیک به هم را اشتباهاٌ می‌بافد که این عمل بعداٌ نشان می‌دهد دو رنگ در عین نزدیکی به هم با هم متفاوتند.

زرچه رک: نوع خاص اندازه‌ای فرش.

زرنیم: نوع خاص اندازه‌ فرش که معمولاٌ عرض آن یک متر و طول آن یک و نیم متر است.

زنجیره: حاشیه بسیار باریک که در کناره‌های فرش و در دورتادور آن دیده می‌شود.

ساخلا: نگهدار.

ساری: رنگ زرد.

سوء: خط باریکی از گره‌های یک رنگ که حاشیه، بالا حاشیه، لور، متدی و زنجیره را از هم جد میکند.

سورمه‌ئی: رنگ سرمه‌ای یا آبی خیلی تند.

سوغانی: رنگ پوست پیاز

شئخ صفی: نوع خاصی از نقشه فرش .

شایدانا: شاگردانه که آن را شاگرد در انتهای یک قالی از خریدار می‌گیرد.

شاییرد قونا غلئغی: مهمانی شاگردها که معمولاٌ در ماه رمضان از طرف ارباب یا صاحب کارخانه داده میشود.

شیش: سیخ که وسیله رد کردن نخ کلفت از لابلای تارهای قالی است.

شکری: رنگ شکری که کمی تیره‌تر از سفید است.

شم: ماده جامدی که از جنس شمع یا پارافین می‌باشد. کشیدن آن بر تار قالی کار ابزار قالی‌بافی را آسان می‌کند.

شیرازه: حاشیه طولی قالی‌ها را که با پیچاندن نخ بر دور تار انتهایی قالی انجام می‌شود شیرازه گویند.

صورت : فرشی که در آن چهره یا صورت شخصی را می‌بافند.

غلط سالماق: از لحاظ رنگ اگر شاگرد در گره زدن اشتباه کند آن را غلط سالماق می‌گویند. (مثلاٌ بکار بردن آبی بجای قرمز)

قابال: سهم کار روزانه یک قالی باف.

قاشی ین: وسیله‌ای شانه مانند که برای صاف کردن پرزهای اضافی فرش بکار میرود.

قرقره: نازیک الغاج را بر آن می پیچند تا موقع استفاده از آن با چرخش قرقره به آسانی کشیده شود.

قره: رنگ سیاه.

قوبا: نوعی نقشه فرش .

قویروق:‌ دم. کاربرد آن در فرش بافی انتها یا نخی است که بوسیله آن گلوله نخ و خامه را آویران می‌کنند.

قهوه‌ئی: قهوه ای.

قیچی: ابزاری که برای بریدن نوک خامه بر سطوح فرش بکار می رود. 

قئرخلیغ: فرشی که در هر 7 سانتی متر آن 40 گره زده شده باشد.

قیرخماق: عملی است که با آن سطح فرش را با قیچی صاف می‌کنند و نقش و نگار فرش هم سطح می‌گردد.

قئرخئم: ضایعات پشمی که در عمل قیرخماق بر جای میماند، از آن در ساختن متکا و ... استفاده می‌کنند.

قئرمئزی: قرمز.

کاکوئی: رنگ کاکائوئی یا شکلاتی .

کلف: کلاف نخ، ریسمان، خامه و الغاج‌ها.

کلفجه: وسیله‌ای که با دوران آن کلاف را بصورت گلوله در می‌آورند.

که رمی: رنگ کرمی . سفید متمایل به زرد.

کیلکه: ضایعات پشم که بر زمین کارخانه می‌ریزد.

گئدن: آن یکی. دستوری است که اوستا برای شاگرد دریافتن خطوط و سایه‌ها می‌دهد.

گرده: هر گره خطوط اصلی و سایه را گرده می‌گویند که رنگ آن و جای آن در ردیف از نقشه‌ها خوانده می‌شود.

گلن: آمدنی. دستوری است که اوستا برای شاگرد در بافتن خطوط و سایه ها می‌دهد.

گول کاردی: گل کار است. منظورآن  است که نقش و نگار بسیار زیادی در یک فرش نقش وجود داردوشلوغ است.

گولی یئدون: اگر اوستا بر اثر بی توجهی شکلی از نقشه را در فرش جا اندازد میگویند «گل را خوردی».

گوی: رنگ آبی .

لای: ردیف فرش. در هر هفت سانت هرچند ردیف قرار گرفته باشد ریز فرش را همانند 7 سانت عرض تعیین می‌کند.

لچک:  نام نقشه ایی در فرش.

له ور: کناره‌های فرش که معمولاٌ یا برنگ قرمز، سرمه‌ای و یا کرمی هستند و بدون هیچ نقش و نگاری بافته می‌شوند.

ماهی: نام خاص نقشه فرش بافی .

متدی: متن. قسمت اعظم فرش متن یا متدی است که از حاشیه ها و زنجیره‌ها بوسیله "سو" جدا می‌گردد.

مشق: مشک. ظرفی که در آن برای شاگردها آب می‌آورند.

موخدده لیک: پشتی. فرشی که به اندازه 2 پشتی بافته می‌شود.

مور: مور خطری که متوجه پوسیدگی دار قالی است.

میسی: رنگ مسی.

نازیک الغاج: الغاج نازک که در تیرپود برای محکم کردن گره‌ها بکار می‌رود.

نقشه: نقشه که اوستا از روی آن خطوط اصلی نقش رنگارها را در فرش پیاده می‌کند.

نخودی: نخودی یا زرد کم رنگ.

نقره ای: رنگ نقره ای یا طوسی متمایل به تیره .

وسط فرش: فرشی که معمولاٌ در دهات بافته می شود و ریز آن بین 15 و 25 است.

هفت اوچی: سومین روز از هفته که قالی باف در آنروز تا ظهر کار می‌کنند.

هفته لیق: مقدار پولی که در هفته، قالی باف علی الحساب دریافت می‌کند.

یاتیرتماق: وقتی اوستا بر اثر بی‌توجهی در کوبیدن ضربات دفه بر فرش زیاده روی می‌کند، گلها و بوته های فرش بیش از اندازه بر روی هم می‌خوابند که این عمل پس از پرداخت فرش با دیده شدن شکل غیر واقعی عیان میگردد.

یاشیل: سبز.

یاوانلئق: صبحانه یا مقدار کم غذایی که قالیباف در طور روز می‌خورد.

یوماق: گلوله خامه که بوسیله قویورخ به دار قالی آویزان می‌شود.

یوون الغاج: الغاج کلفتی که در تیرپوت بکار می‌رود.

ییغیشدی: وقتی نقش و نگاری بیش از حد لازم (در عرض) متراکم گردد، می‌گویند جمع شد.

آوازه ها:

تعدادی از اشعاری که قالی باف بههنگام کار با صدای بلند می‌خواند را در اینجا می آورم این اشعار بسته به شرایط خاص مثل گرما، سرما، شادی، غم، خستگی و ... با حرارت تمام خوانده می‌شدند.

ایلمک ساللام، پول آللام                گره می‌زنم و پول می‌گیرم  

اربابین قئزئن آللام                       تا دختر ارباب را بگیرم

ارباب قئزئن وئرمه سه                 اگر ارباب دخترش را به من ندهد

            ایلمکی ترسه ساللام                     گره ها را جابجا می زنم

*  *  *                        *  *  *           

بوبی – ری – بو ای – کی                         این یکی – این دوتا

بو اوچ دی – بودورد دی                            این سه تا – این چهار تا

بئش دی بو – آلتی دی                               این پنجمیست – ششمیست

بوئیدی – بوسکگیز                                  این هفت است – این هشت است

بو دققوز – او نی دی                                 نه است این – دهمی

اون بیر - . . .                                          یازدهم - . . .

یاغدی یاغشلار                                        باران بارید

باننادی قوشلار                                        پرنده‌ها بصدا در آمدند

حیوان جامشلار                                       بیچاره گاوها!‌

            ***                                                                           ***                   

            مشت حسین خاندی خاندی             مشهدی حسین خان است، خان است

            باغچالار داقوش قوغاندی             در باغچه‌ها پرندگان مزاحم را می‌پراند

            قمه قلش به لینده                        قمه و شمشیر به کمر بسته

           وورماغا هاندی هاندی                  و برای زدن با اراده و مصصم است. 

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:18 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش آذربايجان و حومه           

فرش آذربايجان

رنگ : اغلب فرش هاي ايران داراي رنگ هايي بخصوص هستند که بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگ ها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد، مثلا، قرمز دوغي در اراک ، لاکي در مشهد و بيرجند و نخودي در کرمان ، سرخ روناسي در همدان و سربند و هريس و سفيد در قم و نائين و آبي سير در قالي هاي عشايري فارس و شمال خراسان از جمله رنگ هاي متداولند. ليکن در تبريز برخلاف ديگر نقاط، رنگ هاي ويژه براي بافت فرش هاي مورد استفاده قرار مي گيرد و تنها در نظر گرفتن سليقه هاي مختلف، تعيين کننده رنگ قالي ها است.
    رنگ ها اغلب با شماره در کنار نقشه مشخص مي شود. نقشه اي که پس از چندين بار استفاده مستعمل مي شوند، دوباره ترميم مي شوند. براي ترميم نقشه هاي قالي گاه از اوراقي با رج شمار بيشتر استفاده مي شود، به عنوان مثال نقشه قالي هاي 30 رجي و کمتر را روي ورق40 رجي(160) ترسيم مي کنند که 15در11 خانه دارد و در نتيجه تعداد اوراق لازم براي قالي ربعي4در3 به14 تا15 ورق تقليل مي يابد. هزينه نقشه در طرح هاي نيمه(نظير درختي و يا گلداني) و به ويژه طرح هاي تمام (نظير زير خاکي ) بسيار بيشتر است.
    رنگ هاي طبيعي قالي هاي آذربايجان عبارتند از روناس (گلي)، قرمز دانه(گلي و قرمز آتشي)، اسپرک (زرد)، از ترکيب رنگ هاي زرد و نيلي، رنگ هاي سبز چمني، زيتوني و مله اي به دست مي آيد، رنگ موشي( طوسي) يا خاک سياه که در اصطلاح محلي به آن «قره ترپاخ» مي گويند از معادن «ميشه باره» ارسباران استخراج مي شود.
    کاستن رنگ قالي هاي نو براي کهنه کردن فرش ها
    تجار تبريز را مي توان جزء نخستين افرادي دانست که به روش کهنه کردن فرش ها آشنايي يافته اند، رونق فراوان صادرات فرش ايران به اروپا و ناتواني اين تجار در تغذيه بازار اروپا، آنان را بر آن داشت که فرش هاي نو را که داراي رنگ هايي خام بودند با شستشو و آفتاب دادن و مالش با چوبک و انداختن در معابر عمومي به صورت کهنه درآورند ليکن آنان به زودي دريافتند بهترين وسيله براي کاهش رنگ هاي تند قالي هاي نو، شستشوي آنها با خاکستر چوب است و از آن پس شستشو با خاکستر چوب به عنوان تنها روش در اين زمينه پذيرفته شده است.
    حوزه هريس و مهربان
    ساير شهرستانهاي آذربايجان به سبب دوري از مراکز و بي نصيبي از مبادلات فرهنگي، اقتصادي با ديگر مناطق در طرح و نقشه و رنگ از اصالت بيشتري برخوردارند. اين مناطق گاه از حيث طرح و رنگ داراي کيفيتي مشابهند. هريس در مرکز آذربايجان و شمال شرقي تبريز مرکز مهم منطقه است که توليدات آن بخصوص در گراوان، مهربان، سراب، قراچه و بخشايش توليد مي شوند، در اين ميان هريس به سبب بافت طرح هاي متنوع و دلپذير از ديگر مراکز گوي سبقت را ربوده است.
    قاليبافي از روزگار قديم در هريس معمول بوده و به واسطه طرح هاي بديع و رنگ هاي زيبا، شهرت جهاني داشته و هنوز هم با آنکه توليد آن به پستي گراييده، اهميت منطقه مزبور به منزله يک حوزه ممتاز به کلي از بين نرفته است.
    وجه مشترک کليه نقشه ها خطوطي هندسي است که از ترکيب خطوط افقي، عمودي و مايل تشکيل مي شود. طرح هاي لچک و ترنج با تغيير خطوط افقي، عمودي و مايل تشکيل مي شود. طرح هاي لچک و ترنج با تغيير خطوط از منحني به مستقيم و تبديل طرح هاي گردان به شکسته با همان ويژگي ها توليد مي شود. اين گونه نقشه ها به طور ذهني بافته مي شود و در صورت نياز از نقشه هاي کوچک که بر پارچه اي ترسيم يافته است، استفاده مي شود.
    طرح و نقشه قالي هاي هريس، معمولالچک و ترنج است که در اصطلاح محلي به آن «گوشه گوبگ» مي گويند.حاشيه معروف به «توسباغا» يا «بالوق شاماما» و يا «سماوري» نيز از جمله حواشي متداول و رايج است. نقشه «قاچ خاتون» يا «داش خاتونن» با ترنجي کف ساده و «حاج عظيمي» با ترنجي لوزي و «صمدخاني» با ترنجي مدور و «نوعي اسليمي» و «افشان» که هر دو با طرح هاي اسليمي و افشان شهري متفاوتند و بالاخره نقشه «تاجري» از جمله مهمترين نقشه هاي متداولند.
    بخشايش- گراوان
    بخشايش از نظر توليد کناره هاي زيبا و دلفريب که بازي رنگ هايي با مايه هاي آبي و قرمز نخودي و آجري آنها را از زيبايي خاصي برخوردار مي سازند،در بين مناطق حوزه هريس داراي مرتبه اي والاست. نقشه اي بزرگ گياهي که از نقشه اي هريس الهام گرفته اند، برخلاف توليدات سراب در سرتاسر متن تکرار مي شوند.
    پشم «شاه وزن» که داراي درخشندگي و استحکام بسيار است، عامل اصلي شناخت توليدات گراوان از بخش هاي ديگر است. مداليون در قالي هاي گراوان آنقدر بزرگ است که گاه براي حفظ توازن متن تا مرکز حاشيه داخلي مي رسد. تار و پود تمام قالي هاي هريس و توابع گراوان، سراب، مهربان و بخشايش از پنبه است و نخها اصولازمخت هستند. در بعضي قاليچه ها مثل قاليچه هاي بولوردي به طور استثناء به جاي يک پود، دو پود از بالاي رديف گره ها مي گذرد، يکي کشيده و پنهان و ديگري به رنگ آبي که از پشت قالي قابل رويت است.
    گره حاکم در منطقه ترک باف است که تراکم آن از 1000 تا 600 گره در دسي متر مربع مي رسد. در برخي از قاليچه ها که از سفتي و زمختي بيشتري برخوردارند، اين تعداد گره از 1500 تا 1000 گره در دسي متر مربع در تغيير است. قاليبافان اين مناطق بر حسب عادت به هنگام چيدن پرز آنها را بلندتر مي چينند و به اصطلاح آنها را پرگوشت مي گيرند. درشت بافي و زمختي از صفات ظاهري و مشخصه فرش هاي هريس، گراوان، بخشايش و مهربان است.
    قاليچه هاي بزرگ در قطع2 /5در3/ 5 متر و 3در4 متر و کناره هاي 1در3 ذرع و 1در 4 ذرع اندازه هاي متعارف هريس و مناطق اطراف است و رج شمار معمول نيز بين 18 تا 25 گره در هر رج (7 سانتيمتر) است.
    اهر
    شهرستان هاي اهر و مناطق اطراف آن نيز، شيوه هريس را پذيرفته اند. ده شربيان که قالي هاي بزرگ يک پودي مي بافند نيز در اين تقسيم بندي جزء هريس به شمار مي آيد، زيرا نقشه و قطع قالي هاي آن بي شباهت به نقشه اهر نيست. ليکن طرح آنها داراي رفتار هندسي کمتري است و بافت فشرده و کيفيت مطلوب آن را از شهرت خاصي بهره مند نموده است. غالب طرح ها ترنجي نسبتا بزرگ را در بردارند که برگهايي درشت اطراف آن را در بر گرفته اند. اهر و ابهر داراي نقشه متنوعي نيستند و جنس آنها سفت و استخواني است که با رنگهاي تيره و نقش هاي هندسي از دوامي بسيار بهره مندند.
    سراب
    سراب در نزديکي شهر اردبيل و مشتمل بر 21 روستا است که در دو طرف جاده اردبيل واقع شده و از نظر تهيه کناره ها و پادري هاي مرغوب در اندازه هاي مختلف مشهور است. در نقش قالي هاي سراب ترکيب تزئيني از چهار لچک و يک مداليون طويل تشکيل مي شود.
    محيط و يا لبه خارجي اين مداليون ها دندانه و بيشتر چنگکي و به طور عمده با زمينه پشم شتري است . لچک ها با نقش هاي آبي آجري روشن شباهت بسياري به مداليون مرکزي دارند. مجموعه اين نقوش (مداليون لچک) در زمينه هاي مشحون از ساقه ها و شاخه گلها و برگهاي نخلي قراردارد، در حاشيه ها که از سه قسمت تشکيل شده ترکيب هندسي به تکامل مي رسد و زمينه، نگاره هاي هندسي و برگهاي دندانه دار را که به تناوب تکرار مي شود، در خود جاي مي دهد.
    قاليچه هاي کناره سراب اغلب نرم و تقريبا بلند و داراي بافتي فشرده تر از قاليچه هاي هريس است. حاشيه خارجي داراي نقشي دندانه اي و کنگره اي به نام مداخل است. بيشتر مطالب فوق براي توليدات قديم سراب صادق است. صفت مميزه قالي هاي جديد، زمختي و فشردگي آنهاست. ابتدا و انتهاي قالي ها با ريشه هاي آنها تزيين مي شود. در برخي از قالي هاي يکي دو قرن اخير، ريشه ها به صورت تور بافته شده تزيين شده اند، عليرغم تعميم واژه روستايي باف براي مناطق روستايي لازم به تذکر است که اين مناطق خود داراي ويژگي هاي خاصند، کناره هاي سراب گرچه ديگر ظرافت و لطافت گذشته را ندارند، با اين حال با کناره ها و قاليچه هاي ساير نقاط متفاوتند.
    قراچه
    قراچه نيز در شمال شرقي هريس و نزديکي شهر تبريز، از جمله مهمترين مناطقي است که در حوزه فرشبافي هريس به داشتن کناره هايي بسيار متمايز نسبت به ديگر نقاط، مشهور است. اين کناره ها که در بافت آنها تنها از يک پود استفاده مي شود، با بافتي بسيار فشرده و پرداختي مناسب در بازار اروپا به نام کناره هاي قراچه شناخته مي شود. متن قاليچه ها و کناره ها معمولاسرخ روناسي و حاشيه آبي سير است و بيشترشان ترنجي هندسي در وسط و دو ترنج ديگر متفاوت با ترنج مرکزي در طرفين دارند. در مواردي اين طرح گاه در متن قالي چند بار نيز تکرار مي گردد. قاليچه هاي قراچه نيز از طرحهاي هندسي و نگاره هاي بسيار کوچک در حواشي و متن برخوردارند.
    فرش دستباف نگين درخشان صادرات غير نفتي ( تهديدها و راهکارها )
    فرش دستباف نقطه تلاقي صنعت و هنر ايراني است و بسياري با عبارت صنعت فرش مخالفند . زيرا آنجا که دستان خسته قاليبافان گره را بر گره روي دار فرش استوار مي کنند و نقش مي زنند ،تنها هنر است که زنده مي ماند. هنر فرش ايران از ديرباز معروف ذوق و هنر ايراني بوده است. شهرت جهاني فرش دستباف ايران از 2 جنبه تنوع زياد طرح و نقشه و کيفيت مناسب مطرح بوده است و براي حفظ هويت ، شهرت و موقعيت فرش ايراني لازم است به ويژگي هاي فرش از اين دو جنبه توجه کافي شود.
    صنعت فرش با توجه به اشتغال زايي بالاو ارز آوري زياد از اهميت خاصي برخوردار است . ولي در سالهاي اخير اين صنعت با رکود نسبي مواجه شده است و به دليل اهميت فوق العاده اي که صنعت فرش در اقتصاد کشور دارد نياز است که از ابعاد مختلف اين رکود مورد بررسي قرار گيرد.
    طي چند سال اخير صنعت فرش ايران با مشکلات عديده اي روبرو شده است و براي افزايش توان صادراتي و حفظ سهم ايران در بازارهاي جهاني بايد به نکات بسيار مهمي توجه کرد . امروزه فرش ايراني از نظر مواد اوليه و رنگرزي با مشکلات عديده اي روبرو است و از اين رو در معرض يک تهديد جدي قرار دارد متاسفانه بايد اذعان داشت که رقبا در حال حاضر براي پيشي گرفتن از ايران و تسخير بازارهاي جهاني فرش تلاش مي کنند.
    سالانه نزديک به 80 هزار تن پشم از گوسفندان نژاد ايراني استحصال مي شود و نزديک به 90درصد آن براي بافتن فرش دستباف مورد استفاده قرار مي گيرد. نژادهاي گوسفندي موجود در ايران به دليل نوع نژاد و خصوصيات مناسب فيزيکي و مکانيکي مناسب ترين نوع پشم را جهت مصرف در فرش دستباف توليد مي کنند، اين امر باعث شده است تا کشورهاي رقيب همچون چين ، پاکستان و هند که اقدام به توليد فرش دستباف و در برخي موارد توليدفرش هايي با نقشه هاي ايراني کرده اند ، نتوانند توليدي با خصوصيات فيزيکي و مکانيکي مشابه فرش ايران داشته باشند،اقدام به خريد و واردات پشم از ايران کرده اند تا بتوانند فرش ايراني را با پشم گوسفندي ايراني توليد و به بازارهاي جهاني ارائه کنند.
    کيفيت مواد اوليه از جمله الياف پشم مصنوعي بر روي کيفيت يک فرش تاثير تعيين کننده اي دارد. استحکام و ازدياد طول الياف پشم دباغي و خامه توليدي از آنها نسبت به الياف و نخ پشم نو بسيار پايين است. با افزايش درصد ميزان الياف پشم دباغي در خامه، ميزان استحکام در خامه کاهش مي يابد و حضور اين الياف باعث افزايش ناهمواري و پرز مي شود .
    فرش ايران در گذشته به واسطه استفاده از رنگزاهاي طبيعي در رنگرزي خامه قالي و برخي عوامل ديگر از شهرت جهاني برخوردار بوده است.متاسفانه چندي است که با ورود رنگزاهاي مصنوعي و استفاده از آن در رنگرزي خامه قالي فرش دستباف ايراني دستخوش تغييراتي شده است و در حال حاضر با رشد آگاهي مصرف کنندگان از مشکلات و معضلات احتمالي استفاده از رنگرزهاي مصنوعي و فشار روزافزون محيط زيست، توليدکنندگان فرش به دنبال جايگزين براي رنگرزهاي مصنوعي هستند. بازگشت به استفاده از رنگرزهاي طبيعي در رنگرزي خامه قالي بافي به عنوان بهترين ماده جايگزين براي رنگرزهاي مصنوعي امري غيرقابل اجتناب ناپذير است و سازگاري رنگهاي طبيعي با جسم و حتي روح آدمي مورد تائيد همگان است، بنابراين از تمامي امکانات مادي و معنوي جهت تحقق فراگيري رنگرزي طبيعي استفاده کرد. متاسفانه بايد اذعان کرد که اين مشکلات و عدم توجه به آنها سبب شده است تا رقبا از ايران پيشي بگيرند و بازارهاي جهاني فرش را تسخير کنند .

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:12 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش هريس            

فرش هريس

               فرد زرع و نیم طرح: هریس

  

 

افسانه قالی ، قصه ایست از ورای درخشش صدها نقش و نگار چشم نواز ، که بی تابانه حکایت عشق را در محراب هنر نجوا میکند ، و آذربایجان ، این گهواره قالی بافی ایران ، که در هر گوشه ایی از آن ، دل عاشق طراحی و یا سماع سر انگشتان بافنده ایی سبب ساز آفرینش دیبایی زرین می شود که چشم و دل هر بیننده ایی را شیدای این نگارستان می کند.

قابلیتهای قالی آذربایجان تنها به قالیهای نفیس تبریز و تابلوبافی سردرود و یا نقش ماهی خوی و یا  . . . نیست ، بلکه قالی های درشت بافت مناطقی نظیر هریس خود داری اعتبار و جایگاه جهانیست.

این نوشتار که حاصل تحقیقات میدانی و مطالعه کتب مرتبط و همچنین پرداختن به مقوله ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی و رنگرزی گیاهی منطقه و همخوانی دکوراسیون غربی با قالی هریس است که ، مورد بررسی قرار می گیرد.

هریس یکی از قدیمی ترین مناطق آذربایجان شرقیست که چند بنای تاریخی مهم از دوران فرمانروایی ایلخانیان و جانشینان آنان در این بخش به جا مانده که عبارتند از : بقعه شیخ اسحاق ( در روستای خانقاه نمرود ) گورستان مینق ، گورستان هیق ، گورستان گوور ، مسجد سنگی جهان آباد و مسجد اسنق.

شهرستان هریس در 100 کیلومتری تبریز قرار دارد. این شهرستان از شمال با اهر ، از جنوب با بستان آباد و سراب ، از شرق به کوه سبلان و مشکین شهر و از غرب با تبریز همجوار است.

با توجه به پراکندگی روستاها و سردسیر بودن منطقه ، کشاورزی در این شهرستان به طور فصلی صورت میگیرد.

همچنین به علت وجود مراتع و دیمی بودن زمینهای زراعی ، اکثر مردم به دامپروری و کشاورزی سنتی مشغول می باشند. به همین دلیل پشم گوسفند در منطقه به وفور تولید میشود ، که بیشتر این تولیدات در قالی بافی و دیگر صنایع دستی به مصرف میرسد که یکی از علل رشد صنعت قالی بافی منطقه نیز همین عامل می باشد. قالی هریس از ویژگیهای خاصی برخوردار است که در بخشهای مشخص به آن می پردازم

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:10 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          رنگرزی           

رنگرزی

پوشش گیاهی هر منطقه تعیین کننده نوع رنگینه های قالی های آن منطقه است. در قالیهای هریس رنگهای تیره و تلخ با هارمونی خاصی به کار میروند از قبیل : سرمه ایی تیره ، قهوه ایی سیر ، قرمز روناسی ، مسی ، سبز تیره و  . . . که همان طور که گفته شد از رنگینه های گیاهی اطراف بدست می آیند که عبارتند از :

روناس ، ذلیر ، تولوخ کولی ، پوست پیاز ، قره چوپ ( چوب سیاه ) ، نیل کلکته ، دوه قولاغی ( گوش شتر) ریشه اشگون که در رنگرزی سنتی رایج است. همچنین برای دندانه دادن از سنگ قیناخ ، زاج سفید ، اکسید آهن و دوغ استفاده می کنند. لازم به ذکر است ، دوغ فقط با روناس به کار میرود.

ذلیر: سُدی بیان(Suddy Bayan ) یا ساری چیچک اسم های محلی گیاهیست که به اندازه تقریبا نیم متر رشد می کند. دارای برگهای ریز و گلهای ریز زرد رنگ می باشد. اگر قطع شود از محل قطع شده مایع سفید رنگی مانند شیر بیرون می آید که مزه تلخی دارد. از ساقه و برگ و گل این گیاه برای رنگرزی استفاده میشود و از آن زرد خوشرنگی بدست می آید که در برابر نور و شست و شو و سایش دارای ثبات است.

تولوخ کولی : یک نوع گیاه رنگزا با گلهای آبی رنگ که از ریشه آن برای رنگرزی استفاده می شود. بعد از ساییدن یا آسیاب کردن ، همواره با نخها در آب می جوشانند که رنگ قهوه ایی زیبایی بدست میدهد.

پوست پیاز : در اطراف هریس با روشهای خاصی از آن رنگ مشکی تهیه می کنند.

قره چوپ ( چوب سیاه ) : گیاهی شبیه روناس ولی کوچکتر از آن است. ریشه آن قرمز مایل به مشکی است و برای گرفتن رنگ مشکی استفاده می شود.

نیل کلکته : این رنگ از هندوستان وارد میشود و برای بدست آوردن بهترین و با ثبات ترین رنگ آبی بکار میرود. لازم به توضیح است که رنگرزی با نیل کلکته با کشمش صورت می گیرد.

دوه قولاغی (گوش شتر ) : اسم محلی گیاهی است و رنگ شتری روشن از آن استخراج میشود.

قالی هر منطقه با توجه به شرایط جعرافیایی ، اقلیمی و فرهنگی ویژه محل بافته می شود. هم چنان که قرارگرفتن انسان در عوامل زیستی خاصی مانند آب و هوا ، فرهنگ و  . . . روحیه او را می سازد ، بردستاوردهای انسانی هم موثر است.

با توجه به این موضوع شناخت محیط زیست و فرهنگ مردمان هر منطقه راهگشای مهمیست بر شناخت دستاوردهای صنعتی سنتی هم چون قالی و سایر تولیدات آن منطقه است. با اندکی تامل می توان دریافت که طولانی بودن سرما در هریس از دلایل مهم گرایش اهالی منطقه به قالی بافیست و همچنین درشت بافت بودن و یا پرگوشت چیدن قالی نیز به خاطر استفاده از یک زیر انداز گرم کننده است.کاربرد خطوط هندسی و شکسته در طرحها نیز ناشی از باورها و محیط کوهستانی زندگی در این مناطق است. اساطیر و پوشش گیاهی خاص منطقه که سازگاری با سرمای هریس نیز دارد. الهام بخش اصلی طراحان و بافندگان می باشد.

طراح یا بافنده قالی هریس با ترسیم و بافت شکل گیاهان منطقه بصورت آگاهانه یا ناخودآگاه این نقوش گیاهی را استلیزه کرده و با مکنونات قلبی و اساطیر و باورهای خود آمیخته و بر تار و پود قالی آورده که از این طریق همت ، هوشیاری و آراستگی ظاهر و باطن خود را به بیننده این قالی نشان دهد.

برخلاف نظر سیسیل ادواردز که نوشته اند یکی از تجار متهور تبریزی یک طرح معمولی گردان لچک ترنجی را به هریس برده و بافندگان آن را تبدیل به خطوط شکسته کرده اند

ولی من چنین تصوری ندارم زیرا چنانچه نظر ایشان درست باشد ، اینک باید در تمام مناطق آذربایجان طرحهایی با این اسلوب بافته شود ، ولی انحصاری بودن این نوع نقش و رنگ در هریس ، خود دلیلی بر رد نظر ایشان است . ولی تاثیر پذیری هایی نیز در مواردی خاص امکان پذیر است.

جالب است به خاطره ایی از آقای ادواردز اشاره کنم که خود دلیلی بر ذوق سرشار مردمان هریس است :

چند سال قبل هنگام بازدید از یکی از روستاهای هریس یک تخته قالی غیر معمولی با طرحی زیبا بر یکی از دارهای قالی بافی نظرم را جلب کرد. از بافنده تقاضا کردم نقشه آن را به من نشان دهد. وی با حجب فراوان از جعبه ای که در گوشه کارگاه بود دستمالی مربع نظیر دستمالهایی که در منچستر برای صدور به کشورهای مشرق زمین تهیه می کنند بیرون آورد. حاشیه آن از گل و بوته تشکیل گردیده بود با ترنجی از گل و لچک هایی که در گوشه قرار داشت. در این نقوش ، دو رنگ سفید و قرمز بکار رفته بود. زن قالیباف با این سرمشق (الگوی نامناسب ) ، قالی قابل تحسین و کاملی در چندین رنگ مختلف بافته بود. طرح لچک ترنجی کاملا صحیح و با فواصل مناسب در این قالی ظاهر گردیده بود ، ولی باز کلیه خطوط طرح به شکل شکسته بکار رفته بود. ( کتاب قالی ایران)

طرحهای رایج منطقه عبارتند از : تاجری / صبوری / رزگل / حیاط گل / صمدخان / غلط نقشه (هرنوع طرحی که برای اولین بار ارائه شود و متداول بازار نباشد ، اصطلاحا غلط نقشه بکار میرود ) / چلنگری و افشان و  . . .

بافندگان هریس یک مهارت خاص نیز در بافت از روی نقشه دارند که نظیر آن تنها در مرکز قالی بافی اوشاک ( بچه ) واقع در ترکیه قابل مشاهده است. در این دو منطقه طرحهایی را که بر روی کاغذهای شطرنجی کشیده می شود و یا استاد کاری نقشه را می خواند. برای این منظور یک تکه چلوار را به وسیله سنجاق به دیوار مقابل نصب می کنند و با نگاه کردن گاهگاه به آن می توانند قالی را به هر قطعی که سفارش می دهند ببافند این خود مهارتی شگفت انگیز است ، مهارتی غریزی و حسی که در اصطلاح محلی (چشنی ) نامیده می شوند. ( به این مورد هم در کتاب قالی ایران و هم در مجله HALI 1993 اشاره شده است) .

یکی از طرحهای قالی هریس نگاره های هندسی لچک و ترنج با حاشیه معروف به سماوری است که گونه هایی به نام های قاچ خاتون یا داش خاتون / ترنجی کف ساده / حاج عظیمی / ترنجی لوزی صمد خانی و تاجری از انواع آن است.

به نقشه های قالی هریس گوروان نیز می گویند. در برخی از روستاهای هریس نقشه دیگری به نام ( قراجه ) بافته می شود. طرح ترنج در ناحیه هریس ، کمتر یک پوده و بیشتر دو پوده به شیوه درشت بافت با گره ترکی که به هنگام پرداخت پرز آن را بلند می چینند و قالی پرگوشت و ضخیمی به دست می دهند.

اندازه های : 5/1×1 ، 4×3 ، 2×2 ، 5/2×5/3 ، 3×2 متر با رجشماره 15 تا 30 به بالا معمولا رواج دارد.

در بخش مرکزی هریس قالی هایی با رجشمار 40 به بالا نیز بافته می شود. اکثر بافندگان این ناحیه را بانوان تشکیل می دهند. در تاریخ قالیبافی هریس مشهور است که دختران قبل از اینکه به خانه بخت روند ، قالیبافی را در خانه پدری یاد گرفته و با طرحها و خلاقیت ذهنی خود آفریننده نقشهای بدیعی شده و حاصل دستباف خود را که نشانگر ذوق و هنرمندی و فرهنگ این منطقه است ، به عنوان جهیزیه به خانه بخت می برند. با توجه به موارد ذکر شده اکثر بافندگان این منطقه ذهن باف بوده و طرحها و رنگها را سینه به سینه به هم انتقال داده اند.

ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی

ریشه و بنیان هیچ امر سنتی را نباید در دوران تاریخ و تمدن ملل جستجو کرد ، زیرا معمولا آنچه به سنت ، مردمان اعصار جدیدتر رسیده است ، همه به اعصاری مربوط است که هنوز خطی و کتابتی در میان نبوده است ، یعنی اسطوره.

نقوش قالی نیز از این قاعده مستثنا نیست ، این نقوش هم از اساطیر( اسطوره دَدَه قورقود / َاصلی و کَرَم ) و هم پوشش گیاهی مناطق الهام میگیرد. به همین خاطر چنانچه تشابهاتی در نقوش قالی های مناطق دیده میشود سبب این نیست که فردی طرحی را برداشته و در تک تک مناطق گردانده بلکه اگر اساطیر و طبیعت مناطق را سرچشمه طراحی قالی بدانیم ، وجه اشتراک بین این طرحها را در می یابیم ، علاوه بر این تاثیرات ، باورهای قومی و دینی ، محیط زیست ، ابزارهای زندگی ، حیوانات و پرندگان این نواحی نیز در شکل گیری طرحهای مناطق نقش مهمی ایفا کرده اند.

پس اگر به گفته هربرت ریت تقسیمات هنری بپردازیم نقش و رنگ قالی هریس جزء هنرهای بَدوی محسوب می شود چون در آنها جسارت ، صمیمیت ، صداقت ، که خاص هنر بومیست مشاهده می شود و اگر با قالیهای شهری مقایسه کنیم پیشرفت طرحهای جدید و بالا بودن رجشمار ، نقوش دیگر شکسته گی خود را از دست داده اند و چرخشها و گلها و همچنین رعایت فواصل چرخشها و گلها و رنگ آمیزیهای با احتیاط تر انجام شده است.

   ( این مقوله جای بحث زیاد دارد )

از لحاظ هارمونی رنگی

در قالیهای هریس می توان هم کنتراست از حیث تیره و روشن اشاره کرد و هم کنتراست از حیث ریتمهای متنوع رنگی و هم چنین کنتراست در نقشهای ریز و درشت از مواردیست که می تواند در آنها به طور مشروح سخن راند.

به نظر استاد طباطبایی هنرمند نقاش تبریزی ؛ به لحاظ تزئینات ، قالی هریس در جایگاه مخصوص به خود قرار دارد و استفاده از رنگهای خاص و جسارت در انتخابات طرح نقوش ، از مواردیست که نیاز به تعمق زیاد دارد. رنگهای خالص سفید ، قرمز ، سرمه ایی و  . . . کاملا تجریدی ( انتزاعی ) هستند و به طور رمز گونه ایی از طبیعت الهام گرفته اند و با درون مایه خود بافندگان منطقه در آمیخته و چنین آثاری به وجود آمده اند ، کلا هنرمند چیزهایی از جهان بیرونی را موضوع کار خود قرار می دهد که بتواند از درون خود پاسخی به آن بدهد که همانا شکلهای انتزاعی بوجود می آیند

           

                     فرد زرع و نیم طرح: هریس

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:9 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          گبه           

گبه

گَبّه یا قالیچه‌خِرسک گونه‌ای فرش از جنس قالی است که معمولاً در قطع قالیچه توسط عشایر و ایلات لر و قشقایی بافته می‌شود و دارای پرزهای (۱) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بیشتری استفاده می‌شود که این کار در نرمی گبه تأثیر فراوان دارد. تعداد پود برخی از گبه‌ها گاهی از سه تا هشت پود در هر "رج" رج و بلندی پرزها گاهی تا یک سانتی متر هم می‌رسد.

گبه در اندازه‌های مختلفی بافته می‌شود که عبارت‌اند از: ۱_ گبه در اندازه قالیچه ۲_ گبه در اندازه قالی ۳_ گبه پتویی ۱_ گبه در اندازه قالیچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم می‌رسد. ۲_ گبه در اندازه قالی:

 هر گاه شمار رشته‌های پود در هر رج از سه تجاوز نکند این دستباف را قالی گبه گویند. ۳_ گبه پتویی: این نوع گبه به دلیل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهای اضافه از ظرفیت بیشتری برخوردار است.

وسایل و ابزار مورد نیاز گبه عبارت است از: مهم‌ترین و اصلی‌ترین وسیله که دار می‌باشد. دار گبه در اندازه‌های مختلف که به صورت افقی و در سطح زمین قرار می‌گیرد. اغلب از جنس چوب یا فلز می‌باشد و شامل شانه، و می‌باشد. بیشتر بافندگان عشایری بر روی زمین و بر روی دارهای افقی عمل بافتن را بدون نقشه انجام می‌دهند و برای شروع کار معمولاً قالیچه دیگری را که به آن (دستور) می‌گویند به کار می‌برند و در حین بافت انتخاب رنگ‌ها و ترکیب بندی رنگ‌ها را انجام می‌دهند و همین امر سبب می‌شود گبه‌ای متفاوت با نمونه قبلی به وجود آید.

برای تار گبه از نخ پنبه‌ای یا نخ پنبه‌ای مخلوط با موی بز استفاده می‌شود و برای پود آن از پشم گوسفند استفاده می‌شود .

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:8 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          همخوانی قالی هریس با دکوراسیون غربی           

همخوانی با دکوراسیون غربی

از مهمترین نکاتی که می توان به آنها اشاره کرد اینکه قالی هریس قابلیت تلفیق پذیری با دکوراسیون غربی را دارا می باشد ، زیرا اروپائیان همیشه شیفته هنر شرق مخصوصا هنرهای تزئینی ایرانی بوده اند از نمونه های بارز این شیفتگی رامبراند نقاش هلندیست که در بسیاری از موارد از مینیاتورهای ایرانی ( مخصوصا مکتب تبریز ) الهام پذیرفته و حتی مشقهایی هم از این نقاشی ها انجام داده . ( توضیح اینکه مکتب تبریز معاصر با دوران رنسانس اروپایی ( فلورانسی ) است )

همچنین گوگن که خود معتقد بوده که اگر مینیاتور ایرانی نبوده نقاشی نوین غربی به حد کمال خود نمی رسید.

درقرن بیستم هم گرایش خاصی به هنر شرق شد ، اما هنرهای تزئینی ایرانی یکی از جذاب ترین مواردیست که بواسطه نقوش و رنگ آمیزی منحصر به فردش همیشه جایگاه خاصی داشته و دارد ، قالی هریس نیز با نقوش و خطوط شکسته خود سازگاری خاصی با روحیه اغلب اروپائیان و آمریکائیان دارد. زیرا جسارت در رنگ گذاری و ابتکاری بودن فرم آنها باعث شده تا با فرهنگ غرب ارتباط راحت تری برقرار کند.

استاد طباطبایی در مورد تطابق با دکوراسیون اروپایی میگوید : تحول معماری داخلی در قرن 19 و نگرش های نقاشانی مانند پیکاسو ، ماتیس به مینیاتور ایرانی ، که به شکستن طبیعت و از بین بردن پرسپکتیو اعتقاد داشتند و این علاقه به هنر ایرانی در استفاده از آثار هنری در معماری داخلی نمایان است. ایشان که خود با الهام از قالی هریس تابلویی خلق نموده اند می افزایند : تلفیق نقوش هندسی و غیر هندسی کنتراست منحصر به فردی به دست می دهد 

و چون نیک بنگریم در درون این تزئینات آرامشی نهفته است.

امید وارم با بررسی مختصر قالی هریس از جهات مختلف سبب شناسایی هر چه بیشتر هنر این منطقه شده باشم ، زیرا بررسی های به عمل آمده نشانگر آن است که یکی از علل ، ماندگاری مردم این منطقه همانا صنعت قالیبافیست.

  

که در صورت توسعه کارگاههای قالیبافی و تبدیل دارهای چوبی به فلزی و همچنین اصولی تر کردن روش تولید و رسیدگی به بهداشت محیط کارگاهها و بیمه بافندگان و سرمایه گذاری برای تولید و احیاء طرحهای سنتی منطقه می تواند باعث اشتغال و بهبود وضعیت زندگی مردمان این منطقه گردد.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:6 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          قالی هریس جادوی خطوط شکسته           

 قالی هریس جادوی خطوط شکسته

افسانه قالی ، قصه ایست از ورای درخشش صدها نقش و نگار چشم نواز ، که بی تابانه حکایت عشق را در محراب هنر نجوا میکند ، و آذربایجان ، این گهواره قالی بافی ایران ، که در هر گوشه ایی از آن ، دل عاشق طراحی و یا سماع سر انگشتان بافنده ایی سبب ساز آفرینش دیبایی زرین می شود که چشم و دل هر بیننده ایی را شیدای این نگارستان می کند.

 

قابلیتهای قالی آذربایجان تنها به قالیهای نفیس تبریز و تابلوبافی سردرود و یا نقش ماهی خوی و یا  . . . نیست ، بلکه قالی های درشت بافت مناطقی نظیر هریس خود داری اعتبار و جایگاه جهانیست.

این نوشتار که حاصل تحقیقات میدانی و مطالعه کتب مرتبط و همچنین پرداختن به مقوله ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی و رنگرزی گیاهی منطقه و همخوانی دکوراسیون غربی با قالی هریس است که ، مورد بررسی قرار می گیرد.

هریس یکی از قدیمی ترین مناطق آذربایجان شرقیست که چند بنای تاریخی مهم از دوران فرمانروایی ایلخانیان و جانشینان آنان در این بخش به جا مانده که عبارتند از : بقعه شیخ اسحاق ( در روستای خانقاه نمرود ) گورستان مینق ، گورستان هیق ، گورستان گوور ، مسجد سنگی جهان آباد و مسجد اسنق.

شهرستان هریس در 100 کیلومتری تبریز قرار دارد. این شهرستان از شمال با اهر ، از جنوب با بستان آباد و سراب ، از شرق به کوه سبلان و مشکین شهر و از غرب با تبریز همجوار است.

با توجه به پراکندگی روستاها و سردسیر بودن منطقه ، کشاورزی در این شهرستان به طور فصلی صورت میگیرد.

همچنین به علت وجود مراتع و دیمی بودن زمینهای زراعی ، اکثر مردم به دامپروری و کشاورزی سنتی مشغول می باشند. به همین دلیل پشم گوسفند در منطقه به وفور تولید میشود ، که بیشتر این تولیدات در قالی بافی و دیگر صنایع دستی به مصرف میرسد که یکی از علل رشد صنعت قالی بافی منطقه نیز همین عامل می باشد. قالی هریس از ویژگیهای خاصی برخوردار است که در بخشهای مشخص به آن می پردازم.

رنگرزی

پوشش گیاهی هر منطقه تعیین کننده نوع رنگینه های قالی های آن منطقه است. در قالیهای هریس رنگهای تیره و تلخ با هارمونی خاصی به کار میروند از قبیل : سرمه ایی تیره ، قهوه ایی سیر ، قرمز روناسی ، مسی ، سبز تیره و  . . . که همان طور که گفته شد از رنگینه های گیاهی اطراف بدست می آیند که عبارتند از :

روناس ، ذلیر ، تولوخ کولی ، پوست پیاز ، قره چوپ ( چوب سیاه ) ، نیل کلکته ، دوه قولاغی ( گوش شتر) ریشه اشگون که در رنگرزی سنتی رایج است. همچنین برای دندانه دادن از سنگ قیناخ ، زاج سفید ، اکسید آهن و دوغ استفاده می کنند. لازم به ذکر است ، دوغ فقط با روناس به کار میرود.

ذلیر: سُدی بیان(Suddy Bayan ) یا ساری چیچک اسم های محلی گیاهیست که به اندازه تقریبا نیم متر رشد می کند. دارای برگهای ریز و گلهای ریز زرد رنگ می باشد. اگر قطع شود از محل قطع شده مایع سفید رنگی مانند شیر بیرون می آید که مزه تلخی دارد. از ساقه و برگ و گل این گیاه برای رنگرزی استفاده میشود و از آن زرد خوشرنگی بدست می آید که در برابر نور و شست و شو و سایش دارای ثبات است.

تولوخ کولی : یک نوع گیاه رنگزا با گلهای آبی رنگ که از ریشه آن برای رنگرزی استفاده می شود. بعد از ساییدن یا آسیاب کردن ، همواره با نخها در آب می جوشانند که رنگ قهوه ایی زیبایی بدست میدهد.

پوست پیاز : در اطراف هریس با روشهای خاصی از آن رنگ مشکی تهیه می کنند.

قره چوپ ( چوب سیاه ) : گیاهی شبیه روناس ولی کوچکتر از آن است. ریشه آن قرمز مایل به مشکی است و برای گرفتن رنگ مشکی استفاده می شود.

نیل کلکته : این رنگ از هندوستان وارد میشود و برای بدست آوردن بهترین و با ثبات ترین رنگ آبی بکار میرود. لازم به توضیح است که رنگرزی با نیل کلکته با کشمش صورت می گیرد.

دوه قولاغی (گوش شتر ) : اسم محلی گیاهی است و رنگ شتری روشن از آن استخراج میشود.

طراحی

قالی هر منطقه با توجه به شرایط جعرافیایی ، اقلیمی و فرهنگی ویژه محل بافته می شود. هم چنان که قرارگرفتن انسان در عوامل زیستی خاصی مانند آب و هوا ، فرهنگ و  . . . روحیه او را می سازد ، بردستاوردهای انسانی هم موثر است.

با توجه به این موضوع شناخت محیط زیست و فرهنگ مردمان هر منطقه راهگشای مهمیست بر شناخت دستاوردهای صنعتی سنتی هم چون قالی و سایر تولیدات آن منطقه است. با اندکی تامل می توان دریافت که طولانی بودن سرما در هریس از دلایل مهم گرایش اهالی منطقه به قالی بافیست و همچنین درشت بافت بودن و یا پرگوشت چیدن قالی نیز به خاطر استفاده از یک زیر انداز گرم کننده است.کاربرد خطوط هندسی و شکسته در طرحها نیز ناشی از باورها و محیط کوهستانی زندگی در این مناطق است. اساطیر و پوشش گیاهی خاص منطقه که سازگاری با سرمای هریس نیز دارد. الهام بخش اصلی طراحان و بافندگان می باشد.

طراح یا بافنده قالی هریس با ترسیم و بافت شکل گیاهان منطقه بصورت آگاهانه یا ناخودآگاه این نقوش گیاهی را استلیزه کرده و با مکنونات قلبی و اساطیر و باورهای خود آمیخته و بر تار و پود قالی آورده که از این طریق همت ، هوشیاری و آراستگی ظاهر و باطن خود را به بیننده این قالی نشان دهد.

برخلاف نظر سیسیل ادواردز که نوشته اند یکی از تجار متهور تبریزی یک طرح معمولی گردان لچک ترنجی را به هریس برده و بافندگان آن را تبدیل به خطوط شکسته کرده اند.( کتاب قالی ایران ص 76 )

ولی من چنین تصوری ندارم زیرا چنانچه نظر ایشان درست باشد ، اینک باید در تمام مناطق آذربایجان طرحهایی با این اسلوب بافته شود ، ولی انحصاری بودن این نوع نقش و رنگ در هریس ، خود دلیلی بر رد نظر ایشان است . ولی تاثیر پذیری هایی نیز در مواردی خاص امکان پذیر است.

جالب است به خاطره ایی از آقای ادواردز اشاره کنم که خود دلیلی بر ذوق سرشار مردمان هریس است :

چند سال قبل هنگام بازدید از یکی از روستاهای هریس یک تخته قالی غیر معمولی با طرحی زیبا بر یکی از دارهای قالی بافی نظرم را جلب کرد. از بافنده تقاضا کردم نقشه آن را به من نشان دهد. وی با حجب فراوان از جعبه ای که در گوشه کارگاه بود دستمالی مربع نظیر دستمالهایی که در منچستر برای صدور به کشورهای مشرق زمین تهیه می کنند بیرون آورد. حاشیه آن از گل و بوته تشکیل گردیده بود با ترنجی از گل و لچک هایی که در گوشه قرار داشت. در این نقوش ، دو رنگ سفید و قرمز بکار رفته بود. زن قالیباف با این سرمشق (الگوی نامناسب ) ، قالی قابل تحسین و کاملی در چندین رنگ مختلف بافته بود. طرح لچک ترنجی کاملا صحیح و با فواصل مناسب در این قالی ظاهر گردیده بود ، ولی باز کلیه خطوط طرح به شکل شکسته بکار رفته بود. ( کتاب قالی ایزان )

طرحهای رایج منطقه عبارتند از : تاجری / صبوری / رزگل / حیاط گل / صمدخان / غلط نقشه (هرنوع طرحی که برای اولین بار ارائه شود و متداول بازار نباشد ، اصطلاحا غلط نقشه بکار میرود ) / چلنگری و افشان و  . . .

بافندگان هریس یک مهارت خاص نیز در بافت از روی نقشه دارند که نظیر آن تنها در مرکز قالی بافی اوشاک ( بچه ) واقع در ترکیه قابل مشاهده است. در این دو منطقه طرحهایی را که بر روی کاغذهای شطرنجی کشیده می شود و یا استاد کاری نقشه را می خواند. برای این منظور یک تکه چلوار را به وسیله سنجاق به دیوار مقابل نصب می کنند و با نگاه کردن گاهگاه به آن می توانند قالی را به هر قطعی که سفارش می دهند ببافند این خود مهارتی شگفت انگیز است ، مهارتی غریزی و حسی که در اصطلاح محلی (چشنی ) نامیده می شوند. ( به این مورد هم در کتاب قالی ایران و هم در مجله HALI 1993 اشاره شده است ) .

یکی از طرحهای قالی هریس نگاره های هندسی لچک و ترنج با حاشیه معروف به سماوری است که گونه هایی به نام های قاچ خاتون یا داش خاتون / ترنجی کف ساده / حاج عظیمی / ترنجی لوزی صمد خانی و تاجری از انواع آن است.

به نقشه های قالی هریس گوروان نیز می گویند. در برخی از روستاهای هریس نقشه دیگری به نام ( قراجه ) بافته می شود. طرح ترنج در ناحیه هریس ، کمتر یک پوده و بیشتر دو پوده به شیوه درشت بافت با گره ترکی که به هنگام پرداخت پرز آن را بلند می چینند و قالی پرگوشت و ضخیمی به دست می دهند.

اندازه های : 5/1×1 ، 4×3 ، 2×2 ، 5/2×5/3 ، 3×2 متر با رجشماره 15 تا 30 به بالا معمولا رواج دارد.

در بخش مرکزی هریس قالی هایی با رجشمار 40 به بالا نیز بافته می شود. اکثر بافندگان این ناحیه را بانوان تشکیل می دهند. در تاریخ قالیبافی هریس مشهور است که دختران قبل از اینکه به خانه بخت روند ، قالیبافی را در خانه پدری یاد گرفته و با طرحها و خلاقیت ذهنی خود آفریننده نقشهای بدیعی شده و حاصل دستباف خود را که نشانگر ذوق و هنرمندی و فرهنگ این منطقه است ، به عنوان جهیزیه به خانه بخت می برند. با توجه به موارد ذکر شده اکثر بافندگان این منطقه ذهن باف بوده و طرحها و رنگها را سینه به سینه به هم انتقال داده اند.

ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی

ریشه و بنیان هیچ امر سنتی را نباید در دوران تاریخ و تمدن ملل جستجو کرد ، زیرا معمولا آنچه به سنت ، مردمان اعصار جدیدتر رسیده است ، همه به اعصاری مربوط است که هنوز خطی و کتابتی در میان نبوده است ، یعنی اسطوره.

نقوش قالی نیز از این قاعده مستثنا نیست ، این نقوش هم از اساطیر( اسطوره دَدَه قورقود / َاصلی و کَرَم ) و هم پوشش گیاهی مناطق الهام میگیرد. به همین خاطر چنانچه تشابهاتی در نقوش قالی های مناطق دیده میشود سبب این نیست که فردی طرحی را برداشته و در تک تک مناطق گردانده بلکه اگر اساطیر و طبیعت مناطق را سرچشمه طراحی قالی بدانیم ، وجه اشتراک بین این طرحها را در می یابیم ، علاوه بر این تاثیرات ، باورهای قومی و دینی ، محیط زیست ، ابزارهای زندگی ، حیوانات و پرندگان این نواحی نیز در شکل گیری طرحهای مناطق نقش مهمی ایفا کرده اند.

پس اگر به گفته هربرت ریت تقسیمات هنری بپردازیم نقش و رنگ قالی هریس جزء هنرهای بَدوی محسوب می شود چون در آنها جسارت ، صمیمیت ، صداقت ، که خاص هنر بومیست مشاهده می شود و اگر با قالیهای شهری مقایسه کنیم پیشرفت طرحهای جدید و بالا بودن رجشمار ، نقوش دیگر شکسته گی خود را از دست داده اند و چرخشها و گلها و همچنین رعایت فواصل چرخشها و گلها و رنگ آمیزیهای با احتیاط تر انجام شده است.

   ( این مقوله جای بحث زیاد دارد )

از لحاظ هارمونی رنگی

در قالیهای هریس می توان هم کنتراست از حیث تیره و روشن اشاره کرد و هم کنتراست از حیث ریتمهای متنوع رنگی و هم چنین کنتراست در نقشهای ریز و درشت از مواردیست که می تواند در آنها به طور مشروح سخن راند.

به نظر استاد طباطبایی هنرمند نقاش تبریزی ؛ به لحاظ تزئینات ، قالی هریس در جایگاه مخصوص به خود قرار دارد و استفاده از رنگهای خاص و جسارت در انتخابات طرح نقوش ، از مواردیست که نیاز به تعمق زیاد دارد. رنگهای خالص سفید ، قرمز ، سرمه ایی و  . . . کاملا تجریدی ( انتزاعی ) هستند و به طور رمز گونه ایی از طبیعت الهام گرفته اند و با درون مایه خود بافندگان منطقه در آمیخته و چنین آثاری به وجود آمده اند ، کلا هنرمند چیزهایی از جهان بیرونی را موضوع کار خود قرار می دهد که بتواند از درون خود پاسخی به آن بدهد که همانا شکلهای انتزاعی بوجود می آیند.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 11:4 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          فرش های قدیمی منصوب به خراسان           

یرجند ( لچک ترنج ـ خواستگاه : مود ـ ۲۲۱*۱۴۷ )

                                         
طرح تکراری ـ  بلوچی ـ ۱۶۵*۳۵۸ ـ ربع دوم قرن ۱۳ هجری شمسی
                                               
طرح افشان مشهد ۳۹۹*۲۹۹ قرن ۱۴ هجری شمسی
                                      

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 10:41 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          قالی باقی در استان خراسان           

استان خراسان در حال حاضر با مساحتي در حدود 2/313337 کيلومتر تقريباً يک پنجم سطح کشور در شرق ايران قرار گرفته است. اين استان از شمال به کشورهاي شوروي و از مشرق به افغانستان و شوروي و از جنوب به استانهاي سيستان و بلوچستان و کرمان و از مغرب به استانهاي يزد اصفهان، سمنان و مازندران محدود است شهرهاي عمده استان خراسان شامل: مشهد، درگز، بجنورد، اسفراين، نيشابور، سبزوار، تربت‌حيدريه، تربت‌جام، کاشمر، فردوس، طبس، تايباد، سرخس، قاين و نهبندان مي‌باشد.

سابقه قاليبافي در خراسان:
با توجه به قراين و برخي اسناد موجود و تصاوير باقي‌مانده از نقاشي‌هاي قرون 9 و 8 هجري تصاوير زيادي از انواع قالي‌ها با نقوش متعدد اعم از هندسي و حتي نقوش لچک و ترنج و اسليمي ديده مي‌شود. بدون شک قاليبافي در آن زمان جزو صناعات مهم شهر هرات بود که جزو خراسان به حساب مي‌آمد.
قديمي‌ترين قالي خراسان مربوط به 160 سال پيش(که قالي‌بافي مشهد داراي همين سابقه است) با ابعاد 4×3 متر با طرح زيباي اسليمي دوره صفوي مي‌باشد ، متن آن قرمز لاکي و حاشيه اي به رنگ آبي دارد.
مهمترين مراکز قاليبافي:
مراکز مهم قاليبافي استان خراسان در حال حاضر عبارتند از:
خراسان رضوي، مشهد، نيشابور، سبزوار، کاشمر
خراسان شمالي: قوچان، شيروان، بجنورد
خراسان رضوي، تربت جام و تربت حيدريه، طبس، بيرجند، گناباد
سابقه قاليبافي در مشهد:
مشهد مرکز استان خراسان و يکي از کانونهاي قاليبافي ايران است. اين شهر به خاطر وجود آرامگاه هشتمين پيشواي شيعيان حضرت رضا داراي شهرت زيادي است. تعيين تاريخ دقيق براي شروع قاليبافي در مشهد امکان پذير نيست اما طبق نوشته‌ها و مدارک موجود، قديمي‌ترين قالي موجود منسوب به اين شهر متعلق به دوره شاه‌عباس صفوي طي سالهاي 1038 ـ 999 هجري قمري است. مراکز مهم قاليبافي در مشهد: طرقبه، شانديز، جاغرق، زشک و نوغنداست.

رنگ و طرحهاي مورد استفاده در قالي مشهد:
گلهاي بزرگ شاه‌عباسي شبيه طرحهاي اصيل هراتي، طرحهاي افشان لچک و ترنج با حاشيه‌هاي کتيبه‌اي ،انواع طرحهاي گل فرنگ، طرح لچک و ترنج سعدي ( از طرحهاي جنوب خراسان «بيرجند» است) نيز اخيراً در مشهد ديده مي‌شود. رنگ‌هاي قرمز سير (قرمزدانه)، عنابي، کرم، انواع سبز، آبي و سرمه‌اي و قهوه‌اي از عمده رنگ‌هاي مورد استفاده در قالي‌هاي امروز مشهد است.
(مشهد – عمو اوغلی)،(مشهد – عليخان- عمو اوغلی)
ويژگي بافت، دار و ابعاد قاليهاي مشهد:
در قالي مشهد دو نوع بافت فارسي و ترکي باف ديده مي‌شود. دارهاي قالي‌بافي همگي از نوع عمودي و ثابت هستند. پشم به عنوان پرز قالي و نخ پنبه به عنوان تاروپود تنها مواد اوليه مورد مصرف مي‌باشد در نمونه‌هاي قديمي و مشهور قالي مشهد استفاده از ابريشم نيز ديده مي‌شود. ابعاد متداول قالي مشهد 6 متري، 12 متري، 15 متري و حتي ابعاد متغير ديده مي‌شود.
طراحان و توليدکنندگان قالي مشهد:
محمود عمواوغلي، عبدالمجيد عمواوغلي، عليخان عمواوغلي، محمد ابراهيم مخملباف، حاج علي آقا خامنه‌اي، عباسقلي صابر، حاج غلامرضا اخوان نساج، حاج علي مدد، شيخ پورنگي، حاج عبدل مومني، خليل خديوي، حيدر حيدرپورکافي، کاظم شش‌کلاني، قاضي خاني، محمد مهدي مخلباف و محمد رضا مخملباف از توليد کنندگان قالي مشهد هستند.
از طراحان معروف عليپور، ميرزاحسن زرين کلک، ميرزا حسن طرحچي، عبدااحميد صنعتکار، حاج سيد مهدي جواهر قلم، حاج سيد مهدي يزدي و محمد حسين فخرالواعظين مهدوي را مي‌توان نام برد که از قديم تا به امروز در کار طراحي مشغول مي‌باشند.
سابقه قاليبافي در بيرجند:
بيرجند از شهرستانهاي جنوب شرقي خراسان و دومين کانون مهم قاليبافي خراسان پس از مشهد مي‌باشد.
براساس مطالعات انجام شده مي‌توان سابقه‌اي حداقل 200 ساله براي قالي بيرجند در نظر گرفت.درخش و مود  قديمي‌ترين و مشهورترين مناطق قاليبافي حومه بيرجند ميباشند.
درخش سومين کانون مهم بافندگي در خراسان است. از ديگر مراکز مهم قاليبافي در بيرجند:  چاج آسيابان، مك ، موز خاص، کوشکک، دره عباس، دژنوک، سرچاه، فصل‌آباد، تكاب، نوفرست، مي‌باشند.
طرحها و رنگهاي مورد استفاده در قاليهاي بيرجند:
انواع طرحهاي ماهي درهم سبكهاي لچك و ترنج و سرتاسري و طرح بته اميري و لچك ترنج سعدي . همچنين استفاده از يك ترنج بزرگ و گاهي نقوش پرندگان با نگاره‌اي از بته در قالي‌هاي بافت درخش.عمده رنگهاي به كار رفته  در قالي‌هاي بيرجندعبارتند از :لاکی سیر و روشن،كرم ،نخودي ، سرمه اي
(بيرجند)
ويژگيهاي دار ،بافت وابعاد در قاليهای بيرجند:
در قالي بيرجند، گره فارسي و به صورت جفتي رايج است. ابعاد قاليهاي بيرجند عبارتند از 6 و 9 و 12متر مربع و ابعاد كوچکتر قاليچه يا ذرع و نيم در حال حاضر رواج ندارد. رجشمار قاليهاي بيرجند 30 تا 40 و حداکثر 45 است و دارهاي قاليبافي عمودي و متحرک مي باشند.
طراحان و توليدکنندگان قالي بيرجند:
توليدکنندگان مشهور: ميرزاعلي درخش، شرکت شرق بيرجند، دکتر عبدالعلي احمد، عبدالمجيد جمشيدي، حاج قاسم خامنه‌اي، غلامحسين کاميابي، ابوالقاسم ملک، غلامرضا بازرگان، فرسات و حاج حسين اميني است.
طراحان مشهور فرش: محمد علي صميمي در حال حاضر و محمود کريم کرماني و محمد حسن لطفي از طراحان قديمي هستند.
کاشمر:
يکي از شهرهاي خراسان رضوي است. نام پيشين  آن ترشينه بوده است. اين شهر از شمال به سبزوار و نيشابور از مشرق به تربت حيدريه از جنوب به گناباد و فردوس و طبس و از مغرب به شاهرود محدود است. کاشمر تا مرکز استان خراسان 230 کيلو فاصله دارد.
سابقه قاليبافي در کاشمر:
طبق اسناد و مدارک شروع بافت در کاشمر به سالهاي 1260 تا 1280 هجري شمسي باز مي‌گردد.  محمد کرماني اولين استادکار قاليباف در منطقه كاشمر و از روستاي فروتقه آغاز گرديد.
مراکز مهم قاليبافي در کاشمر: روستاي فروتقه، کاژخانه، فداخن، فرگ، تربقان، رزق‌آباد، خليل آباد و بردسکن مي‌باشد.
رنگها و طرحهاي مورد استفاده در قالي کاشمر:
انواع طرحهاي زير خاکي، افشان شاه‌عباسي، لچک و ترنج به سبک مشهد، انواع طرحهاي نايين کل فرنگ همچنين طرحهاي تصويري، نقوش قاليهاي معاصر کاشمر را تشکيل مي‌دهد.
رنگ‌هاي مورد استفاده در قالي کاشمر عموماً روشن و به لاکي گل خاري معروف است.
ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای کاشمر:
در قالی کاشمر هم از گره ترکی و هم از گره فارسی استفاده می‌شود. دارهای قالی بافی عمودی و ثابت هستند در قالیهاي كاشمر همیشه از نخ پنبه برای تار و پود و پشم برای پرز فرش استفاده می‌شود و همچنین ابریشم به صورت بسیار محدود کاربرد دارد. رجشمار قالی کاشمر بین 30 و حداکثر 40 رج است، مهمترین ابعاد قالی کاشمر 3×2 و 5/3×5/2 متر مربع و بعضاً بزرگتر است.
 طراحان و توليد كنندگان فرش در كاشمر:
عزيزاله خاني، احمد ترك، حاج عباس گلستاني، محمد حسين وزان، غلامرضا عابديني، محمد مشتاقي و علي اصغر مسافر از مهمترين توليد كنندگان قالي‌هاي كاشمر در طي 70 سال اخير بوده و هستند.
بلوچ نشين خراسان:
منطقه‌اي در خراسان پيرامون تربت حيدريه، خواف ، رشخوار، محلات، زواره، كاشمر، سرخس تربت جام و قائن محل استقرار بخشي از عشاير ايراني بلوچ است كه در بين اين نقاط تربت حيدريه، تايباد و سرخس و حتي مشهد مركز تجمع آنها به شمار مي‌آيد.
 طرح هاورنگ‌هاي مورد استفاده در قالي‌هاي بلوچ:
طرح‌هايهاي قاسم آبادي سالار خاني ، گلداني، سجاده‌اي سه برگي، سه قابي ، كلاه‌دراز ، سه خشتي ، گاو و برج، سنگ چولي، گل شفتالو، فتح‌اله‌خاني، يعقوب خاني، مددخاني، علي‌اكبرخاني، گوزني، چشمه گل، دخترقاطي، كله فندقي يا كل شيفي، طاووسي ، گل بادامي، برگ تاكي، گل اشرفي، گل‌ستاره، تيسمنگ، چهار مرغ، عبدالسرخ كاشمر، پرجكلي كشميراز مهمترين طرح‌هاي قاليچه‌هاي بلوچ هستند كه به صورت ذهني بافته مي‌شوند.
رنگ قاليچه‌هاي بلوچ تيره است و از تركيب مايه‌هاي قرمز وسياه همچنين قهوه‌اي سير، شتري و سرمه‌اي سير به دست‌ مي‌آيد، در سالهاي اخير با افزايش مهاجرت اخانمنه به داخل ايران بسياري از طرح‌ها در هم آميخته و در بسياري از موارد باعث ايجاد مشكلات در تشخيص بافته‌ها مي‌‌گردد.
(قاليچه بلوچ خراسان)،(قاليچه بلوچ خراسان 1)
ويژگي بافت دار و ابعاد فرش در قالي‌هاي بلوچ خراسان :
شيوه بافت يك پود ( يك پود نازك) مهمترين ويژگي قاليچه‌هاي بلوچي مي‌باشد هم چنين گره فارسي در بين بافت قاليهاي بلوچ اين مناطق رايج است. استفاده از موي بز در كنار پيچ فرش‌ها از ويژگي قاليچه‌هاي قديمي بلوچ مي‌باشد. و حال كاربرد پشم بجاي موي بز افزايش مي‌يابد.
طبس:
اين شهر در فاصله 600 كيلومتري جنوب مشهد و يكي از شهرهاي كويري استان خراسان است، كه در جنوب غربي آن قراردارد سابقاً به آن دروازه خراسان مي‌گفتند از شمال به كوير نمك و از شرق به بيرجند وفردوس، از جنوب به كوير لوت و استان كرمان از مغرب به كوير لوت و يزد محدود است. اين شهر در كنار كوير بزرگ ايران قرار گرفته و اكثر راههايي كه از كوير عبور مي‌كرد و به اين شهر منتهي مي‌شود.
سابقه قاليبافي در طبس:
سابقه قاليبافي در طبس به قرن اخير باز مي‌گردد استان نجدشيباني اولين توليد كننده فرش‌هاي  طبس بود مراكز مهم قاليبافي در طبس در خود طبس در روستاهاي آن از جمله كريت، عشق آباد حلوان بافته مي‌شود.
رنگ‌هاي طرح‌هاي مورد استفاده در قالي طبس:
طرح‌هاي لچك و ترنج ساده، طرح‌هاي نائين نيز در طبس بافته مي‌شوند. رنگ‌هاي بكار رفته در قاليبافي سفيد، خاكي روشن، خاكي سير، آبي روشن، آبي سير، كرم، لاجوردي ، قهوه‌اي ، يشمي، فيروزه‌اي عنابي و لاكي مي‌باشند.
ويژگي بافت، دار و ابعاد در قالي‌هاي طبس:
نوع گره مورد استفاده در كاشمر به صورت فارسي و جفتي فارسي است ، رجشمار قالي‌هاي طرح نائين 30، 40 ودر برخي موارد رجشمارهاي بالاترنيز ديده مي‌شود. ابعاد رايج در فرش‌هاي امروز طبس عموماً2×3 و 5/3 × 5/2 متر مربع مي‌باشد.

طراحان و توليد كنندگان قالي طبس:
مهدي عطاري، محمد نخعي، قاسم نيا، محمد علي مقداري، عباس علي غلامي، محمد حسن نصيري و جلال رسولوف از مشهورترين توليد كنندگان قالي‌هاي معاصر طبس هستند. همچنين توكل‌فتحي، عبداله‌فتحي، محمدصفرزاده، محمد رضا شيباني، ماشاءالله هادي، حسن سلطاني، حسين فتحي از طراحان دهه اخير و امروز قالي طبس مي‌باشد.
سبزوار:
شهرستان سبزوار تا تهران 654 كيلومتر فاصله دارد از شمال به ميان آباد از مشرق به شهرستان نيشابور و از جنوب به شهرستان كاشمر و از مغرب به شهرستان شاهرود محدود است، اين شهر در دوره‌هاي اسلامي ولايت بيهق و داراي دو شهر سبزوار و خسروگرد بود كه بيش از يك فرسنگ با يكديگر فاصله نداشتند اين شهر در حمله مغول ويران شد و در سال 737 هجري قمري پايتخت سلسله سربداران شد.
سابقه قاليبافي در سبزوار:
تاريخ معاصر قالي سبزوار مربوط به قرن اخير ‌مي‌باشد. قاليبافي توسط دو برادر از اهالي آذربايجان به سبزوار وارد شد ولي به طور كلي مي‌توان سابقه 70 و حداكثر 90 سال براي قالي سبزوارمتصور شد.
مراكز مهم قاليبافي در سبزوار، روستاهاي فعال در قاليبافي اين استان عبارتند از ميج، البلاغ، حسين آباد، مهري شني، حصار سرخ، چاه‌سوخته، سنگرد، حسين آباد، شامكان، ده حسيني و احچنگ
طرح‌ها و مواد رنگ‌هاي مورد استفاده در قالي سبزوار:
انواع طرح‌هاي لچك و ترنج شاه عباسي، افشان و دسته‌گلي به همراه طرح معروف زير خاكي از مهمترين طرح‌هاي مورد استفاده در قالي‌هاي قديم و امروز سبزوار است.انواع طرحهاي نائين و مينا خاني و طرح‌هاو نقش‌هاي متداول استان به ويژه مشهد و نيشابور مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
(سبزوار)
ويژگي‌هاي بافت دار، ابعاد در قالي‌هاي سبزوار:
گره مورد استفاده اغلب تركي است. دارهاي قاليبافي از نوع عمودي و ثابت است. قالي‌هاي سبزوار بيشتر ابعاد بزرگ مانند 6 و9 و 12 متر مربع است رجشمار قالي‌هاي قديم و جديد سبزوار از 25 تا 35 رج متغير است.
 طراحان و توليد كنندگان قالي سبزوار :
غلامرضاچشمي، حسن فيض آبادي و حسين فيض ‌آبادي، حاج حسن چشمي، جاج حسن تقدسي، حاج حسن صوفيان از معروفترين توليد كنندگان قالي قديم و امروز سبزوار هستند از لحاظ طراحي شهر سبزوار هيچگاه داراي طراح  معروفي نبوده و طرح‌هاي مورد نياز عموماًً از شهرهاي نيشابور، مشهد و كاشمر تهيه شده است.

گناباد:
گناباد در فاصله تقريبي 270 كيلومتري جنوب مشهد قراردارد از شمال به كاشمر و تربت حيدريه ، از جنوب به فردوس و قاين، از غرب به بجستان و كوير نمك و از شرق به دشتهاي شرقي تا افغانستان محدود مي‌شود .گناباد از شهرهاي قديمي است و بناي آن را به شاهان هخامنشي نسبت مي‌دهند.
سابقه قاليبافي در گناباد:
سابقه قاليبافي به سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم (1318) باز مي‌گردد. قاليبافي در سالهاي گذشته نسبت به امروز از رونق زيادي برخوردار بوده است .مراكز مهم قاليبافي در گناباد ،روستاهاي باغ آسياب و بيلند مي‌باشد.
رنگ و طرحهاي مورد استفاده در قالي‌هاي گناباد:
طرحهاي لچك و ترنج شاه‌عباسي و افشان شاه عباسي با رجشمار پائين از ويژگيهاي قالي‌هاي اين منطقه هستند و در حال حاضر بزرگترين كارخانه‌ي رنگرزي گياهي در گناباد فعاليت خود را آغاز كرده است. بافت قاليبافي نائين با طرح و رنگ آميزي آن در گناباد رواج دارد.
(درخش)
ويژگي بافت دار و ابعاد در قالي‌هاي گناباد:
گره مورد استفاده تركي و فارسي به صورت توأمان مي‌باشد. ابعاد قالي‌ها عمدتاً 3 × 2 و 5/3×5/2 مي‌باشد رجشمار فرش‌ها 30 و 35 مي‌باشد و ندرتاً از 40 رج تجاوز مي‌نمايد.
قوچان، شيروان ، بجنورد، درگز:
عمده مناطق مذكور محل زندگي كرداني است كه در طي سد ه هاي اخير توسط حكومت‌هاي مركزي از غرب كشور به اين مناطق كوچ داده شده‌اند. البته امروز گرايش به قاليبافي سبك نائين و كاشان و حتي كرمان ديده شده است.
نيشابور
نيشابور در فاصله‌ي 140 كيلومتري غرب مشهد قرار دارد از مشرق به مشهد، از شمال به قوچان و اسفراين ، از غرب به سبزوار و از جنوب به كاشمر محدود است. اين شهر در طول تاريخ پر حادثه خود بارها مورد هجوم اقوام بيگانه قرار گرفت و به شدت آسيب ديد. اين شهر موطن تعدادي از بزرگان و عالمان به ويژه شاعران بزرگي همچون عمرخيام و عطار نيشابوري و همچنين نقاش برجسته كمال الملك مي‌باشد.
 
سابقه قاليبافي در نيشابور:
بر اساس مطالعات موجود تاريخ شروع قاليبافي و گسترش آن در نيشابور به سالهاي پس از جنگ دوم جهاني باز مي‌گردد. و كارگاههاي قاليبافي در كاروانسرايي كه حال ساختمان فعلي دارايي است داير بود. استاد كاران ماهر از شهرهاي مجاور نظير سبزوار و كاشمر به نيشابور دعوت شدند. حبيب الله فكور و حسين گلابتوني از پيشكسوتان قاليبافي معاصر مي‌باشند.
مهمترين مناطق قاليبافي حومه نيشابور در روستاهاي گرينه، دررود، باغ شن، خردعليا، بزغان، سيد آباد ، سرچاه، معدن و سليماني، اسحاق آباد و سلطان آباد از مهمترين مراكز قاليبافي نيشابور هستند همچنين روستاهاي بزرگ صفي آباد و بام نيز از مراكز عمده توليد قالي نيشابور هستند.
رنگ و طرح‌هاي مورداستفاده در قالي نيشابور:
از گذشته طرحهاي قالي مشهد در قاليبافي نيشابور مورد استفاده قرار مي‌گرفت. استفاده از طرح‌هاي افشان سراسري با استفاده از گلهاي بزرگ شاه عباسي و طرح‌هاي زير خاكي از متداول‌ترين طرح‌هاي قالي‌هاي اين دوره محسوب مي‌شود در حال حاضر طرح‌هاي ميناخاني ورامين، كاشان و نائين در نيشابور بافته مي‌شود استفاده از رنگ‌هاي شيميايي در حال حاضر باب شده است.
ويژگي بافت، دار و ابعاد فرش در قاليبافي نيشابور:
گره فارسي و جفتي بافي در فرش نيشابور رواج دارد ابعاد فرش نيشابور 6 و 9 متر مربع است. دارها از نوع عمودي و ثابت هستند رجشمار  اغلب قالي‌هاي امروز نيشابور بين 25 و حداكثر 35 رج مي‌باشد ولي در مواردي فرشهايي با رجشمار ريزترنيز ديده مي‌شود.
طراحان و توليد كنندگان فرشهاي نيشابور:
حسين گلابتوني، حبيب الله فكور، غلامرضامزدوكار مشهورترين توليد كنندگان قديمي قاليبافي نفيس و معروف نيشابور بوده اند اما درخصوص طرحهاي قالي شهر نيشابور، هم اكنون از طراحان شهر مجاوركمك مي گيرند.

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 10:40 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

          برنامه امتحانی ترم دوم           

دوشنبه............................۲۷/۰۳/۸۷....................۳۰/۱۰............................اندیشه اسلامی

سه شنبه.........................۲۸/۰۳/۸۷ ...................۳۰/۱۰ ..........................تربیت بدنی

چهارشنبه........................۲۹/۰۳/۸۷ ....................۳۰/۱۰ .........................زبان خارجه

پنجشنبه.........................۳۰/۰۳/۸۷ .....................۳۰/۱۰ ........................رنگ شناسی

شنبه..............................۰۱/۰۴/۸۷ ....................۳۰/۱۰ .........................تاریخ هنر ایران

یکشنبه...........................۰۲/۰۴/۸۷ ....................۳۰/۱۰ ........................رنگرزی شیمیائی

دوشنبه...........................۰۳/۰۱/۸۷ ....................۳۰/۱۰ ............شیوه های تولید فرش دستباف ۲

برنامه تحویل پروژه کلاسی

سه شنبه.......................۰۴/۰۴/۸۷ ....................۳۰/۱۰ ...............طراحی نقوش سنتی تکمیلی

 

| تاريخ : چهارشنبه 1387/03/01 | ساعت : 10:31 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

موضوعات

 پیام مدیر
 دانشکده فرش هریس
 دانشگاه هنر تبریز
 با دانشجویان
 اساتید
 اخبار فرش
 گالری عکس
 تاریخ فرش
 مسائل و مشکلات دانشکده
 توت فرنگی
 برنامه کلاسها
 امتحانات
 ارتباط با اساتید
 برنامه های جنبی دانشکده
 هریس,دیار قالی
 فرش ایرانی
 گزارشات تصویری
 با بزرگان فرش دستباف
 مقالات فرش
 مناسبات
 آدرس دانشکده
 معرفی کتاب و مقالات
 پاسخ به سوالات و درخواستها
 رنگرزی
 English Index
 آموزشی

بایگانی

هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386

سايت هاي همکار


کوروش بزرگ
تفسیر نامه
مستند سازی
انجمن علمی خاکشناسی ساری
دانشگاه هنر اسلامی تبریز
فرش الدار
موفقیت در کنکور سراسری
هریز
تبادل بنر رایگان راد آذر
خاطرات یک تبریزی
سایت معتبر جهانی فرش دستباف ایرانی
سایت بلاگفا
کارگاه قالی بافی یا علی
وبلاگي براي همه
اطلاع رسانی رویدادهای کشور
آرشيو مطالب فارسي وبلاگ دانشكده فرش
English index archive for hcacademi
صنایع دستی ایران و اصفهان
سایت اطلاع رسانی فرش ایران

بخش ویژه وبلاگ

مدیران وبلاگ :

مسعود رضوانی
سیامک سرتیپی



ورودی ماهانه:


صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  پشتیبان
Powered By Temp-Designer.Net & .Com Copyright © 2008 by Amirreza Keypour